BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 17:06 گرينويچ - جمعه 12 مه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نگاهی به فيلم 'نفوذی، تازه ترين ساخته اسپايک لی

دنزل واشينگتن
دنزل واشينگتن در نقش کارآگاه ویژه پلیس نیویورک در نمايی از نفوذی
خلاصه داستان: کيت فريزر(دنزل واشنگتن)، کارآگاه ویژه پلیس نیویورک است که درگير يک سرقت بانک بسيار پيچيده می شود: دالتون راسل(کلايو اوون)، سرپرستی گروه سارقان را به عهده دارد. آنها به گروگان گيری گسترده ای دست می زنند. مادلين وايت (جودی فاستر)، وکيل قدرتمندی با ارتباطات سياسی پيچيده، وارد ماجرا می شود...

برای اسپايک لی، نفوذی (Inside Man) فاصله گرفتن کاملی است از فضای فيلم های قبلی که به هر شکل می تواند اتفاق فرخنده ای باشد، چرا که او – تقريباً در تمامی آثار– در قيد و بند مسايل سياسی - اجتماعی ای بود که غالباً در پرداخت آنها ناموفق عمل می کرد.

در نتيجه عموماً با فيلم های شعاری ای درباره نژاد پرستی، فقر، اقليت ها يا شخصيت های سياسی روبرو بوديم که نمونه هايش در تاريخ سينما فراوان اند.

خوشبختانه اما اين بار در يک حرکت عجيب از "شعار" دست می کشد و تنها سعی دارد توانايی های تکنيکی اش را در خدمت پرداخت سينمايی يک قصه ساده قرار دهد ( و حالا ديگر با قطعيت می توان گفت که اين نتيجه بالا رفتن سن و سال و منطقی تر شدن فيلمسازانی از اين دست است ) و شايد بتوان نفوذی را به رغم همه ضعف ها، بهترين فيلم سازنده اش دانست.

فيلم با فضای آشنايی آغاز می شود: سرقت بانک و گروگان گيری. نمونه اين نوع قصه و فضا را در تاريخ سينما بسيار می توان سراغ کرد.

اسپايک لی کارگردان نفوذی

با علم به اين موضوع اسپايک لی سعی دارد فيلم تازه ای خلق کند. در نتيجه از نماهای کوتاه و شيوه تدوين خاص خود سود می جويد تا نوع روايت سينمايی اثرش را تغيير دهد، با بر هم ريختن زمان وقايع، پيشاپيش نشانه هايی را برای تماشاگر باقی می گذارد و بالاخره نزديک به اواخر فيلم تماشاگر متوجه می شود که قصه اساساً چيز ديگری است و ماجرا به شکلی که گمان می کرديم تمام نخواهد شد.

همين وجه تمايز فيلم از نمونه های مشابهش است: فيلم با فضای آشنای ژانر پيش می رود، اما چندان قصد وفاداری به آن را ندارد. در نتيجه از اواسط آن دغدغه تماشاگر اين است که فيلم چطور به پايان خواهد رسيد و در نهايت فيلم فارغ از همۀ اين حدس و گمان ها تمام می شود.

اما باز صرف پايانی از اين دست، چندان امتيازی نيست، اما موفقيت فيلم از آنجا نشات می گيرد که جزئيات به طرز قابل توجهی پرداخت شده اند.

همه چيز دقيق و حساب شده است و فيلمساز توانايی اش را در جهت پرداخت اين جزئيات و در خدمت قصه به کار می گيرد. اولين جملات کلايو اوون رو به دوربين، گويی که حرف های خود فيلمساز را گوشزد می کند و براين نکته تأکيد دارد که هيچ چيز را دوباره تکرار نخواهد کرد.

جودی فاستر و دنزل واشينگتن در نمايی از فيلم

تماشاگر بايد حواسش را جمع کند تا با جزئياتی درگير شود که فقط يک بار در گوشه ای از تصوير يا ديالوگ به آن اشاره می شود و بعدتر همان نکته به کار قصه فيلم می آيد. در نتيجه اگر تماشاگر به طور سرسری با فيلم روبرو شود، بسياری از نکات ريز آن را از دست خواهد داد و گاه شايد با داستان آن هم مشکل پيدا کند.

فيلم اما رفته رفته پيچيده تر می شود و روان شناسی شخصيت ها بر روايت قصه غلبه می کند. از ابتدا با شخصيت اصلی متفاوتی روبرو هستيم: باهوش، زيرک، خوددار و مهربان! آنها آدم نمی کشند، تنها برای رسيدن به مقصود شان ادای آن را در می آورند.

از سويی ديگر خود از پيش می دانند که درخواست شان برای داشتن اتوبوس و هواپيما، خواست عبثی است و اصلاً دليل طرح آن، رد گم کردن است. نقشه پيچيده آنها ذره ذره پيش می رود.

آنها حتی به پول و شمش های طلا در بانک دستبرد نمی زنند و تنها هدف شان الماس های يکی از صندوق هاست. در نتيجه پليس باهوش فيلم – که در فيلم هايی از اين دست در نهايت سر رشته ماجرا را به دست می گيرد و آن را حل و فصل می کند- عاجز و سر در گم بازی را می بازد.

از راست: اسپايک لی، جودی فاستر، کلايو اوون و دنزل واشينگتن

پيچيدگی قصه با پيچيدگی شخصيت های آن می آميزد: هيچ کس يک شخصيت کليشه ای معمولی نيست (جز شخصيت جودی فاستر، که اساساً کمکی به فيلم نمی کند و نقطه ضعف فيلم را رقم می زند).

در نقطه نهايی فيلم شخصيت هايش را در يک سطح قرار می دهد: هيچ کس فرقی با ديگری ندارد. لبخند رضايت آميز کارآگاه در صحنه نهايی، از پذيرفتن اين نکته حکايت می کند. آدم ها خاکستری اند؛ با نقاط قوت و ضعف گاه مشترک.

استفاده از ماسک ها و لباس های يکرنگ، نوعی تأکيد بر اين تشابه است: همۀ آنها می توانند جای يکديگر قرار بگيرند. سارقان يکی از همين مردم عادی هستنند: به شکل آدم های معمولی وارد بانک می شوند، کارشان را انجام می دهند و به شکل همان آدم های معمولی بانک را ترک می کنند.

حتی برای کارآگاه پليس دل می سوزانند و با تکه الماسی زندگی او را تغيير می دهند تا بالاخره بتواند با دوست دخترش زندگی ای را تشکيل دهد. همه چيز خوب و مرتب پيش می رود. همه راضی اند و هوا عالی است. فيلم با شروع يک عشقبازی تمام می شود.

مشخصات فيلم:

Inside Man

کارگردان: اسپايک لی
فيلمنامه: راسل گويرتز
بازيگران: دنزل واشنگتن، کلايو اوون، جودی فاستر، ويلم دفو

کلاکتصفحه ويژه فيلم
تازه های فيلم و سينمای ايران و جهان
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران