لیز دوست: حاکمان ایران با بزرگ‌ترین چالش خود از زمان انقلاب اسلامی روبه‌رو هستند

اعتراضات در ایران، ۸ جون

منبع تصویر، Reuters

    • نویسنده, لیز دوست
    • شغل, خبرنگار ارشد امور بین‌الملل بی‌بی‌سی

حاکمان ایران با جدی‌ترین چالش خود از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ روبه‌رو هستند.

آن‌ها اکنون در مقیاسی بی‌سابقه با مخالفان مقابله می‌کنند؛ سرکوب شدید امنیتی و قطع تقریباً کامل اینترنت در ابعادی اعمال شده که در بحران‌های پیشین سابقه نداشته است.

با این‌حال، برخی از خیابان‌هایی که پیش‌تر از خروش خشم معترضان علیه حکومت لبریز بود، حالا کم‌کم خالی می‌شوند.

یکی از ساکنان تهران به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «جمعه به‌شدت شلوغ بود ـ جمعیت باورکردنی نبود ـ و تیراندازی زیادی هم بود. بعد شنبه شب خیلی، خیلی آرام‌تر شد.»

یک روزنامه‌نگار ایرانی هم گفت: «باید برای بیرون رفتن آرزوی مرگ داشته باشی.»

این بار، ناآرامی داخلی با تهدیدی خارجی نیز تشدید شده است؛ هشدارهای مکرر دونالد ترامپ درباره اقدام نظامی، هفت ماه پس از آن مطرح می‌شود که امریکا در جریان جنگ ۱۲روزه میان ایران و اسرائیل، حملاتی را به تأسیسات اصلی هسته‌ای این کشور انجام داد؛ جنگی که حکومت را تضعیف کرد.

اما به تعبیر قیاسی و یا تشبیهی که ترامپ زیاد به کار می‌برد، این وضعیت به ایران «یک کارت دیگر» برای بازی هم داده است.

اکنون رئیس‌جمهور امریکا می‌گوید تهران برای بازگشت به میز مذاکره تماس گرفته است.

اما ایران در موضع خوبی نیست؛ چون رئیس‌جمهور ترامپ می‌گوید ممکن است پیش از هر دیداری همچنان ناچار به اتخاذ نوعی اقدام باشد؛ و مذاکرات هم حرارت سوزان این ناآرامی‌ها را به‌طور کامل فرو نخواهد نشاند.

ایران در برابر خواسته‌های حداکثری امریکا، از جمله غنی‌سازی صفر هسته‌ای، تسلیم نخواهد شد؛ خواسته‌ای که عبور از خطوط سرخی است که در قلب دکترین راهبردی این حکومت دینی قرار دارد.

با هر میزان فشاری که در این مقطع وجود دارد، هیچ نشانه‌ای دیده نمی‌شود که رهبران ایران در حال تغییر مسیر باشند.

ولی نصر، از دانشکده مطالعات پیشرفته بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز و نویسنده کتاب «استراتیژی بزرگ ایران» می‌گوید: «تمایل آن‌ها این است که فضا را به شکل سخت‌گیرانه‌ای کنترل کنند و تلاش به خرچ دهند از این مقطع عبور کنند و بعد تصمیم بگیرند از اینجا به کجا می‌روند»

«اما با توجه به وضعیت‌شان در برابر امریکا، اسرائیل و تحریم‌ها، حتی اگر این اعتراض‌ها را هم سرکوب کنند، گزینه‌های زیادی برای بهبود زندگی ایرانیان ندارند.»

این هفته ممکن است تکلیف شتاب تحولات در این مقطع مشخص شود: این‌که آیا ایران و منطقه به شکلی گسترده‌تری وارد دور تازه‌ای از حملات نظامی می‌شوند یا این‌که قوای قهریه بار دیگر، مثل گذشته، این اعتراض‌ها را کاملاً مهار می‌کنند.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، دیروز به دیپلمات‌ها در تهران گفت که «وضعیت اکنون کاملاً تحت کنترل است.»

دیروز در بیرون و در روشنایی روز، خیابان‌های تهران پر از جمعیتی بود که دولت از آن‌ها خواسته بود برای بازپس‌گیری خیابان‌ها از معترضان به میدان بیایند.

با این‌حال، پنج روز پس از قطع گسترده ارتباطات، تصاویر هولناک‌تر همچنان از طریق ماهواره‌ای استارلینک، که نشان‌دهنده خلاقیت فنی ایرانیان و شجاعت آن‌ها است به جهان مخابره می‌شود.

