
تظاهرات مخالفان در مسکو رخ داد، ولی در مناطق روستایی مردم در مورد تغییر دودل هستند
در ماه دسامبر گذشته، خیابانهای مسکو مملو از مخالفان بود که ولادیمیر پوتین را متهم به تقلب در انتخابات میکردند. یک سال از آن روزها گذشته است.
در زمستانهای روسیه، گویی برف و باران دسیسه میکنند تا تو در خانه بمانی.
در مرکز مسکو، سرما تا مغز استخوان را میسوزاند، راه رفتن در پیاده روهای یخ زده پر از دردسر است و برف مانند لحافی بزرگ، شهر را پوشانده و آدم را وسوسه میکند که تا رسیدن بهار، به خواب زمستانی برود.
این امر، اتفاقی را که سال گذشته افتاد، جالبتر میکند.
در ماه دسامبر گذشته، هزاران نفر و سپس دهها هزار نفر از شهروندان مسکو به خیابانها سرازیر شدند.
آنها ولادیمیر پوتین را متهم به دزدیدن رأیشان در انتخابات پارلمانی روسیه میکردند و از مقامات میخواستند که به نظر آنها احترام بگذارند.
این انفجار ناگهانی و غافلگیرکننده نگرانیهای طبقه متوسط رو به رشد روسیه بود.
ولی باگذشت یک سال، این تمایلات رو به خاموشی میرود.
'ما یک تزار لازم داریم'

تظاهرکنندگان ولادیمیر پوتین و حزبش را متهم به تقلب در انتخابات کردند
ژانا شاریپووا میگوید "هیجان رفتن به خیابانها فروکش کرده است، من فکر میکنم دلیلش این است که هیچ چیز در جهت مثبت تغییر نکرد."
او که مدیر یک شرکت اینترنتی است، طی ۱۲ ماه گذشته در چندین تظاهرات ضددولتی در مسکو شرکت کرده، اما دست آورد چندانی مشاهده نکرده است.
او میگوید: "اعتراض به پوتین و یا نحوه برگزاری انتخابات ها چیز جدیدی نیست. چندین و چند ماه است که ما به این موضوعات اعتراض میکنیم و حالا نیاز به انگیزه جدیدی داریم."
ماریا بارونووا، در آپارتمان کوچکش در مسکو، در حال آماده کردن صبحانه برای پسر شش سالهاش است. او یک مادر مجرد است که به یک معترض خیابانی تبدیل شد و یکی از ۱۹ کنشگری است که در پی به خشونت کشیده شدن تظاهراتی در ماه مه، با خطر محکومیت به زندان مواجه است.
در هفتههای اخیر، در روندی که شبیه یک سرکوب سازماندهی شده است، اتهامات کیفری متوجه برخی از سرشناس ترین منتقدین کرملین هم شده است.
با این حال خانم بارونووا همچنان معتقد است که مخالفان سیاسی روسیه باید با این واقعیت تلخ مواجه شوند که بسیاری از مردم روسیه، هنوز تشنه مشت آهنین آقای پوتین هستند.
او میگوید: "من واقعاً فکر میکنم که حدود نیمی از جمعیت، این حکومت را دوست دارند. بزرگترین اشتباه مخالفان این است که فکر میکنند هیچکس پوتین را دوست ندارد. حتی کافی است به حومه مسکو بروید تا ببینید بسیاری از هواداران پوتین آنجا زندگی میکنند."
او می افزاید: "آنها با ما بحث میکنند و میگویند: 'ما باید یک تزار داشته باشیم. ما به یک تزار احتیاج داریم. چون همیشه تزار فردی خواهد بود که در روسیه در رأس قدرت است.' حالا ما باید این مردم را متقاعد کنیم که اشتباه میکنند؛ مخصوصاً حالا که در قرن بیست و یکم هستیم."
'امتحانش را پس داده است'
شهر گوس خروستالنی، یا غاز کریستالی، حدود ۱۶۰ مایل با پایتخت فاصله دارد. "غاز" نام رودخانه ای است که از اینجا میگذرد و کریستال چیزی است که کارخانه اصلی این شهر برای بیش از ۲۵۰ سال تولید میکرد تا اینکه ورشکسته و تعطیل شد. اینجا در ظاهر یک دنیا با مسکو فاصله دارد.
در خیابانی به نام "۵۰ سال قدرت شوروی" کارگاه کوچکی هست که به جای تولید شیشه، آن را تزئین میکند. بیشتر لیوان ها و اجناس شیشهای آن از یک کمپانی ترک خریداری شدهاند. یکی از کارگران به نام آناتولی میگوید او هیچ تغییری در زندگیش نمیخواهد.
آناتولی میگوید: "پوتین امتحانش را پس داده است و من از او راضی هستم. ولی من که از سیاست سر در نمیآورم. علاقهای هم به آن ندارم. هروقت در تلویزیون چیزی در مورد سیاست ببینم، کانال را عوض میکنم."
در خیابان، سوِتلانا که یک بازرس برفروبی است دستوراتش را بر سر سه مرد فریاد میزند.
سوتلانا میگوید وقتی در مورد فساد در دستگاه قدرت چیزی میشنود عصبانی میشود.

میلیونها نفر از مردم روسیه هنوز معتقدند که پوتین نیتش خیر است
او میگوید: "تظاهرات خیابانی کمکی نمیکند، کسی به این توجه نمیکند. به هر حال من فکر نمیکنم در حال حاضر کسی بهتر از پوتین داشته باشیم. باید بگذاریم کاری را که شروع کرده تمام کند. چیزی که روسیه احتیاج دارد یک استالین جدید است. یک نفر با مشتی آهنین. روس ها فقط از ترکه حساب میبرند."
'ریشه های' جدید
غاز کریستالی، مشت نمونه خروار است.
در طول تاریخ مردمان بسیاری به رهبرشان نگاه کردهاند و خواستهاند باور کنند که تزار خوب آنها شب تا به صبح در کرملین مشغول کار است تا زندگی آنها را بهتر کند.
بیرون از مسکو، میلیونها نفر از مردم روسیه هنوز معتقدند که پوتین نیتش خیر است و وقتی کاری درست پیش نمیرود، به خاطر مشاوران بد، مسئولان فاسد و یا باندهای خلافکار است که چوب لای چرخ دولت میکنند.
ولی تاریخ روسیه درس دیگری هم به ما میدهد: تغییرات سیاسی بیشتر وابسته به حال و هوای مسکو است تا آنچه در سطح کشور اتفاق میافتد.
بوریس نمتسوف، از کنشگران سرشناس مخالف دولت، میگوید: "انقلابها همیشه در پایتخت رخ میدهد. مسکو اروپایی ترین شهر روسیه است و شهروندان تحصیل کردهای دارد که در عقایدشان مستقل هستند. مسکو شهر طبقه متوسط است. تنها مسکو میتواند سیستم سیاسی را تغییر دهد."
ماریا بارونووا مطمئن است که تغییر بالاخره اتفاق میافتد.
او میگوید: "فکر میکنم حالا دیگر جامعه مدنی ریشه دوانده است. ما بذر جامعه مدنی را در خاک کاشته ایم و تا ۱۰ سال دیگر محصولش را خواهیم دید. شاید بتوانیم جامعه را در این زمان تغییر دهیم. در یک سال گذشته خودمان را تغییر دادهایم. حالا وقت آن رسیده که مردم اطرافمان را، که با ما نیستند، تغییر دهیم."





















