|
مردان افسانه ای جام جهانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جام جهانی از چند بازيکن رده اول ابرستاره ساخته است. در مسابقات جام جهانی است که فوتباليستهای بزرگ می خواهند مهارتهای خود را به تماشا بگذارند. گزارش زير شرح مختصری از 6 فوتباليستی است که نقش عمده ای در کسب افتخارات تيم هايشان در دوره های مختلف جام جهانی داشته اند و از بازيکنان برتر تاريخ جام جهانی بوده اند. شايد بازيکنان ديگری باشند که به نظر شما می توانستند در ترکيب زير جای گيرند، با استفاده از پنجره روبرو و با خط و به زبان فارسی نام بازيکن و علت انتخاب او را برايمان بفرستيد. 1- ديه گو مارادونا
ظاهر يک بازيکن نمونه را ندارد. کوتاه و خپله است. اما وقتی بازی می کرد سر و شکلش طوری بود که گويی او تنها بازيکن واقعی ميدان است. گاهی واقعا هم همين طور بود. خيلی ها با اصرار می گويند که او در سال 1986 جام جهانی را يک تنه برد. ده بازيکن ديگر مثل گروه همسرايانی بودند که آواز او را همراهی می کردند. او در سال 1960 در حومه بوئنوس آيرس به دنيا آمد و فوتبال را از 9 سالگی با تيم آرجنتينوس جونيورز شروع کرد و از 16 سالگی به فوتبال حرفه ای روی آورد و در تيم ملی جوانان آرژانتين جای گرفت. چهار ماه بعد او به تيم بزرگسالان دعوت شد. با اين حال سزار لوئيس منتوتی او را در تيم آرژانتين برای جام جهانی 1978 جای نداد. در آن سال آرژانتين که ميزبان مسابقات بود برای نخستين بار به جام جهانی دست يافت. ماردونا سال بعد همراه با تيم جوانان آرژانتين در مسابقات جهانی که در ژاپن برگزار می شد به قهرمانی دست يافت. بازی اش در جام جهانی 1982 کمرنگ بود اما در سال 1986 او جايگاه واقعی خود را پيدا کرد. در همان دوران او در باشگاه بوکا جونيورز آرژانتين و همين طور در تيم ناپل ايتاليا درخشيد و هفت سال برای ناپل بازی کرد. آيا می دانستيد؟ سابقه فوتبال او با مشکل مواد مخدر آلوده شد و او از سال 1994 بعد از آنکه نتيجه آزمايشش در جام جهانی آمريکا مثبت از آب درآمد، از بازی در جام جهانی محروم شد. مارادونا سرانجام فوتبال حرفه ای را در سال 2001 کنارگذاشت. 2- پله
سلطان پله. در دنيای فوتبال اين دو کلمه برای اينکه بدانيم از چه کسی حرف می زنيم کافی است: ادسون آرانتس دو ناسيمنتو معروف به پله. پله که در سال 1940 به دنيا آمده، از زمان بازی درخشانش در جام جهانی 1958 در سوئد – در سن هفده سالگی – تا بازنشستگی اش در سال 1977 هميشه به عنوان نابغه زمين فوتبال مطرح بوده است. رکورد او که 1281 گل در 1363 بازی و 92 بار بازی در تيم ملی برزيل است هنوز پابرجاست. انتخابش به عنوان بازيکن برزيلی بهترين تيم همه زمانها در سال 1970 نقطه اوج دوران فعاليتش بود. در آن زمان او 30 ساله بود. اولين بازی اش را پانزده سال پيش از آن در سپتامبر 1956 در تيم سانتوس و در برابر تيم کورينتياس کرد. عملکردش در تمام سالهای پس از آن باعث شد تا همراه تيم ملی در سال 1958 به سوئد برود و برای نخستين بار جام جهانی را به خانه ببرد. با اين حال او بايد سيزده سال ديگر هم صبر می کرد تا به افتخارات بيشتری در مسابقات جام دست پيدا کند. هم در شيلی 1962 و هم در انگلستان 1966 پله بخاطر آسيب ديدگی بازيها را از جايگاه تماشاگران ديد. آيا می دانستيد؟ او در سال 1974 بازنشسته شد اما يک سال بعد به ميدان برگشت تا در تيم کاسموس آمريکا بازی کند. سرانجام پله خود را در سال 1977 بازنشسته کرد. 3- يوهان کرايف