روایت‌های داکتران از شفاخانه‌های که زیر فشار قرار دارند، ویدیوهای دلخراش از سردخانه‌های روباز با ردیف‌های طولانی کیسه‌های سیاه اجساد، و پیام‌های صوتی ارسال‌شده برای خبرنگاران بخش فارسی بی‌بی‌سی از شوک و ترس حکایت دارد.

آمار قربانیان در حال افزایش است. در موج قبلی ناآرامی‌ها در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ که بیش از شش ماه طول کشید، حدود ۵۰۰ کشته از سوی گروه‌های حقوق بشری ثبت شد و بیش از ۲۰ هزار نفر بازداشت شدند.

این بار، در عرض چند هفته، گزارش‌ها حاکی از آن است که شمار جان‌باختگان از همان رقم هم بسیار فراتر رفته و تاکنون بیش از ۲۰ هزار نفر بازداشت شده‌اند.

حکومت خونریزی و تلفات را انکار نمی‌کند؛ صدا و سیما، تلویزیون دولتی ایران، نیز تصاویری از سردخانه‌های موقت را نشان می‌دهد و حتی می‌پذیرد که شماری از معترضان کشته شده‌اند.

خیابان‌های ایران در آتش سوخته‌اند. ساختمان‌های دولتی با شعله‌ور شدن خشم به آتش کشیده شده‌اند. آن‌ها نمادهای نظام هستند، اما حمله به اموال عمومی از سوی دولت به‌عنوان کار «تروریست‌ها و آشوبگران» محکوم شده است.

زبان حقوقی نیز در این مدت تندتر شده است؛ «خرابکاران» به اتهام «محاربه با خدا» متهم شده‌اند و با مجازات اعدام روبه‌رو هستند.

دولت مسئولیت اصلی این خیزش داخلی را متوجه دشمنان خارجی (نام رمزی برای اسرائیل و امریکا) می‌داند. این بار، این اتهام با توجه به میزان آشکار نفوذ سازمان امنیتی اسرائیل، موساد، در جریان جنگ ۱۲روزه سال گذشته نیز تقویت شده است

با هر فوران تازه ناآرامی در ایران، همان پرسش‌ها دوباره مطرح می‌شود: دامنه و وسعت این اعتراضات تا کجا گسترش می‌یابد؟ چه کسانی به خیابان‌ها و میدان‌ها می‌آیند؟ و مقام‌ها چگونه واکنش نشان خواهند داد؟

یک موتر در جریان اعتراضات در تهران در آتش می‌سود. تهران، ایران، ۸ جنوری ۲۰۲۶

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، مقامات در تلاشند تا پس از هفته‌ها اعتراضات، کنترل اوضاع را در ایران دوباره به دست گیرند

این تازه‌ترین موج اعتراضات از بسیاری جهات متفاوت بوده است.

آغاز آن کاملاً عادی به نظر می‌رسید. در ۲۸ دسامبر، فروشندگان اجناس الکترونیکی وارداتی در تهران با سقوط ناگهانی ارزش پول ملی شوکه شدند؛ دکان‌هایشان را بستند، دست به اعتصاب زدند و از دیگران نیز خواستند که به آن‌ها بپیوندند.

واکنش اولیه حکومت به اعتراضات، فوری و آشتی‌جویانه بود. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، وعده گفت‌وگو داد و از «مطالبات مشروع» معترضان سخن گفت؛ آن هم در کشوری که تورم به نزدیکی ۵۰ درصد رسیده و کاهش ارزش پول ملی زندگی دشوار مردم را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

اندکی بعد، کمک‌هزینه‌ای ماهانه به مبلغ حدود ۷ دالر به حساب بانکی همه واریز شد تا اندکی از فشارها بکاهد.

اما قیمت‌ها باز هم بالاتر رفت و موج ناآرامی‌ها شدت گرفت.

کمتر از سه هفته بعد، ایرانیان در همه‌جا از شهرهای کوچک و ولایت‌های محروم گرفته تا کلان‌شهرها به راهپیمایی پرداختند و خواستار تغییرات اقتصادی و سیاسی شدند.

دیگر راه‌حل‌های فوری و ساده‌ای وجود ندارد؛ مسئله، خودِ سیستم است.

سال‌ها تحریم‌های فلج‌کننده بین‌المللی، سوءمدیریت و فساد، خشم عمیق نسبت به محدودیت‌های آزادی‌های اجتماعی، و رنج ناشی از هزینه‌های این تقابل طولانی‌مدت با غرب، ایران را درهم شکسته است.

با این‌حال، تا اینجا به نظر می‌رسد هسته مرکزی قدرت همچنان پابرجاست.

