
ماه عسل آنکارا و واشنگتن چندان طولانی مدت نبود
باراک اوباما در اولین دیدار دوجانبهاش، تنها چهار ماه پس از سر کار آمدن، در ماه آوریل ۲۰۰۹، به ترکیه سفر کرد. این تصمیم او نه تنها برای بسیاری غافلگیر کننده بود که به عنوان بخشی از تغییرات استراتژیک روابط خارجی ایالات متحده تفسیر شد.
بر خلاف سیاستهای مداخله جویانه و تقابلی جورج دبلیو بوش، اوباما با هدف کم کردن حضور نظامی آمریکا در صحنه جهانی، سیاستی در پیش گرفت چند جانبه و برپایه مذاکره و گفتگو.
او برای رسیدن به اهداف خود برای بازسازی ائتلاف ها در جهت مواجهه با چالش ها و تهدیدهای مشترک، به سراغ ترکیه رفت تا در قالب آنچه "شراکت نمونه" نامید، به طرح مشکلات خاورمیانه بپردازند.
انتصاب احمد داوداوغلو به وزارت امور خارجه در روز یکم ماه می ۲۰۰۹، تنها سه هفته پس از بازدید اوباما، حاکی از موقع شناسی اوباما در طرح این پیشنهاد بود. سیاست خارجی بلندپروازانه داود اوغلو برای تبدیل ترکیه به بازیگر اصلی در کشورهای اطراف و بهخصوص در خاورمیانه، تا حدودی زیادی بر اساس منافع دو کشور با سیاستهای دولت جدید آمریکا همخوان بود.
اما ماه عسل آنکارا و واشنگتن تنها پس از یک سال، در پی دو اتفاق که خسارات سنگینی به روابط دو کشور وارد کرد، پایان یافت. اتفاق اول کشته شدن هشت شهروند ترکیه و یک ترکیه-آمریکایی بدست کماندوهای اسرائیلی در جریان حمله به کاروان کمک رسانی غزه در ۳۱ ماه می ۲۰۱۰ بود. ترکیه از ایالات متحده به خاطر کوتاهی در حمایت از آن کشور و دفاع نکردن از حقوق قربانی ترکیه-آمریکایی حادثه، به شدت انتقاد کرد.
در اینجا جا دارد اشارهای هم داشته باشیم به برانگیخته شدن حساسیتها در واشنگتن، هنگامی که ترکیه از اولین دولت هایی بود که پیروزی محمود احمدی نژاد را در انتخابات سال ۲۰۰۹ ایران، به رقم اعتراضات شدید خیابانی، به او تبریک گفت.
رأی منفی ترکیه در سازمان ملل
با این حال ضربه اصلی هنگامی به روابط وارد آمد که تنها پس از یک هفته، ترکیه به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برای اعمال تحریم های جدید علیه ایران رأی منفی داد.

علاوه بر دادن رأی منفی در شورای امنیت سازمان ملل، لحن نرم ترکیه در مورد برنامه هسته ای ایران نیز به تردیدها در مورد اعتمادپذیری ترکیه به عنوان یکی از متحدان ناتو دامن زد
نخست وزیر ترکیه رجب طیب اردوغان بعد از رأی گیری گفت: اگر به تحریم ها "نه" نمی گفتیم، در واقع خودمان را نفی کرده بودیم. این مایه ننگ بود و ما نمیخواستیم در این آبروریزی شرکت کنیم، چرا که تاریخ ما را نخواهد بخشید." اشاره او ظاهراً به توافق تهران درباره تبادل سوخت هسته ای بود که با پادرمیانی ترکیه و برزیل و اطلاع ایالات متحده، صورت گرفته بود.
در پی مخالفت ترکیه با استفاده ایالات متحده از خاک این کشور برای حمله به عراق در یکم ماه مارس ۲۰۰۳، این رأی مخالف سقوطی دیگر را در روابط استراتژیک ۶۰ ساله آمریکا و ترکیه به حساب می آمد.
علاوه بر دادن رأی منفی در شورای امنیت سازمان ملل، لحن نرم ترکیه در مورد برنامه هسته ای ایران نیز در واشنگتن و دیگر پایتخت های غربی به تردیدها در مورد اعتمادپذیری ترکیه به عنوان یکی از متحدان ناتو دامن زد.
فیل گوردون، دیپلمات ارشد آمریکایی، دو هفته پس از رأی منفی ترکیه در مصاحبهای گفت: "پرسش های بسیاری در مورد جهت گیری و تعهد ترکیه نسبت به ادامه شراکت استراتژیکش با ایالات متحده مطرح است. ما معتقدیم که ترکیه همچنان به ناتو، اروپا و ایالات متحده متعهد است، ولی لازم است که این را در عمل نیز نشان دهد."
ترکیه هم این کار را کرد. نزدیک به یک سال پس از کم اهمیت جلوه دادن نگرانیهای غرب در مورد برنامه هسته ای ایران توسط نخست وزیر اردوغان، ترکیه با نصب رادار ضد موشکی ناتو در خاک خود موافقت کرد. در همین حال ترکیه روند اعمال تحریم های سازمان ملل علیه ایران و کاهش خرید نفت از همسایه خود را، بر اساس تحریم های یکجانبه ایالات متحده، به آرامی آغاز کرد. این چرخش آنکارا در سیاست خارجی با استقبال گرم غرب و بهخصوص واشنگتن مواجه شد.
محصول بهار عربی
با این حال، آنچه فضای همکاری میان این دو متحد را به شدت تقویت کرد، شروع غافلگیر کننده بهار عربی در اواخر سال ۲۰۱۰ در تونس بود. همراهی ترکیه با غرب در حمایت از گروههای آزادیخواه و طرفدار دموکراسی در مبارزه برای براندازی رژیم های استبدادی، فرصتی جدید برای همکاری میان آنکارا و واشنگتن بوجود آورد. با وجود اختلافات جزئی، همکاریها در مورد تونس، لیبی و مصر به خوبی پیش رفت.

