BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 07:49 گرينويچ - چهارشنبه 26 ژوئيه 2006 - 04 مرداد 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
ناصرالدين شاه

ناصرالدين شاه قاجار
ناصرالدين شاه قريب به نيم قرن سلطنت کرد تا به شناخته شده ترين چهره سلسله قاجار بدل شود
ناصرالدين شاه قاجار که ۱۱۴ سال پس از مرگش همچنان قليان ها و فنجان ها و لاله های مزين به شمايلش را در بازارهای ايران می فروشند، در سال ۱۲۴۷ هجری قمری به دنيا آمد و در ۱۲۶۴ در حالی که نوجوانی هفده ساله بود، به عنوان چهارمين شاه سلسله قاجار، جانشين پدرش محمد شاه شد.

او برای سه سال و چند ماه، اداره کشور را به دست ميرزا تقی خان امير کبير سپرد که دوره ای درخشان از اصلاحات سياسی، اداری و اقتصادی را به يادگار گذارد. اما درباريان وامانده و پس زده از اصلاحات وجودش را برنتافتند و پس از آن که شاه ۲۱ ساله را به عزلش مجاب کردند، فرمان قتلش را در ۱۲۶۸ به دست آوردند. امير در باغ فين کاشان رگ زده شد.

ناصرالدين شاه جوان با بی ميلی تمام ميرزا آقا خان نوری را به صدارت گماشت و تا هفت سال بعد که همه رشته های امير پنبه شد و افغانستان از خاک ايران جدا گشت، نخواست يا نتوانست که صدارت را از او بازستاند.

 ناصرالدين شاه برکنار از ذوق ادبی و هنری نبود. شعر می گفت، نقاشی می کرد و عکس می انداخت. عکس هايی که از اهل حرم گرفته و با سليقه خود در آلبوم چيده، هنوز در آلبوم خانه سلطنتی کاخ گلستان علاقه اش به اين سوغات تازه از فرنگ رسيده را گواهی می دهد

پس از عزل ميرزا آقاخان در ۱۲۷۵ شاه رضا نمی داد که صدراعظم ديگری را تجربه کند. هم از اين رو خود با شور جوانی اداره امور را به دست گرفت و با تشکيل مجلس شورای وزراء با شش وزير و مجلسی مشورتی موسوم به مجلس شورای دولتی، چهره ای از يک شاه تحول خواه را به نمايش گذارد.

حتی صندوقی به نام صندوق عدالت درست کرد که مرجع تظلم رعيت بود؛ اما به قول مخبرالسطنه " از بس اراجيف در صندوق انداختند، صندوق ها را کندند و موقوف شد."

در پی 'ترقيات فرنگ'

در ۱۲۸۱ دوباره ميل شاه به صدر اعظم رفت و اين بار قرعه فال به نام ميرزا محمدخان قاجار افتاد. او هم چيز دندانگيری رو نکرد و پس از سه سال کنار رفت تا اينکه در ۱۲۸۸ کسی به صدارت عظما رسيد که ارمغان ناخواسته اش برای دربار، موج ديگری از اصلاحات بود: ميرزا حسين خان قزوينی – سفير کبير ايران در عثمانی که بعدها ملقب به سپهسالار شد.

اين يکی تجربه ميرزا تقی خان را پشت سرداشت و به فراست فهميد که تا شاه ۳۴ ساله در حصار درباريان سنت پرست و سوگلی های حرم گرفتار است و افق ديدش از دروازه های پايتخت فراتر نمی رود، کار اصلاحات پايه و مايه ای نخواهد يافت.

ناصرالدين شاه
"تکرار سفرهای سلطان صاحب قران به فرنگ هرچند که با هوس های شاهانه پيوند داشت، اما دستکم ذهن او را نيز اندکی خراشيد و افق ديدش را وسعت داد."

پس به رغم مخالفت روحانيان – ديگر حافظان سنگر سنت – شاه را به فرنگ برد و محض آشنايی با " ترقيات فرنگستان " در روسيه، آلمان، بل‍‍‍ژيک، انگلستان، فرانسه، سوئيس، ايتاليا، اتريش و عثمانی به گردش درآورد . ( ۱۲۹۰ )

تازه در اين سفر و دو سفر بعدی در ۱۲۹۵ و ۱۳۰۶ بود که معلوم شد چه ذهن بسيطی بر ايران حکم می راند. قبله عالم می خواست تحقيق کند ببيند آيا درست است که " شنيده ايم حتی بچه های هشت نه ساله فرانس هم مثل بلبل فرانسه حرف می زنند " و وقتی در پاريس به حمام عمومی رفت با شگفتی پرسيد: " چطور ممکن است با اين همه اختراعات و ترقيات و قطار ماشين دودی و آيروپلان و غيره، برای چرت قيلوله توی حمام، در لسان فرانس لفظی و کلمه ای نباشد؟! اگر اين طور باشد ... فی الواقع لسان ناقصی است اين لسان !"

