
حزب کمونیست چین این هفته رهبران جدید کشور را معرفی کرد. اصلاحات اقتصادی، چین را به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرده است، اما جمعیت یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفری این کشور و وسعت فوقالعاده زیاد آن باعث میشود رهبران جدید همچنان با مشکلاتی عظیم روبرو باشند. موضوعات عمدهای که در صدر برنامههای رهبران جدید قرار خواهد داشت، اینها هستند:
تغییر مدل اقتصادی
موفقیت اقتصادی چین ۵۰۰ میلیون نفر را از فقر نجات داده است. اما آن مدل اقتصادی که در سالهای ابتدایی توسعه چین بهخوبی جواب میداد، حالا نیاز به تغییر دارد. تحلیلگران چینی و غربی میگویند تمرکز غالب اقتصاد این کشور باید از سرمایهگذاری به سوی مصرف برود، بهخصوص که میزان قابل توجهی از سرمایهگذاری را دولت انجام میدهد و بخش زیادی از آن هدر میرود.
در بسیاری از بخشهای اقتصادی که تحت کنترل شرکتهای دولتی هستند، باید به بخش خصوصی برای رقابت میدان داده شود. دولت باید به جای دفاع کردن از این غولهای دولتی، به حمایت از شرکتهای کوچک و متوسط روی آورد، زیرا این شرکتها احتمالا در آینده سهم بیشتری در ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی خواهند داشت.
دولت چین دستکم در موضعگیریها و سخنرانیهای رسمی با این حرفها موافق است، اما مسأله این است که کار چندانی برای حل مشکلات انجام نداده است. حامیان دولت میگویند بحران مالی بینالمللی باعث ناکامی دولت در اجرای برنامههایش شده، و دولت مجبور شده به جای انجام اصلاحات ساختاری، مشوقهای مالی به اقتصاد تزریق کند. اما منتقدان میگویند سیستم حکومتی تکحزبی چین به فساد آلوده است، و بیش از حد منافع افراد و گروههای خاص، و مسائل سیاسی را مد نظر قرار میدهد، و قادر به انجام اصلاحات لازم نیست.
این منتقدان به بخش دولتی اقتصاد اشاره میکنند که تنها نیمی از تولید ناخالص داخلی چین را ایجاد میکند، اما بیش از ۷۰ درصد وامهای بانکی را، آنهم با نرخهای بهرهای که به صورت مصنوعی پایین نگاه داشته شده، دریافت میکند.
هوئو دمینگ، کارشناس اقتصاد در دانشگاه پکن، میگوید اینکه بتوان بخش دولتی را به عقبنشینی وادار کرد، "غیرقابل تصور" است. او میگوید: "شرکتهای دولتی دوباره توسعه خواهند یافت. رهبران سیاسی چین میخواهند این شرکتها با آمریکا و دیگر کشورها رقابت کنند. در نتیجه تقویت هرچه بیشتر این شرکتها برایشان یک ضرورت است."
نابرابری

وضع همه به نسبت زمان شروع اصلاحات اقتصادی در چین در سال ۱۹۷۸ بهتر شده است. اما درآمد شهرنشینها بهمراتب سریعتر از درآمد ساکنان مناطق روستایی افزایش پیدا کرده است. استانهای ساحلی هم از مناطق فقیر مرکزی جلو افتاده اند. دانشسرای علوم اجتماعی چین میگوید فاصله میان درآمدها در مناطق شهری و روستایی از سال ۱۹۸۵ تابه حال ۶۸ درصد بیشتر شده، و یکی از بیشترین اختلاف سطح درآمدها را در آسیا ایجاد کرده است.
دولت چین نگران است که اختلاف درآمدها باعث ایجاد ناآرامی اجتماعی شود. دولت میگوید متعهد به رفع این مشکل است، و برای اثبات مدعای خود به برنامههای فقرزدایی در استانهای فقیر، مثل استان سیچوان، و الغای، مالیات زراعی، که از چند قرن پیش برقرار بود، اشاره میکند.
دولت همچنین بیمههای درمانی را هم گسترش داده، و شمار افراد تحت پوشش بیمه ۱۰ برابر شده و به ۸۳۰ میلیون نفر رسیده است. اما منتقدان میگویند هنوز نیاز به اقدامات بسیار بیشتری وجود دارد، و به این نکته اشاره میکنند که چین تنها حدود ۶ درصد تولید ناخالص داخلیاش را صرف تأمین اجتماعی میکند. به گفته منتقدان، این میزان در مقایسه با کشورهایی با سطح توسعه قابل مقایسه با چین، حدود نصف است.
بخشی از مشکل به نظام کشورداری در چین برمیگردد. خدمات اجتماعی عمدتا در حیطه صلاحیت دولتهای محلی است. اما با وجود فشارهای پکن، مقامات محلی میگویند پول کافی در اختیار ندارند.
محیط زیست

