شربت گل، چهره‌ ماندگار نشنال جیوگرافیک: «کاش آن عکس هرگز گرفته نمی‌شد»

تصویر زنی که عکس چاپ شده از پرتره معروف شربت گل را به دست گرفته. چهره زن نمایان نیستن تنها دست‌هایش در تصویر دیده می‌شود. در پلاکاردی که زن در دست دارد به انگلیسی «ارزش من زیبایی من» نوشته شده است.

منبع تصویر، NurPhoto via Getty Images

توضیح تصویر، تصویر شربت‌گل به نماد جنگ، آوارگی و زیبایی زنان افغان تبدیل شد
    • نویسنده, نجیبه لیمه
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

چهل سال پیش تصویر یک دختر افغان با چشمان سبز زمردی خیره‌کننده به یکی از شناخته‌شده‌ترین عکس‌های تاریخ عکاسی خبری در سطح جهان تبدیل شد؛ عکسی که بر جلد مجله نشنل جیوگرافیک چاپ شد و نماد جنگ و آوارگی برای میلون‌ها نفر در سراسر جهان شد.

اما شربت‌گل دختری که در آن تصویر ظاهر شد، می‌گوید که «این تصویر برای او نه آغاز خوشبختی بلکه شروع مسیری بود که هرگز خودش آن را انتخاب نکرد.»

شربت‌گل که با شهرت ناخواسته انتشار عکسش بزرگ شده، به بی‌بی‌سی می‌گوید:« از نام کمره بدم می‌آید.»

شاید برای همین بود که وقتی اولین بار با او صحبت کردم، پاسخ‌هایی در مایه «بله یا نخیر» برایم می‌داد.

مصاحبه‌ای که قرار بود ۳۰ دقیقه طول بکشد به سختی به ۱۷ دقیقه رسید.

زمانی که از او خواهش کردم توضیحاتی بیشتر بدهد، پاسخ داد:«از نام کمره بدم می‌آید، حتی نمی‌توانم به طرف کمره کمپیوتر سیل کنم.»

چند روزی بعد دوباره تماس گرفتم. این بار به کمک اعضای خانواده اش گفت‌وگو را از سر گرفتیم.

گفت:«نجیبه جان خواهر، مه تو را می‌شناسم. تو در رادیو برای اطفال قصه می‌گفتی.»

داستان‌هایی بود که ۲۵ سال پیش در سلسله برنامه‌های رادیوی برای کودکان می‌خواندم، در خیمه‌اش در اردوگاه مهاجران در پاکستان شنیده بود.

احساس کردم این بار آرام‌تر شده است.

او در این مصاحبه به بی‌بی‌سی گفت که کتاب خاطرات زندگی‌اش را می‌نویسد.

مرگ مادر در کودکی و فرار از جنگ افغانستان

شربت گل

از او خواستم در باره دوران کودکی‌اش به ما بگوید. شربت‌گل در ولسوالی شینوار ولایت ننگرهار به ‌دنیا آمده است.

از خانه و دوران کودکی چیز زیاد به یاد نمی‌آورد. به جز « مادرش که بیمار بود».

می‌گوید: «مادرم درد داشت. چندین طبیب را آوردیم. یکی تشخیص داد که بیماری آپاندیس دارد. اما آن زمان جنگ شدید جریان داشت؛ بالای سرما طیاره بود و در روی زمین تانک. امکان رساندن مادر به شفاخانه وجود نداشت. مادر بسیار درد کشید و فریاد می‌زد. وقتی صبح رسید او مرده بود.»

شربت‌گل اما روز مهاجرت از افغانستان را خوب به یاد داشت. او گفت که پدرش تصمیم گرفت به هر شکلی که ممکن است خانواده‌اش را از افغانستان بیرون ببرد. زمستان سختی بود، آن‌ها خانه را به قصد پاکستان ترک کردند. وقتی که حملات هوایی آغاز می‌شد، در غارها پناه می‌گرفتند و با تمام شدن حملات دوباره راه می‌افتادند.

