|
پوتین چگونه از تاریخ الهام می گیرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در آستانه انتخابات روسیه، لوسی اَش از سرویس جهانی بی بی سی، به عنوان بخشی از برنامه های ویژه تحت عنوان "پروژه پوتین"، چگونگی الهام گرفتن رهبران این کشور از تاریخ را بررسی می کند.
روسیه تحت رهبری رئیس جمهور ولادیمیر پوتین، ظهوری دوباره را تجربه کرده است: اقتصادی پررونق، یک سیاست خارجی محکم و حسی قوی نسبت به اهمیت این کشور. روسیه همچنین سعی در ایجاد تصویری از یک تاریخ باشکوه برای خود دارد. فیلم ها و برنامه های تلویزیونی مکررا سعی در به کرسی نشاندن این مساله دارند که روسیه کشوری کبیر با سرنوشتی منحصر به فرد است. برخی از مشاوران عقیدتی آقای پوتین معتقدند که روسیه بیش از حد از گذشته خود شرمگین بوده است. برای مثال، یک آیین نامه تازه برای آموزگاران تاریخ در دوره دبیرستان، تصریح می کند که استالین "موفق ترین رهبر در تمام دوران اتحاد جماهیر شوروی بوده است." پاکسازی های استالین، که به مرگ میلیون ها نفر منجر شد، به عنوان یک شر لازم بی اهمیت دانسته شده است. آقای پوتین خود اخیرا گفت که آن کشتارها به بدی برخی از جنایاتی که دیگر کشورها مرتکب شده اند نبوده است. اما به غیر از دوران شوروی، این سوال مطرح است که آقای پوتین از چه سرمشق هایی در گذشته الهام می گیرد. آیا مثلا از نخستین حاکم روسیه که خود را تزار ایوان چهارم نامید - و به ایوان مخوف معروف است -، الهام می گیرد؟ این عنوان از کلمه سزار اقتباس شده است زیرا ایوان ادعا می کرد از اعقاب امپراتوران روم است. وی روسیه با کانون مسکو را آخرین کشور ارتدوکس در زمین و وارث یک امپراتوری جهانی مسیحی بعد از قسطنطنیه - پایتخت امپراتوری روم شرقی که در حمله ترک های عثمانی سقوط کرد - می دانست. مشروعیت روس ها امروزه نیز به اینکه خود را مدافعان دین واقعی ارتدوکس بنامند افتخار می کنند.
ایوان در 16 سالگی هنگام تاجگذاری در کلیسای جامع کرملین عنوان "فرمانروای مطلق کل روسیه" را برگزید. اگر کلیسای ارتدوکس در درک روسیه نقش محوری دارد - و پوتین از آن برای مشروعیت بخشیدن به سیاست هایش استفاده می کند - خودکامگی، دیگر عنصر حیاتی برای درک این کشور است. بسیاری از اعضای لیبرال جامعه روسیه این روزها از "تزار پوتین" شکایت می کنند. رئیس جمهور مسلما آنچه را "خط عمودی قدرت" - حسن تعبیری از اقتدار خود - می خواند تقویت کرده است. مقایسه کردن پوتین با "ایوان مخوف" که صدها هزار تن از هموطنان خود را در یک دوره ده ساله حکومت وحشت به قتل رساند، اغراق آمیز به نظر می رسد. اما نه برای ولادیمیر سوروکین، رمان نویس جنجال آفرین روس. وی در تماسی تلفنی از آلمان، جایی که برای تبلیغ کتابش به سر می برد، گفت: "روسیه مثل یک قطعه یخ است که رو به عقب به سمت قرن شانزدهم شناور است." "بار دیگر ما در یک حکومت مرکزگرا همچون دوران ایوان مخوف زندگی می کنیم. این قدرت عمودی، که پوتین مرتب درباره اش حرف می زند، یک مدل کاملا قرون وسطایی برای روسیه است. هیچ نوع پاسخگویی و هیچ نوع شفافیتی در کارش نیست." قدرت تازه ترین کتاب آقای سوروکین موسوم به "روز اوپریچنیک" (ِDay of Oprichnik) نام پلیس مخفی قرن شانزدهم - کا گ ب تزار - را بر خود دارد. "اوپریچنیک" که مانند راهب ها لباس می پوشیدند سوار بر اسب های سیاه با جارویی دسته بلند و سر سگی می تاختند تا "خیانت را بجوند و بزدایند." اوپریچنیک قرن 21 آقای سوروکین سوار مرسدس بنزهای سیاه می شوند و مجهز به کامپیوتر هستند، اما همچون خان های فئودال رفتار می کنند. داستان در یک زمین زراعتی "برادر بزرگ" (یا به اصطلاح آقا بالا سر) در سال 2028 می گذرد، زمانی که فقط نفت، گاز و وفادارای خلل ناپذیر به یک جبار و نوکران اوست که به حساب می آید. این رمان هجوی است در باره روسیه امروز که در آن سه چهارم سیاستمداران و بوروکرات های ارشد حکومتی دارای پیشینه کار در سازمان های امنیتی هستند - درست مثل کلنل ولادیمیر پوتین عضو سابق کا گ ب. سوروکین می گوید: "روسیه رابطه ای بیمارگونه با قدرت دارد زیرا بیشتر حاکمان ما بر این باورند که قدرت تنها به صورت مطلق وجود دارد. کافی است نگاهی به ایوان مخوف و استالین بکنید." اما پیشینه آقای پوتین در سن پترزبورگ به مقایسه او با یک مستبد بدنام دیگر روس منجر شده است.