کریم سجادپور، پژوهشگر ارشد مؤسسه کارنگی در واشنگتن، توضیح می‌دهد: «مهم‌ترین عنصر مانع جلوگیری از فروپاشی کامل، این است که نیروهای سرکوبگر هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند که دیگر از رژیم سودی نمی‌برند و حاضر نیستند برای آن دست به کشتار بزنند.»

پیش از بروز این بحران، بازیگران قدرتمند در حلقه‌های حاکم ایران به‌شدت بر سر مسائل اصلی دچار اختلاف بودند: این‌که آیا و چگونه مذاکرات نافرجام با امریکا برای دستیابی یک توافق هسته‌ای جدید از سر گرفته شود، و نیز چگونگی بازسازی بازدارندگی راهبردی پس از ضربه‌هایی که در جریان جنگ غزه به نیروهای نیابتی و شرکای سیاسی ایران وارد شد.

اما بقای نظام ـ نظامِ خودشان ـ از هر چیز دیگری مهم‌تر است.

قدرت نهایی همچنان در دست آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ۸۶ ساله و بیمار ایران، است، اما او در محاصرهٔ وفادارترین مدافعانش قرار دارد؛ از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اکنون بر اقتصاد، سیاست و امنیت جمهوری اسلامی تسلط یافته است.

تهدیدهای تقریباً روزانهٔ رئیس‌جمهور ترامپ، بنا بر گزارش‌ها، توجه و تمرکز تصمیم‌گیران رده‌بالا را به‌شدت به خود معطوف کرده است. این تهدیدها همچنین گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای را درباره تأثیر هرگونه مداخله خارجی برانگیخته است.

اقدام نظامی می‌تواند به تقویت معترضان بینجامد؛ اما ممکن است نتیجه معکوس نیز داشته باشد.

صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چاتهام‌هاوس مستقر در لندن، می‌گوید: «پیامد اصلی این اقدام، تحکیم همبستگی در میان نخبگان و مهار شکاف‌های درونی رژیم در مقطعی از افزایش آسیب‌پذیری خواهد بود.»

رضا پهلوی، پسر تبعیدی آخرین شاه ایران، پس از مصاحبه‌ای با رویترز درباره وضعیت ایران و لزوم حمایت از ایرانیان، در پاریس، فرانسه، ۲۳ جولای ۲۰۲۵، ژست گرفته است.

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، رضا پهلوی، پسر شاه سابق ایران، از جمله کسانی است که خواستار مداخله ایالات متحده شده است.

یکی از بلندترین صداهای ایرانی که خواستار مداخله رئیس‌جمهور ترامپ شده، رضا پهلوی، ولیعهد پیشین در تبعید است؛ کسی که پدرش در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ از سلطنت ایران سرنگون شد. اما این درخواست او و نیز روابط نزدیکش با اسرائیل، بحث‌برانگیز است.

در مقابل، کسانی دیگر مثل نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح، که همچنان در ایران زندانی است، تا جعفر پناهی، فلم‌ساز برنده جوایز بین‌المللی تأکید می‌کنند که تغییر باید مسالمت‌آمیز باشد و از درون کشور شکل بگیرد.

در ناآرامی‌های کنونی، رضا پهلوی توانایی خود را در بسیج و جهت‌دهی به این خیزش نشان داده است. فراخوان‌های او در ابتدای هفته گذشته برای شعار دادن هماهنگ، به نظر می‌رسد افراد بیشتری را با وجود سرمای سخت زمستان به خیابان‌ها کشانده باشد.

سنجش عمق واقعی حمایت از او دشوار است و روشن نیست که آیا این اشتیاق ژرف برای تغییر، برخی را به چنگ زدن به نمادی آشنا سوق می‌دهد یا نه. با این‌حال، پرچم ایرانِ پیش از انقلاب، با نقش شیر و خورشید، بار دیگر برافراشته شده است.

پهلوی تأکید می‌کند که قصد بازگرداندن سلطنت را ندارد، بلکه می‌خواهد رهبری گذار به دموکراسی را بر عهده بگیرد؛ اما در گذشته، او چهره‌ای وحدت‌بخش در میان جامعه پراکنده ایرانیان خارج از کشور نبوده است.

ترس از فروپاشی و هرج‌ومرج، مشکلات مالی و مسائل دیگر نیز ذهن بسیاری از ایرانیان، از جمله کسانی که هنوز از روحانیون حاکم حمایت می‌کنند، را به خود مشغول کرده است. برخی به جای انقلاب به اصلاحات فکر می‌کنند.

تاریخ به ما می‌گوید هنگامی که شور و زور در خیابان‌ها به هم می‌رسند، تغییر می‌تواند از بالا یا از پایین رخ دهد. این روند همواره غیرقابل پیش‌بینی است و اغلب پرمخاطره.