«پنج شبانه روز پیاده‌روی کردیم. وقتی به لورواگی (در خیبرپختوا) رسیدیم و کفش‌هایم را کشیدم، دیدم تمام ناخن‌های پایم داخل کفش‌هایم افتاده بودند.»

تصویر دو زن که به پرتره شربت‌گل نگاه می‌کنند. این پرتره ظاهرا در کدام نمایشگاه به نمایش در آمده است.

منبع تصویر، ATPImages/Getty Images

توضیح تصویر، تصویر شربت‌گل در اردوگاه مهاجران در پاکستان گرفته شد

«وقتی عکسم را دیدم حیران شدم، گفتم این عکس من نیست»

شربت‌‌گل پدرش را در دوران مهاجرت از دست داد.

او با برادر و خواهرانش در پاکستان در اردوگاه ناصرباغ ( پناه‌گاهی برای زنان بیوه و کودکان یتیم) پناه گرفتند. زندگی برای کودکانی یتیم مهاجر آن‌گونه که شربت‌گل توصیف می‌کند خوشایند نبوده است.

او در توصیف این اردوگاه می‌گوید:«شب‌هایی که باد و باران می‌آمد، خواب نداشتیم. با برادر و خواهرانم تا صبح گوشه‌های خیمه را نگه می‌داشتیم.»

کمک‌ها با مهاجران اندک بود. خانواده‌های مهاجر به قدر بخور و نمیر کمک غذایی دریافت می‌کردند. با این‌حال در اردوگاه مکتبی برای کودکان مهاجر وجود داشت و شربت‌گل سه سال درس خواند. او آرزو داشت که در آینده معلم یا داکتر شود؛ آرزوهایی‌که ناتمام ماند.

شربت‌گل روزی را که عکس مشهور جلد مجله نشنال جیوگرافیک گرفته شد را به خوبی به یاد دارد.

در سال ۱۹۸۴ روزی پس از ختم درس‌ها یکی از کارمندان مکتب اسم شربت‌گل را صدا زد.

همین‌که شربت‌گل رویش را به طرف او گرداند، استیف مک‌کری عکاس مجله نشنال جیوگرافیک تصویر او را ثبت کرد؛ تصویری که یک سال بعد در ۱۹۸۵ به جلد شماره جون مجله نشنال جیوگرافیک منتشر شد.

شربت‌گل می‌گوید اصلا خبر نداشت که عکس او را گرفته اند.

زمانی که استیف مک‌کری ۱۷ سال بعد در سال ۲۰۰۲ دوباره به دیدار شربت‌گل رفت، او در نهایت خبر شد که عکسی از او گرفته شده و به روی جلد مجله نام‌آشنایی بین‌المللی نشر شده است.

می‌گوید زمانی که عکسش را دید، حیران شد و گفت:«این من نیستم.»

شربت‌گل می‌گوید اگر خبر می‌داشت از او عکس می‌گیرند اجازه نمی‌داد. چرا که حالا میلیون‌ها نفر او را به «وضعیت ظاهری آن زمانش» می‌سناسند.

«شما خودتان دیده اید که در آن عکس چگونه به نظر می‌رسم، چهره ام تیره و تار است.»

می‌افزاید که «اگر می‌توانست به گذشته بروند اجازه نمی‌داد که از او عکس گرفته شود.»

بی‌بی‌سی نامه‌ای به استیف مک‌کری عکاس مجله نشنال جیوگرافیک فرستاده تا از او نیز پاسخی داشته باشد.

در این نامه از او پرسیدیم که آیا اجازه ثبت و نشر عکس شربت‌گل را داشت یا خیر، اما تا هنگام نشر این مطلب پاسخی از آقای مک‌کری دریافت نکرده‌ایم.

پیامد سنگین عکس دوم

تصویر استیف مک‌کری که در نمایشگاهی در مقابل عکس‌های دوران کودکی و میان‌سالی شربت‌گل ایستاده است.

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، استیف مک‌کری عکاس تصویر معروف شربت‌گل ۱۷ سال بعدترعکس دیگری از شربت‌گل می‌گیرد

زمانی‌که استیف ‌مک‌کری خبرنگار مجله نشنل جیوگرافیک دوباره به دیدار شربت‌گل رفت او با دختری نوجوان روبه‌رو نشد، بلکه در برابرش زنی را دید، سختی روزگار دیده و با شوهر و چند فرزند بیمار.

شربت‌گل موافقت می‌کند عکس دیگری از او گرفته شود.

تصمیمی که بهایش گران‌تر بود.

می‌گوید خانواده، دوستان، نزدیکان و روستائیان‌ رابطه «مرده و زنده شان » را با او قطع کردند. چرا که به باور او پخش «عکس و ویدیوی» زن در خانواده‌های پشتون‌ها، تابو به شمار می‌رود.

نزدیکانش به او گفتند:« بار اول که عکست گرفته شد تو کودک بودی و نمی‌فهمیدی، حالا که بالغ بودی و عاقل چرا دوباره اجازه دادی عکست را بگیرند.» اما شوهرش از او حمایت کرده است.

شربت‌گل اما می‌گوید او در آن زمان از روی مجبوریت اجازه داد عکسش گرفته شود اما کسی از مجبوریت او خبر نداشت.

آنچنان که او می‌گوید، او زنی بود درمانده، با شوهری بیمار و چند کودک قد و نیم‌قد که آن‌ها نیز بیمار بودند. می‌خواست به جهان نشان دهد که وضعیتش در چه حال است.

زندگی در مهاجرت به شربت‌گل ‌آنچنان خوش نمی‌گذشت، او در ۱۲ سالگی ازدواج کرد و مجبور شد مکتب را ترک کند.

زندگی او پس از آن با سختی‌های زیاد همراه شد؛ شوهر و دخترش را به اثر بیماری هیپتایت ( یک نوع بیماری عفونتی کبد) از دست داد و خودش نیز مبتلا به این بیماری شد.

خودش آن را «امتحان خداوند» می‌داند.

شربت‌گل می‌گوید که حال خودش اکنون بهتر است. ویروس‌ها از بین رفته اند و هر شش ماه یکبار آزمایش خون می‌دهد.

اخراج از پاکستان به اتهام شناخت کارت جعلی

تصویر شربت‌گل و فرزندانش در کنار اشرف غنی و لورا غنی رئیس‌جمهور و بانوی اول وقت افغانستان.

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، شربت‌گل با بازگشت به افغانستان در ۲۰۱۶ با رئیس‌جمهور و بانوی اول وقت افغانستان دیدار کرد

او می‌گوید شهرت او در میان رسانه‌ها سبب شد تا حکومت پاکستان او را به اتهام جعل اسناد اقامت بازداشت کرده و مسأله را رسانه‌ای کند.

می‌گوید:«این همه پناه‌جو در پاکستان است اما تنها مرا جلوی رسانه‌ها آوردند.»

او گفت که شب‌هنگام اوکتوبر ۲۰۱۶ پولیس به خانه او در پشاور پاکستان یورش برده و او را به زندان بردند.

پس از مداخله سفارت حکومت پیشین افغانستان در پاکستان او نخست به شفاخانه منتقل شد و سپس همراه با خانواده‌اش به افغانستان فرستاده شد.

او می‌گوید اولین چیزی که با ورود به افغانستان به نگاهش را جلب کرد « پرچم افغانستان» بود.

او با حامد کرزی، رئیس‌جمهور سابق افغانستان، دیدار کرد و کلید خانه‌اش را از محمد اشرف‌غنی رئیس‌جمهور پیشین افغانستان گرفت.

او با سقوط افغانستان به دست طالبان برای دومین بار مهاجر شد.

می‌گوید:« بار اول کودک بودم و نمی‌دانستم مهاجرت چیست، این بار در تمام راه گریه کردم.»

او حالا با خانواده‌اش در اروپا زندگی می‌کند. قصد دارد داستان زندگی‌اش را در کتابی بنویسد. می‌گوید:«این داستان فقط داستان زندگی من نیست، داستان درد زنان و کودکان افغانستان است.»