براساس مطالعه ای توسط "جی 808" که یک گروه تحلیلگر رسانه ای است و اغلب با دولت کار می کند، آقای پوتین در نخستین سال های حکومتش، اغلب با پتر کبیر مقایسه می شد. پتر اول امروز یک مدرنیته گرای خشن تلقی می شود که مصمم بود کشورش را از وضعیت قرون وسطایی خارج کند و به سوی غرب بکشاند. وی یک شهر باشکوه سنگی در یک ناحیه مردابی که همواره دستخوش سیل بود بنا کرد. سرگی پولوتفسکی، سردبیر مجلسه "کامرسانت" نسخه سن پترزبورگ می گوید: "او رهبری بی رحم بود و من هیچ تمایلی ندارم که او دوست یا رئیسم بوده باشد اما نتایج کار او حیرت انگیز است - فقط به اطرافتان نگاه کنید. این شهری بزرگ است که از هیچ ساخته شد و او مسئول آن است." آقای پوتین شهری تازه بنا نکرده است اما در برخی خصوصیات پتر کبیر با او شریک است. هر دو نفر به شدت مخالفان خود را سرکوب کردند و قدرت حکومت را افزایش دادند. درست مانند پتر کبیر، آقای پوتین مشتاق به کشف دنیا بوده است. وی در جریان دو دور ریاست جمهوری طی بیش از 190 سفر از 46 کشور دیدار کرده است. وی انگلیسی، آلمانی و فرانسوی را به خوبی صحبت می کند و آشکارا از نقش خود در صحنه جهانی لذت می برد. اما استانیسلاو تاچنکو، استاد دانشکده روابط بین المللی دانشگاه سن پترزبورگ، می گوید آقای پوتین چنین مقایسه هایی را خوش ندارد. او می گوید: "پوتین خیلی متواضع است. به هرحال پتر کبیر برای بسیاری از ملی گرایان روس چهره ای پراز تناقض است. از یک طرف او موقعیت کشور را در جهان ارتقا داد، اما همزمان مردی شناخته می شود که با زیاده روی در غرب گرایی برخی از ارزش های روسیه را تخریب کرد." ناجی عجیب اینکه آقای پوتین می گوید سرمشق او نه پتر است و نه هیچ یک از رهبران سابق روسیه، بلکه مردی است که طولانی ترین دوران ریاست جمهوری در آمریکا را داشت. او ماموریت خود در تاریخ را اغلب با ماموریت فرانکلین روزولت در دهه 1930 مقایسه می کند. او تصور می کند درست مانند فرانکلین رزولت روسیه را از یک رکورد شدید - در این مورد از هرج و مرج دوره یلتسین - نجات داده و زمینه را برای یک دوره جدید و مرفه چیده است. سایر روس هایی که من با آنها گفتگو کردم آقای پوتین را به تزارهای واپس گرای قرن نوزدهم نزدیک تر می دانند. برخی او را با نیکلای اول مقایسه کردند، تزاری که در 1825 قیام "دسامبری ها" را با خشونت سرکوب کرد.
"دسامبری ها" اشراف جوان بودند که در جنگ های ناپلئونی شرکت کرده بودند و با عقاید خطرناک تازه از اروپا به روسیه بازگشته بودند. آنها که نسبت به روند کند اصلاحات داخلی احساس بی صبری می کردند، خواستار برچیده شدن نظام ارباب و رعیتی شدند، تا یک قانون اساسی و دولتی که نماینده مردم باشد جایش را بگیرد. اما در عوض نظام ارتدوکس، حکومت مطلقه و ملی گرایی نصیب روسیه شد. این شعار نیکلای اول پس از اعدام سرکردگان آن شورش و تبعید بقیه به سیبری بود. رئیس جمهور روسیه علیرغم داشتن بُعدی جهانی، مایل به نقل قول از یک تزار دیگر قرن نوزدهم یعنی الکساندر سوم است که می گفت روسیه هیچ متحدی به جز ارتش و نیروی دریایی اش ندارد. سیاست خطوط نفتی امروز، منازعه بر سر سیستم های تدافع موشکی در اروپا و سوءظن نسبت به کشتارهایی با انگیزه سیاسی به ایجاد تصویری دایر بر اینکه روسیه تحت محاصره دشمنان است کمک کرده است. اورلاندو فیگز، استاد تاریخ در کالج برکبک لندن، می گوید سن پترزبورگ، شهر آقای پوتین، ممکن است پنجره ای رو به اروپا باشد، اما همچنین قلعه ای در برابر مخالفان خارجی تلقی شده است. وی می گوید: "سن پترزبورگ تا حدود زیادی یک شهر امپریالیستی و دارای حق اعمال قدرت بر یک امپراتوری عظیم روس است. و همین میراث امپریالیستی است که پوتین در شعارهای خود به کار می گیرد." "نمی توان گفت که او پرستنده فرهنگ اسلاویک است یا یک غرب گراست، چون هر دوی آنهاست، اما بالاتر از هر چیز او خواهان یک کشور بزرگ روسیه است." |
مطالب مرتبط نظرسنجی: روسیه باعث نگرانی غرب می شود25 فوريه, 2008 | جهان منتقد پوتین از نامزدی در انتخابات روسیه منع شد27 ژانويه, 2008 | جهان اعلام آمادگی پوتین برای قبول پست نخست وزیری17 دسامبر, 2007 | جهان دعوت مدویدیف از پوتین برای قبول پست نخست وزیری 11 دسامبر, 2007 | جهان حمایت پوتین از مدویدیف در انتخابات ریاست جمهوری 10 دسامبر, 2007 | جهان نتیجه انتخابات روسیه: پیروزی حزب پوتین08 دسامبر, 2007 | جهان ولادیمیر پوتین: انتخابات روسیه مشروع است03 دسامبر, 2007 | جهان حزب پوتین در صدر02 دسامبر, 2007 | جهان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||