رشد و توسعه فوقالعاده سریع چین باعث ایجاد برخی از پیچیدهترین چالشهای زیست محیطی در جهان شده است. چین حالا بزرگترین تولیدکننده گازهای گلخانهای در جهان است، و در آینده قابل پیشبینی برای تولید انرژی بیش از هر چیز همچنان به زغالسنگ متکی خواهد بود.
افزایش ثروت باعث شده شمار اتومبیلهای در حال تردد در خیابانها از سال ۲۰۰۳ تابه حال چهار برابر شود و در میان ۳۰ شهر آلوده جهان، ۲۰ شهر در چین قرار دارند. دولت مرکزی بهخوبی متوجه مشکلات هست و میگوید تلاشهایی در این زمینه انجام شده است. دولت از جمله از پروژههای موفقی مثل احیای فلات لوئس در شمال غربی کشور، و دو برابر شدن هر ساله ظرفیت توربینهای بادی از سال ۲۰۰۵ به این طرف اشاره میکند.
دولت همچنین چارچوب قانونی لازم برای رسیدگی به مشکلات زیست محیطی را ایجاد کرده، هر چند که این قوانین و مقررات، بهخصوص در سطح محلی، به طور منسجم اجرا نمیشود. البته چین در کنار این که میخواهد با سیاست "رشد بالا، آلودگی بالا" خداحافظی کند، باید با چالشهای ابتدایی توسعه هم دست و پنجه نرم کند.
جوانا مازیک، از بانک توسعه آسیا، میگوید: "آنها پیشرفتهای عظیمی داشته اند، اما هنوز حدود ۴۸۰ میلیون نفر در این کشور هستند که به خدمات بهداشتی دسترسی ندارند و حدود ۱۲۰ میلیون نفر هم از منابع آبی محروم هستند."
افزایش انتظارات
با ثروتمندتر شدن مردم چین و بالا رفتن سطح آموزش آنها، انتظاراتشان هم به شدت تغییر کرده است. انتظار آنها از نسل بعدی رهبران تنها این نیست که شغل و ثروت ایجاد کنند. حالا آنها خدمات بهتر و آزادی بیشتری میخواهند.

هر ساله بیش از شش میلیون نفر از دانشگاههای چین فارغالتحصیل میشوند، که این رقم نسبت به سال ۱۹۹۸ شش برابر شده است. بیش از ۵۰۰ میلیون چینی از اینترنت استفاده میکنند، و در این میان یک وبسایت مخصوص وبلاگنویسان بنام سینا ویبو (Sina Weibo) محبوبیت زیادی دارد. گوشیهای تلفن هوشمند باعث افزایش فعالیتهای اجتماعی، و بعضی مواقع اعتراضات زیست محیطی میشوند.
البته در مورد راضی و ثروتمندتر بودن عامه مردم، شواهد ضد و نقیضی وجود دارد. مطالعات ریچارد ایسترلین، از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، نشان میدهد که یک سوم از افراد ثروتمندتر چینی در سال ۲۰۰۷ راضیتر از سال ۱۹۹۰ بوده اند، اما این قضیه در مورد بقیه جمعیت کشور صدق نمیکند. البته بخشی از این احساس ممکن است ناشی از خواستهها و آرزوهای افراد باشد. شاید زندگی مردم بهتر شده باشد، اما برخی ممکن است فکر کنند که در مقام مقایسه، دیگران وضع بهمراتب بهتری دارند.
ویژگیهای جمعیتشناسی
چین یکی از پایینترین نرخهای زاد و ولد را در جهان دارد، که تا حدی ناشی از اجرای سیاست تک فرزندی در این کشور است. این سیاست داشتن بیش از یک فرزند را برای خانوادههای شهرنشین ممنوع میکند، مگر اینکه خود پدر و مادر هر دو یگانه فرزند والدینشان باشند. در نتیجه تعداد افراد جوانی که باید هزینه مستمری بازنشستگی و خدمات درمانی شمار روزافزون کهنسالان را تأمین کنند، بهمرور کمتر میشود.
جمعیت فعال کشور از سال ۲۰۱۵ رو به کاهش خواهد گذاشت، و باعث فشار بیشتر برای افزایش دستمزدها خواهد شد. همچنین بهزودی چین افراد مسن بیشتری از اتحادیه اروپا خواهد داشت.
سیاست تک فرزندی از برخی جهات وضعیتی غیرعادی ایجاد کرده است. برخی والدین که میخواهند تک فرزندشان پسر باشد، اگر در آزمایش با اولتراسوند بفهمند که جنین دختر است، آن را سقط میکنند. چین به ازای هر ۱۲۰ نوزاد پسر، تنها ۱۰۰ نوزاد دختر دارد، و طبق برآوردها در سال ۲۰۲۰، در چین ۲۴ میلیون مرد مجرد امکان پیدا کردن همسر را نخواهند داشت.
برخی اندیشکدهها و دانشگاهیان خواهان کنار گذاشته شدن این سیاست شده اند. این کار طرفداران زیادی در بین جوانان چینی دارد و میتواند باعث افزایش دوباره نرخ زاد و ولد شود. اما هیچیک از رهبران ارشد کشور به طور علنی از چنین تغییری حمایت نکرده اند. برخی مقامات نگرانند که کنار گذاشتن این سیاست منجر به انفجار جمعیت شود.






