فوتبال هلند با انقلابی که در تيم آژاکس آمستردام صورت گرفت به روی نقشه فوتبال آمد. آتش اين انقلاب را مهاجم اين تيم يوهان کرايف شعله ور کرد. او در سال 1947 در محلی بسيار نزديک به استاديوم آژاکس به دنيا آمد و در ده سالگی به تيم نوجوانان آن باشگاه پيوست. در 17 سالگی اولين بازی اش را در تيم دسته يک آژاکس کرد و در همان بازی هم يک گل زد. کرايف در سال 1966 به تيم ملی هلند راه يافت و در سال 1971 اولين جايزه از سه جايزه فوتباليست سال اروپا را برد. در سال 1973 با بارسلون قرارداد امضا کرد و يک سال بعد در رساندن هلند به فينال جام جهانی نقش مهمی بازی کرد. عليرغم شکست دو بر يک در برابر آلمان، فوتبال بی نقص تيم هلند توجه جهانيان را جلب کرد و کرايف بعنوان نيروی محرکه اين سبک خاص از بازی فوتبال شناخته شد. کرايف فوتبال حرفه ای را با تيم آزول/گرانا آغاز کرد و در سال 1984 با تيم فاينورد روتردام به پايان برد. آيا می دانستيد؟ او بعد ها بعنوان مربی به تيم آژاکس برگشت و آن تيم را به فينال "رکوپا"ی 1987 رساند. وقتی قراردادش با آژاکس تمام شد نتوانست در برابر پيشنهاد بارسلون مقاومت کند. مربيگری آنها را به عهده گرفت و در سال 1992 غولهای کاتالان را به نخستين جام اروپايی شان رساند. 4- لو ياشين
لو ياشين دروازه بان دلاور روس در طول دوران فعاليتش مقام دروازه بانی را به اوج تازه ای رساند. او در سال 1929 به دنيا آمد و در 13 سالگی، هنگامی که در مسکو کارگر کارخانه بود به تمرين با تيم دينامو مسکو پرداخت و اين تنها باشگاهی شد که او در عمرش عضو آن بود و 22 فصل پياپی در آن بازی کرد. يک بار زمانی که از اينکه هميشه بازيکن ذخيره آلکسی کوميچ باشد خسته شد؛ تصيم گرفت به ورزش هاکی روی يخ روی بياورد. اما اين اتفاق نيفتاد و در عوض او بخاطر نجات دروازه در هر بازی تيم، لقب پلنگ سياه و عنکبوت سياه گرفت. او اولين دروازه بانی بود که منطقه پنالتی را از آن خود کرد و روحيه ورزشکارانه اش را با شجاعت لازم برای اينکه روی پای مهاجمان شيرجه برود درهم آميخت. اين دروازه بان روسی که در سالهای 1958، 1962 و 1966 دروازه بان(شوروی سابق) بود، پيش از هربازی مهم يک جرعه مردافکن بالا می انداخت و با کشيدن يک سيگار برای طول بازی نفس چاق می کرد! آيا می دانستيد؟ ياشين 150 پنالتی را گرفت و در 270 بازی گل نخورد. هيچيک از اين رکوردها را هنوز دروازه بان ديگری نشکسته است. او در سال 1963 بازيکن سال اروپا شد و تنها دروازه بانی بود که به اين افتحار دست يافت. ياشين در 20 ماه مارس 1990 به علت مشکلات بعد از يک عمل جراحی درگذشت. 5- فرنس پوشکاش
در سال 1953 فرنس پوشکاش را "مرد چاق کوچک" توصيف می کردند. اما در همان ايام او يکی از بهترين فوتباليستهای اروپا بود. با 83 گل در 84 بازی با پيراهن تيم ملی مجارستان، او رکوردی به جا گذاشته که قابل شکستن نيست. او که در سال 1927 به دنيا آمده در دهه 1950 تيم کشورش را به اوج دنيای فوتبال رساند. اين سانترفوروارد مجار، چپ پا بود اما ضربه های سرش خوب نبود. با اين حال می توانست هر توپی را با ضربه مهلک پای چپش به درون دروازه بفرستد. دو واقعه بر فعاليت پوشکاش اثر گذاشت: شکست تيمش از سوئيس در سال 1954 و فرارش به وين پس از قيام 1956 مجارستان. در آن زمان او پس از 18 ماه محروميت، سرانجام به تيم رئال مادريد پيوست. در آن تيم او به فرم سابق خود بازگشت و با ستاره ديگری به نام آلفردو دی استفانو تيم را قهرمان اروپا کرد. او با 35 گل در 39 بازی اروپايی به اوجی دست نيافتنی رسيد. اسپانيا را بعنوان ميهن تازه اش انتخاب کرد و چهار بار از جمله در جام جهانی 1962 به دفاع از آن پرداخت. او تا سال 1966يک سال پيش از بازنشستگی در تيم ملی اسپانيا حضور داشت. آيا می دانستيد؟ در سال 1993 پوشکاش به مجارستان برگشت و اگرچه مجارها به جام جهانی 1994 در آمريکا راه پيدا نکردند، او موقعيتش را بعنوان يک قهرمان ملی بازيافت. 6- فرانتس بکن بائر