انديشه اصلاح و امتياز به فرنگيان

تکرار سفرهای سلطان صاحب قران به فرنگ هرچند که با هوس های شاهانه پيوند داشت، اما ذهن او را اگر نه زياد، لااقل اندکی خراشيد و افق ديدش را وسعت داد. روزنامه و مطبعه و پستخانه و تلگراف و ماشين دودی و چراغ گاز وغيره هم که دير يا زود بايد می آمدند، راه هموارتری را به سوی ايران پيمودند و اراده شاهانه را در پيشواز خود ديدند.

 امتياز هايی نظير بانک شاهنشاهی، بانک استقراضی، تلگراف هند و اروپا، کشتيرانی در کارون، تأسيس قزاق خانه، شيلات خزر، انحصار دخانيات ( ر‍ژی ) و ... امتيازاتی که عمدتا به روس و انگليس داده شدند، ايران را تا مرز مستعمره شدن پيش بردند

در پايان سفر اول اما، ميرزا حسين خان سپهسالار که باعث و بانی آشنايی شاه با دنيای نو بود، بر اثر فشار درباريان و روحانيان از صدارت برکنار شد. البته بهانه کار، امتيازی بود که شاه به ترغيب او به بارون جوليوس دو رويتر انگليسی داد و اختيار بسياری از کارهای مملکت از احداث راه آهن گرفته تا بهره برداری از معادن و جنگل ها و احداث قنوات را برای هفتاد سال به او واگذار کرد.

خطايی بس بزرگ بود که با الغای امتياز نامه و عزل صدر اعظم جبران شد، اما سپهسالار را يکسر از چشم شاه نيانداخت و صدراعظم معزول تا ۱۲۹۷ در مقام وزير خارجه و وزير جنگ به کوشش های اصلاح طلبانه خود ادامه داد.

'کار ايران به چیزی نمی شود'

با اين حال آن امتيازدهی که سنگ بنايش را گذارد، کماکان از سوی شاه و صدراعظم های بعدی ( ميرزا يوسف خان مستوفی الممالک و ميرزا علی اصغر خان امين السلطان ) دنبال شد: امتياز بانک شاهنشاهی، بانک استقراضی، تلگراف هند و اروپا، کشتيرانی در کارون، تأسيس قزاق خانه، شيلات خزر، انحصار دخانيات ( ر‍ژی ) و ... امتيازاتی که عمدتا به روس و انگليس داده شدند و کشور را تا مرز مستعمره شدن پيش بردند.

اين ها البته غير از پيشروی آرام روسيه در آسيای مرکزی و تصرف مرو؛ و نيز جدايی بخش بزرگی از بلوچستان و انضمام آن به شبه قاره توسط انگلستان بود. کار به امتياز رژی يا همان توتون و تنباکو که رسيد ، موجی از مخالفت عمومی برخاست و با فتوای يک خطی منسوب به ميرزای شيرازی، جنبشی بزرگ رقم خورد. ( ۱۳۰۹ )

شاه درمانده از اصلاحات و تن سپرده به امتيازات ديد که حتی در اندرونی خودش به فتوای مجتهد نشسته در عراق، قليان می شکنند و می گويند همان که ما را عقد تو کرد و حلالت ساخت، حکم به شکستن قليان داد.

او حالا در مرز ۶۰ سالگی، شور جوانی را از کف داده و در بحران فراگير داخلی و فشار طاقت فرسای خارجی، دل به قضا و قدر سپرده بود . آن اواخر به يکی از درباريان گفته بود: "کار ايران به چيزی نمی شود" راست می گفت . ايران در عصر او با همه فراز و نشيب هايش چيزی نشد و آن همه نصايح امثال ميرزا ملکم و سيد جمال تأثيری نکرد .

فرجام قبله عالم

آخر الامر اين ميرزا رضای کرمانی بود که در روز جمعه ۱۷ ذی قعده ۱۳۱۳ قلب شاه را پس از افزون بر ۴۹ سال سلطنت هدف گرفت تا با افتخار بگويد: "من يک درخت خشک و بی ثمری را که زيرش همه قسم حيوانات موذی درنده جمع شده بودند، از بيخ انداختم و آن جانورها را متفرق کردم."

جسد شاه ۶۷ ساله را به شاه عبدالعظيم بردند و در باغی که به نام معشوقه دوران جوانی اش باغ جيران خوانده می شد ، به خاک سپردند.

ناصرالدين شاه برکنار از ذوق ادبی و هنری نبود. شعر می گفت، نقاشی می کرد و عکس می انداخت. عکس هايی که از اهل حرم گرفته و با سليقه خود در آلبوم چيده، هنوز در آلبوم خانه سلطنتی کاخ گلستان علاقه اش به اين سوغات تازه از فرنگ رسيده را گواهی می دهد. چند طراحی از سوگلی های حرم يا اسب يراق کرده اش نيز در نگارخانه کاخ گلستان به جا مانده اند که نشان می دهند اگر سياست پرتلاطم ايران مجالی می داد، استعداد اين شيخ شاهان قاجار شکوفاتر می شد.

شعرهايش هم نه در نسبت با شاعران ادب خوانده که در قواره طايفه قاجار خالی از ذوق نبود و از جمله آنها اين ابيات که

اسکندر و من ای شه معبود صفات
هر دو به جهان صرف نموديم اوقات
با همت من کجا رسد همت او
من خاک درت جستم و او آب حيات


اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران