
بخش بزرگی از حومه دمشق در دست مخالفان مسلح است
دوپارگی دمشق، پایتخت سوریه به یک کابوس تبدیل شده است.
من در مرکز شهر قرار دارم، جایی در نزدیکی یکی از جالبترین اماکن تاریخی دنیا: بخش قدیمی دمشق.
مسجد اموی دمشق با ۱۴۰۰ سال قدمت در آنجا قرار دارد و ستونهای رومی را هنوز میتوان در میان رواق های بازارش دید. مردم هنوز در خیابانی به نام به نام "مستقیم" زندگی میکنند: جایی که در انجیل گفته شده است که پولس قدیس پس از کور شدن در راه دمشق، در آنجا ساکن شد.
دمشق دوم، در حومه جدید این شهر قرار دارد. شورشیان مسلح، با اینکه توسط نیروهای حکومتی محاصره شدهاند، بخش بزرگی از آن را در دست دارند. آنها طی هفته گذشته هدف آتشباران توپخانه ارتش بودهاند.
'پیامدهای خشکسالی'
کلمه حومه، برای من به عنوان یک بریتانیایی، یادآور جایی است که در آن بزرگ شدم: باغها، پرچین های شمشاد، کودکان در حال رفتن به مدرسه و در آخر هفتهها، بوی خوش ناهار یکشنبه.
حومه دمشق چنین نیست. اینجا جنگلی از بتن است که تا حدی رشد کرده تا بتواند مردمان فقیری را در خود جای دهد که وقتی زندگی در مناطق روستایی غیرممکن شد، برای کار به اینجا مهاجرت کردند.

ارتش آزاد سوریه آرام آرام قدرت خود را در بخشهایی از دمشق افزایش داده است
یکی از دلایل اینکه بسیاری حاضر شدند تا جان خود را برای مخالفت با بشار اسد به خطر بیندازند، پیامدهای یکی از سخت ترین خشکسالی های سوریه در طول تاریخ، بین سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۱۱ بود.
به گفته سازمان ملل، این خشکسالی معیشت بیش از ۸۰۰ هزار نفر را مختل کرد. در شمال شرقی سوریه، ۸۵ درصد دامها تلف شدند.
خود حکومت نیز با کمک هزینه دادن به زمینداران بزرگ که محصولاتی مثل پنبه و گندم تولید میکنند (محصولاتی که آب زیادی مصرف میکنند)، وضع را بدتر کرد. حالا شمال شرق سوریه از مراکز اصلی شورش است.
برخی از مردانی که اکنون در دمشق، علیه رئیس جمهور سلاح به دست گرفتهاند، در گذشته روی همین زمینهای خشک کار میکردند. فقرا به خشم آمده بودند، دیگر در وضع موجود چیزی برای از دست دادن نداشتند و آنقدر مستأصل شده بودند که حاضر شدند آن را به چالش بکشند.
تا حدود یک ماه پیش، به نظر میرسید که جنگ در سوریه به حالت رکود رسیده است. هیچ کدام از طرفین نمی توانستند دیگری را شکست دهند.
حالا دیگر اینطور به نظر نمیرسد، چرا که شورشیان مسلح به عملیات خود در دمشق شدت بخشیدهاند.
من در ماه ژانویه گذشته اینجا بودم. دلیل اینکه دوباره به اینجا نیامده بودم این بود که برای این کار احتیاج به ویزا داشتم، و این روزها به سختی میتوان ویزای سوریه را گرفت.
در ابتدای سال، برای اولین بار بود که شورشیان مسلح در حومه دمشق دیده میشدند. هنگامی که با یک کاروان خبرنگاری برای تشییع جنازه یکی از تظاهرکنندگان رفته بودیم، شگفت زده شدم که میدیدم تنها کمی آنطرف تر از آخرین ایست بازرسی پلیس، شهر در دست ارتش آزاد سوریه است.
از آن زمان، شورشیان آرام آرام قدرت خود را افزایش دادهاند.
دمشق در حال سقوط نیست، ولی مرکز آن (جایگاه قدرت) احساس میکند که در حال محاصره شدن است.
البته وضعیت عیناً به این شکل نیست. حکومت کنترل ورودی و خروجی خیابانهای بسیاری را در دست دارد. با این حال در اطراف ساختمانهای دولتی و نظامی، مناطق امنیتی ایجاد شده است تا جلوی حمله بمبگذاران گرفته شود.
بخش جلویی مقر ستاد مشترک ارتش، در نزدیکی جایی که من در آن اقامت دارم، در یک انفجار از بین رفته است.

ناآرامی ها همسایگان را هم تهدید میکند. نیروهای سوری موافق و مخالف اسد در لبنان با هم درگیر شدهاند
جاده هایی که از حومه به سمت مرکز شهر میآیند، مسدود شدهاند و ساکنان دمشق از ترافیک سنگین، به علت مسدود شدن خیابانها به دلایل امنیتی، شکایت میکنند.
باید خمپاره باران ها را هم به اینها اضافه کرد. خمپاره ها از مرکز به سمت حومه شلیک میشوند و ساختمانهای دولتی را تهدید نمیکنند، ولی هنگامی که صدای خمپاره انداز جزو صداهای روزمره شهر باشد، وضعیت عادی نیست.
چند روز پیش با مختار لمانی، که با اخضر ابراهیمی فرستاده سازمان ملل کار میکند، صحبت میکردم.
فکر نمیکنم هیچ چالش دیپلماتیک بزرگتری از آنچه پیش روی آنها است، وجود داشته باشد. آنها تلاش میکنند تا راه حلی سیاسی برای پایان این جنگ پیدا کنند.
آقای لمانی، که مراکشی-کانادایی است، خطر اصلی را توضیح میدهد. او میگوید اگر طرفین به تفاهم دست نیابند، نتیجه آن یک دولت شکستخورده است که جنگ سالاران برای تصاحبش رقابت خواهند کرد: مانند سومالی.
آقای لمانی میگوید اوضاع در سوریه میتواند حتی بدتر از سومالی شود. سومالی به نسبت جدا از کشورهای اطرافش بود، ولی سوریه به واسطه روابط فامیلی، مذهبی و قومیتی، رابطه تنگاتنگی با همسایگانش دارد.
سوریه در یکی از مناقشه برانگیزترین و حساسترین مناطق خاورمیانه، موقعیتی محوری دارد. این هفته در طرابلس لبنان، در نزاع میان گروههای حامی دو طرف درگیر در سوریه، دست کم دوازده نفر کشته شدند.
همسایگان دیگر سوریه (عراق، ترکیه، اردن و اسرائیل) نیز، نزدیک شدن آتش جنگ به مزرهایشان را حس میکنند. ممکن است شرایط وخیم تر و چشم انداز تیره تر شود.





