بکن بائر که برنده جام جهانی است امروز هم به عنوان بازيکن و هم به عنوان مربی که دو بار به اين افتخار دست يافته، نماد فوتبال آلمان به شمار می آيد. او در 11 سپتامبر 1945 در مونيخ به دنيا آمده و از 9 سالگی در تيم دسته نوجوانان اس سی مونيح 6 بازی کرده است. در سال 1958 به تيم بايرن مونيخ پيوست. اولين بار در سال 1965 در تيم ملی آلمان بازی کرد و سه بار در سالهای 1966(نايب قهرمان)، 1970 (سوم) و 1974(قهرمان) همراه آن به جام جهانی رفت. بکن بائر بخاطر پايه گذاری مفهوم دفاع آزاد در يادها خواهد ماند. او حملات را از همانجا سازماندهی می کرد و خود را به زمين حريف می رساند. بکن بائر در سال 1977 در حاليکه کاپيتان تيم آلمان بود، بايرن را ترک کرد و با دستمزد بيشتری به تيم کاسموس نيويورک پيوست. در سال 1982 بار ديگر به بوندس ليگا برگشت. مدتی مدافع هامبورگ بود و بالاخره در سال 1983 بازنشسته شد و باز به نيويورک برگشت. او در جام جهانی مکريک در سال 1986 مربی آلمان بود. تيمش به فينال رسيد اما با نتيجه 2 بر 3 از آرژانتين شکست خورد. بکن بائر انتقامش را در سال 1990 با شکست دادن آرژانتين با نتيجه يک بر صفر گرفت. آيا می دانستيد؟ بکن بائر به رياست باشگاه بايرن مونيخ رسيد و در سال 1998 معاون فدراسيون فوتبال آلمان هم شد. در همين مفام بود که آلمان را ميزبان جام جهانی 2006 کرد. نظرات شما: روماريو گلزنی قهار که برزيل با کمک او جام قهرمانی را برد. نوزادعبدی - اربيل عراق روبرتو باجو. او يک تنه در جام ۹۴ ايتاليا را تا فينال برد. بيار يونس - اربيل عراق به نظر من ديويد بکهام انگليسی بهترين بازيکن جهان است. جاويد - لندن رونالدينهو بخاطر بازی زيبا و تکنيک خارق العاده اش. محمد - کاشان به نظر من اسطوره فوتبال جهان ديگو مارادونا بود که زيباترين گلها و سريعترين حمله را داشت. شايد ديگر هيچ پديده فوتبالی نتواند جای اين اسطوره را بگيرد. نعيم - هرات به فکر من زيدان يکی از بهترين فوتباليستهای جهان آست او فرانسه را در سال ۱۹۹۸به فينال جام جهانی رساند و با دو گل تاريخی در برابر برزيل فرانسه را قهرمان ساخت. و مرد جهان فوتبال شناخته شد. شفيق آلله - آمريکا نظر من گوئگوچيا و هيگوئيتا هم ميتونستند اينجا باشند ولی خوب هر کسی نظری داره. سياوش - ليدن به نظرم در حق مارادونا خيلی کوتاهی کرديد. اين تعاريفی که از مارادونا نوشتيد او را در سطح يک بازيکن ساده پايين آورد. روزبه - تهران فوتبال فرانسه مديون ميشل پلاتينی است و اين تيم بعد از حضور او به يک قدرت جهانی تبديل شد. نيما رسايی - آتن زين الدين زيدان - رونالدو - چارلتون. آرش خوشخو - تهران ميشل پلاتينی با اينکه هيچگاه نتوانست با تيمش به قهرمانی جام دست يابد ولی از همه لحاظ شرايط يک ستاره درخشان تاريخ فوتبال را دارا بود. قدرت خلاقه او در بازيسازی و پاس دادن و همچنين گلهای سرنوشت ساز او برای تيم فرانسه، اين تيم را دوبار در جام های ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ به نيمه نهايی جام جهانی رساند. گل او در ديدار کلاسيک برزيل و فرانسه در جام ۱۹۸۶ هنوز از خاطر دوستداران فوتبال پاک نشده است. عليرضا مقدم - پاريس به نظر من زين الدين زيدان بهترين بازیکن در جهان است و من علاقه بسيارزياد دارم که يک فوتبالست مثل او باشم. ابوبکر هاشمی - کابل اميدوارم که روزی برسه که عکس بازيکنان ايرانی هم کنار اين عکسها قرار بگيره. رضا مسکو گارينشا از برزيل بخاطر نقش مهم وی در پايگذاری فوتبال برزيل. مهدی لوتارماتيوس به خاطر حضورش درپنج دوره جام جهانی - کسب دو مقام دومی و يک مقام اولی در جامهای جهانی و کسب عنوان مرد سال اروپا و دنيا با وجود حضور بازيکنانی همچون مارادونا - گوليت - فون باسن - بازی تا۴۰ سالگی برای تيم ملی آلمان - حضور بسيار موفق در تيمهای بايرن و اينترميلان. سروش رهايی - اصفهان به نظر من يکی از اسطوره ای ترين بازيکنان تاريخ فوتبال گارينشا بازيکن برزيلی بود که نقش کليدی درقهرمانی برزيل در دو جام جهانی ۱۹۵۸و۱۹۶۲داشت و به عقيده بسياری از کارشناسان فوتبال تکنيکی ترين بازيکن تاريخ فوتبال بوده است. آرش سيدنی - استراليا |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||