نقش‌آفرینی دیپلماتیک پاکستان در سایه حملات مرگبار هوایی به افغانستان

    • نویسنده, محجوبه نوروزی
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۵ دقیقه

در حالی که دیپلمات‌ها در اسلام‌آباد برای دور تازه‌ای از گفت‌وگوها میان ایالات متحده و ایران گرد هم آمده‌اند، پاکستان تلاش دارد خود را به‌عنوان یک میانجی کلیدی در معادلات منطقه‌ای معرفی کند.

این مذاکرات در شرایطی انجام می‌شود که تنش میان واشنگتن و تهران همچنان بر چندین بحران در خاورمیانه و فراتر از آن سایه انداخته است.

اما در آن‌سوی مرز غربی پاکستان، واقعیتی متفاوت در جریان است؛ حملات هوایی، تلفات غیرنظامیان و تشدید بی‌ثباتی در افغانستان یک بار دیگر دارد به فراموشی سپرده می‌شود.

برای بسیاری از افغان‌ها، این تضاد قابل درک نیست: کشوری که در یک بحران نقش میانجی را بازی می‌کند، اما هم‌زمان متهم به تشدید بحران در کشور همسایه خود است.

برخی شهروندان افغانستان می‌گویند در حالی که پاکستان تلاش دارد از طریق میانجی‌گری جایگاه بین‌المللی خود را تقویت کند، فشار نظامی بر افغانستان نیز ادامه دارد.

نعمت‌الله، باشنده ولایت بامیان، می‌گوید: «پاکستان تلاش دارد با این اقدامات امتیازهای دیپلماتیک به دست آورد. در حالی که جنگ میان ایران و امریکا توجه‌ها را جلب کرده، افغانستان دوباره به حاشیه رانده شده و فراموش می‌شود.»

او می‌افزاید: «نقض حقوق بشر در افغانستان نادیده گرفته می‌شود و امیدواریم جامعه جهانی اجازه ندهد حریم هوایی افغانستان بار دیگر نقض شود.»

اوج این تنش‌ها ۱۶ مارچ بود؛ زمانی که یک حمله هوایی به مرکز ترک اعتیاد «امید» در کابل اصابت کرد.

مقام‌های حکومت طالبان می‌گویند در این حمله بیش از ۴۰۰ نفر کشته و صدها تن زخمی شدند، اما سازمان ملل تاکنون دست‌کم ۱۴۳ کشته را تأیید کرده و تحقیقات ادامه دارد.

شاهدان از صحنه‌هایی آکنده از آتش و هرج‌ومرج سخن می‌گویند. یکی از بازماندگان گفته است: «همه‌جا آتش گرفته بود، مردم در آتش می‌سوختند.»

در میان قربانیان، عبدالصبور حسینی نیز بود؛ مردی که تنها یک هفته پیش برای درمان اعتیاد به این مرکز رفته بود. خانواده‌اش می‌گویند او سال‌ها زیر فشار فقر، بیکاری و مرگ پسرش بر اثر سرطان خون، به اعتیاد کشیده شده بود و همسر و سه کودک خردسال به جا گذاشته است.

برای خانواده او، این خبر تنها یک عدید نیست. برادرش لحظه شناسایی جسد را این‌گونه به یاد می‌آورد:

«سر یکی از اجساد را باز کردم… فهمیدم او صابرجان است. اصلا تحمل دیدنش را نداشتم.»

همسرش نیز می‌گوید تا آخرین لحظه امیدوار بود او زنده باشد:

«تا شام به همین امید بودم… بعد فهمیدم شهید شده. فقط به فکر فرزندانم بودم.»

عبدالصبور با جمع‌آوری آهن کهنه امرار معاش می‌کرد و به گفته خانواده‌اش، مرگ فرزندش نقطه آغاز سقوط او به اعتیاد بود.

اکنون خانواده‌اش در وضعیت دشواری قرار دارد؛ همسرش می‌گوید توان کار ندارد و زندگی‌شان نامعلوم است. در همین حال، دو دختر خردسال او هنوز درک کامل از فقدان پدر ندارند.

این چرخه بحران در افغانستان، در حالی ادامه دارد که تجربه دهه‌های گذشته نشان می‌دهد هر بار این کشور از تمرکز رسانه‌ها و توجه جهانی خارج شده، پیامدهای سنگینی به دنبال داشته است.

پس از پایان جنگ سرد و کاهش توجه بین‌المللی، افغانستان وارد جنگ داخلی شد و زمینه برای ظهور گروه‌های مسلح از جمله طالبان فراهم گردید. در سال‌های بعد نیز، کاهش پایدار توجه جهانی بارها با تشدید فقر، فروپاشی اقتصادی و افزایش مهاجرت همراه بوده است.

بر اساس گزارش‌های سازمان ملل، امروز نیز میلیون‌ها نفر در افغانستان نیازمند کمک فوری انسانی هستند، در حالی که نهادهای بین‌المللی از جمله بانک جهانی نسبت به فروپاشی اقتصادی و افزایش بیکاری هشدار داده‌اند. نهادهای حقوق بشری مانند عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر نیز از افزایش نقض حقوق بشر در شرایط کاهش فشار بین‌المللی سخن گفته‌اند.

در چنین زمینه‌ای، برخی تحلیلگران هشدار می‌دهند که «فراموشی افغانستان» تنها یک مسئله رسانه‌ای نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای عملی داشته باشد؛ از کاهش پاسخ‌گویی و تضعیف نظارت بین‌المللی گرفته تا فراهم شدن زمینه برای تکرار چرخه‌های خشونت.

در همین چارچوب، ثنا احمدی از ولایت پنجشیر، می‌گوید در شرایطی که بازیگران متعددی از جمله کشورهای خلیج در تحولات منطقه نقش دارند، یک خطای محاسباتی می‌تواند به‌سرعت درگیری‌ها را دوباره شعله‌ور کند.

او نقش پاکستان را در این بحران «قابل توجه اما محدود» توصیف می‌کند و می‌گوید این کشور به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و روابطش با ایران و امریکا می‌تواند یک کانال ارتباطی مهم باشد، اما نفوذ آن بر تصمیمات استراتژیک طرفین محدود است.

آقای احمدی همچنین هشدار می‌دهد که افغانستان در روایت‌های بین‌المللی به‌طور مزمن با جنگ تعریف شده و همین امر باعث کاهش توجه جهانی به رویدادهای آن شده است: «حتی رویدادهای بزرگ با تلفات بالا، مانند حمله به مرکز امید، به حاشیه رانده می‌شود.»

او می‌گوید این عدم توازن در توجه، پیامدهای جدی دارد: کاهش پوشش خبری می‌تواند فشار بین‌المللی برای پاسخ‌گویی را کم کند و زمینه را برای تکرار فجایع انسانی در آینده فراهم سازد.

در کنار این تحولات، نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر در نتیجه درگیری‌ها آواره شده‌اند و بسته شدن مرزها نیز بحران انسانی را تشدید کرده است.

در حالی که گفت‌وگوهای دیپلماتیک در اسلام‌آباد ادامه دارد، نگرانی‌ها از آغاز دوباره جنگ در آن‌سوی مرز همچنان بر زندگی مردم سایه افکنده است؛ اما برای بسیاری از افغان‌ها، این شکاف میان دیپلماسی و واقعیت، نه یک بحث سیاسی، بلکه تجربه‌ای روزمره از فقدان، ناامنی و زندگی‌های از دست‌رفته است.