
نخست وزیر اسرائیل در حال توضیح دادن خطر دستیابی ایران به بمب اتمی در سازمان ملل
«در خاورمیانه، در خاورمیانه واقعی، هر زمینی که ما تخلیه کنیم به دست ایران خواهد افتاد». این دیدگاه بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل یکی از دلایل اصلی عدم تمایل وی به پس دادن اراضی اشغال شده بعد از جنگ شش روزه به سازمان آزادی بخش فلسطین در چهار چوب قرداد صلح است.
برای نخست وزیر اسرائیل و همپیمانان محافظه کار او، دولت ایران ابر قدرت منطقهای است که نه تنها لبنان و غزه را در دست دارد، بلکه اگر اسرائیل از کرانه باختری خارج شود، این منطقه هم به سرعت زیر نفوذ همپیمانان فلسطینی ایران خواهد افتاد.
نتانیاهو در این دیدگاه تنها نیست. حزب جدید التاسیس دینی محافظه کار «بیت یهودی» در ویدئوی تبلیغاتی خود برای انتخاب آینده برنامه انضمام ۶٠% کرانه باختری رود اردن را توصیه میکند. یکی از دلایل نقل شده در این ویدئو برای توجیه این دیدگاه این است که با افزایش ساخت و ساز خانههای اسراییلی در مناطق اشغالی کرانه باختری رود اردن، دولت اسرائیل خواهد توانست جلوی تهاجم تانکهای ایران به سوی اسرائیل را بگیرد.
برای مردم اسرائیل، دولت ایران بدون شک دشمن کشورشان است. دولت ایران عقیده دارد که دولت اسرائیل نامشروع است و بایستی از بین برود. رهبر ایران هم دشمنی خود را نسبت به مردم اسرائیل ابراز کرده و نسل کشی یهودیان در جریان جنگ جهانی دوم را زیر سوال برده است. در کشور اسرائیل اختلاف نظر بر سر خیلی مسائل وجود دارد، ولی یکی از معدود مسائلی که بر سر آن وحدت و انسجام وجود دارد این است که دولت ایران نبایستی مسلح به بمب اتم بشود و دلیل اصلی آن تهدیدات دولت ایران است.
درسالهای اخیر، به خصوص بعد از آغاز نخست وزیری بنیامین نتانیاهو در سال ٢٠٠٩، تهدیدهای دولت ایران علیه اسرائیل به وسیله ای تبدیل شده است که نخست وزیر اسرائیل و هم پیمانان محافظه کار وی از آن برای منافع حزبی خود سوء استفاده میکنند.
یکی از مثال های برجسته، استفاده از دلیل «نفوذ دولت ایران در منطقه» برای توجیه پس ندادن سرزمینهای اشغالی در کرانه باختری به سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) است. این دیدگاه چیزی بیشتر از یک بهانه سیاسی نیست، چون روابط ساف با دولت ایران بسیار بد است. این گروه همیشه دیدگاه منفی به دولت ایران داشته است و دارد.
علاوه بر آن، اگر هم بعد از تاسیس کشور فلسطین در کرانه باختری، حماس در انتخابات پیروز شود، به این معنی نخواهد بود که کشور فلسطین زیر نفوذ مستقیم دولت ایران قرار گیرد، چون این روزها حماس هم روابط خود را با دولت ایران به شدت کاهش داده، و بجای آن به مصر نزدیک شده است.
یکی از بزرگترین دلایل دوری حماس از حکومت جمهوری اسلامی ایران، حمایت دولت ایران از بشار اسد در سوریه بوده است. با وجود کشتار دهها هزار شهروند سنی در سوریه و آواره کردن و کشتار بسیاری از فلسطینیهای ساکن در این کشور، دولت ایران به حمایت خود از حکومت اسد ادامه داد.
بنا بر این حماس تصمیم گرفت که روابط سیاسی خود با دولت ایران و سوریه را به شدت کاهش بدهد. این دوری تبدیل به سیاست جدید حماس شد که بر اساس آن این گروه اعلام کرد که اگر اسرائیل به ایران حمله کند، به شرط آنکه حماس را مورد حمله قرار ندهد، این گروه برای دفاع از ایران وارد جنگ نخواهد شد.
تیرگی روابط حماس با دولت ایران به حدی است که با وجود حمایت مالی و نظامی ایران از این گروه در جنگ هشت روزه اخیر با اسرائیل، حماس هنوز در سیاست خود در قبال حمایت از ایران در جنگ احتمالی بین ایران و اسرائیل تجدیدنظر نکرده است.
پس ندادن سرزمینهای اشغالی به سازمان آزادی بخش فلسطین و ادامه ساخت و ساز در کرانه باختری حتی به یک برگ برنده برای دولت ایران تبدیل شده است.
با ادامه ساخت و ساز در شهرکهای اسراییلی نشین، نتانیاهو به روابط اسرائیل با ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا صدمه زده و خواهد زد. حتی این احتمال وجود دارد که در آینده به خاطر اقدامات شهرک سازی دولت نتانیاهو، دولت اسرائیل هدف تحریمهای جدیدی قرار بگیرد. این هر دو پدیده گل خودی نتانیاهو به منافع اسرائیل است که دولت ایران را بسیار خرسند خواهد کرد، چون مسئولان سیاسی ایران هیچ وقت به تنهایی قادر به دور کردن اسرائیل از آمریکا و اروپا و توجیه تحریم علیه اسرائیل نبودند و نخواهند بود.
و تا وقتی که آقای نتانیاهو به ساخت و ساز شهرکها ادامه میدهد، کمک بزرگی به دولت ایران برای انتقال تمرکز جامعه بین المللی از جنبههای غیر قانونی برنامه هستهای ایران به مسائل دیگر خواهد کرد.
تهدیدهای ایران علیه اسرائیل بایستی مسئلهای فرا حزبی تلقی شود و راه حال آن از دیدگاه منافع ملی اسرائیل مورد بررسی قرار گیرد. سوء استفاده کنونی دولت اسرائیل از این تهدیدها برای منافع حزبی به خصوص برای توجیه شهرک سازی به منافع مردم اسرائیل ضرر خواهد زد.





















