از خوب و بد شب کاری!
18/12/2006, 12:27 PM
نوشته ای از پرتو پروین
همکارانی که این چند وقت شب کار هستند و برنامه چشم انداز بامدادی رادیو را تهیه و اجرا می کنند، از امتیازی ویژه بهره می برند.
شب کاری در بی بی سی چندان پرطرفدار نیست. چون مثل یک بحران گذرا اما توان فرسا چرخه عادی زندگی را برهم می زند. خصوصا اگر در محله ای سرسبز زندگی کنید که تابستانها از ساعت نه صبح، فریاد بی وقفه ماشین چمن زنی در آن بلند شود و در فصل سرما، مویه یک بند ماشینی که فرش چرک برگهای مرده را از زمین برمی چیند.
با این همه، شب کاران این ایام یک دلخوشی دارند، هدیه ای که در انتهای شبی طولانی و درخلوت و خلسه لحظه های سفر به خانه، بدون چشم داشت به آنها ارزانی می شود: لذت تماشای خیابانهای بدون ترافیک چراغانی شده و آذین بسته برای کریسمس. رشته های لاجوردی، نقره ای و طلایی چراغهای خردی که بر شاخه های لخت درختها، بر اندام تنومند ساختمانها و گاه دور قاب پنجره ای کوچک به ظرافت و زیبایی پیچیده شده و رخت سیاه شب را از عزا درآورده اند.
در دو طرف در ورودی ساختمان ما، دو کاج نه چندان بالا بلند به قرینه یکدیگر با تزئینی ساده که یک رشته چراغهای ریز است حضور نزدیک کریسمس را یادآوری می کنند. در داخل ساختمان اما کریسمس غایب است مگر در غذاخوری که با تزئینات بیش از حد شلوغ بر در و دیوار این روزها بیشتر شبیه مهدهای کودک شده!
گذشته از کم سلیقگی دوستداران کریسمس در ساختمان ما، کمتر کسی ممکن است از تماشای یک درخت باشکوه و پرفروز که در خاموشی شب می درخشد و گویی به پیرامونش امواج شادی و آرامش می فرستد تحت تاثیر قرار نگیرد. می گویند اولین بار این مارتین لوتر، بانی مذهب پروتستان بود که در این وقت از سال درخت کاجی را به خانه برد. گویا او شبی در جنگلی حوالی خانه اش قدم می زده و چنان اززیبایی تابش ستاره ها بر شاخه های درختان کاج به هیجان می آید که کاجی را از ریشه درمی آورد با خود به خانه می برد تا با قرار دادن شمعهایی کوچک بر شاخه های آن، هما ن زیبایی خیره کننده و اسرارآمیز را برای اهل خانه مجسم کند. گفته اند از آن به بعد نخست آلمانی ها و بعد دیگر ملتهای مسیحی، افراشتن کاجی آذین بسته را هم به رسوم خوش کریسمس افزودند.
اما اصل حرف چیز دیگری بود: شب کاری. همکاران پرسابقه تر می گویند در تعطیلات کریسمس و بخصوص شبها ساختمان ما کم و بیش متروک می شود و اغلب بخشها در غیاب کارمندان بخش اداری، سوت و کورند. این روزها هر که می پرسد تعطیلات به کجا می روید ما بی نصیبان از تعطیلات صورت را با سیلی سرخ می کنیم و می گوییم تعطیلات ما ماه مارس است، آن وقت که بهار می رسد عید و سال نوی ما هم می آید... هر چند که در دل می گوییم حالا کو تا مارس؟ و تازه در مارس، با آن حجم سنگین درخواستهای مرخصی و با آن همه تدارکی که باید برای برنامه های نوروزی دید، کو فرصتی برای ما؟ کو رخصی برای رویاندن سبزه...؟
فعلا این درخت کاج که گوشه ای ازاین شب ابری را روشن کرده سرکه نقد است، سرکه ای که بویش خمودگی کار شبانه را از سر می راند و سرخی چشمهای خسته را به افق ناپیدای صبح می سپارد .









اظهارنظرها ارسال اظهار نظر
چرا از دادگاه اخیر صدام در صفحه ی فارسی بی بی سی خبری نیست؟ چرا هیچ خبری از این که صدام پذیرفته بر ضد ایران سلاح های غیرمتعارف (مانند سلاح شیمیایی) استفاده کرده در بی بی سی نیست؟ نه در خبرهای انگلیسی نه در خبرهای فارسی؟
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دوستان عزیز بی بی سی خسته نباشید ما را در این هوای سرد زمستانی پذیرا باشید. هیچ چیز برای کسانی که در یک رسانه کار می کنند شیرین تر از این نیست که حقایق، وقایع و اطلاعات را در اولین فرصت به مردم برسانند.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من محمد از تهران هستم
مدتي ساكن مجيديه بودم و از حال و هواي كريسمس با خبرم مخصوصا نيمه شبي كه برف مي باريد و چراغ هاي درخت كاج بيشتر توي چشم بود.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام به همه ی شبکاران همکار !!
من 3 از قبرس الان بيشتر از 3 سال است که شب کارم ولی من و نيما (همکارم) 1شب درميان کار ميکنيم. از شانس من هم امسال هم پارسال شب سال نو نوبت کار من نبود.ولی به نيما وتمام شبکارهای دنيا خسته نباشيد ميگم.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
جناب اميد فراستی خسته نباشيد ... غرض از تصديع اوقات فيالواقع يادداشت همکارتان خانم يا اقای پرتو پروين بود با عنوان از خوب و بد شبکاری که در صفحه مخصوص حضرتعالی درج شده بود... به خاطرم امد که در بخش ورزشی بی بی سی پرسيان نزديک به ده دوازده روزيست در خبر مربوط به کانديداتوری يکی از کشور های امريکای جنوبی برای بازيهای جام جهانی فوتبال سال 2014 به عنوان تکمله امده است )اخرين باری که اين بازيها دراين قاره برگزار شد باز ميگردد به سال 1978 درارزانتين )که متاسفانه اينچنين نبوده.چه اخرين باری . که اين بازيها درامريکای لاتين بر پا شد مربوط ميشود به سال 1986 که در مکزيک برگزار شد.با خودم هيهات اين هم يکی ديگر از بدی های شبکاري...
در مورد اين نظر شکايت کنيد