بشار اسد و رجب طیب اردوغان
با وجود این، با رسیدن موج بهار عربی به سوریه در ابتدای سال ۲۰۱۱ و در پی پاسخ منفی ایالات متحده و ناتو به درخواست ترکیه برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع و مناطق حائل در خاک سوریه، اختلافات میان دو کشور بار دیگر شدت گرفت. در آستانه انتخابات حساس ریاست جمهوری و برای پرهیز از ایجاد شبهه داشتن تمایل به دخالت نظامی در سوریه، دولت اوباما ترکیه را در منطقه تنها گذاشت. این در حالی بود که ترکیه از سویی با مشکل سرازیری پناهندگان و از سوی دیگر با افزایش تهدیدات امنیتی در مرزهای خود دست و پنجه نرم میکرد.
دولت اوباما نگرانی خود را بابت قدرت گرفتن گروههای تندروی اسلامگرا در صورت سقوط ناگهانی رژیم سوریه و پیامدهای آن برای متحد منطقه ای خود، اسرائیل، پنهان نمیکند.
با وجود امیدواری به تغییر سیاست ایالات متحده پس از انتخابات، ترکیه همچنان نگران است که شاهد تغییراتی در حد انتظار خود نباشد.
شکاف بر سر مبارزه با تروریسم
دیگر خطر احتمالی بر سر راه روابط دوجانبه، ناامیدی آنکارا از دریافت حمایت های کافی، از سوی واشنگتن، در مبارزه با حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) است. دولت و سران ارتش ترکیه اخیراً و به رغم 'دلخور شدن ' ایالات متحده، نارضایتی خود از کوتاهی نزدیکترین متحد خود در این زمینه را آشکارا ابراز میکنند. مقامات آمریکایی افشا کردهاند که پیشنهاد محرمانه آنها برای 'شکار' سران پ.ک.ک (مانند آنچه در مورد اسامه بن لادن رهبر القاعده انجام شد) از سوی مقامات ترکیه رد شده است.
ادعای قتل عام ارامنه

اوباما، جو بایدن و هیلاری کلینتون در ایام تبلیغات انتخاباتی دور پیش وعده به رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه در ترکیه عثمانی را داده بودند
یکی از دغدغه های اصلی اوباما پیش از تحویل گرفتن پست ریاست جمهوری، وعدههای او و مشاورینش، از جمله جو بایدن معاون رئیس جمهور و هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه، به جامعه ارامنه آمریکا، موضوع به رسمیت شناخته شدن قتل عام ارامنه به دست امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۵، از سوی ایالات متحده و تحت عنوان نسل کشی بود.
در بیانیه هایی که هر سال در روز ۲۴ ماه آوریل، روز یادبود ارامنه، از سوی کاخ سفید منتشر میشود اوباما با خودداری از به کار بردن اصطلاح "نسل کشی" این واقعه را «Meds Yeghern» یا "فاجعه بزرگ" میخواند؛ اصطلاحی که خود ارامنه در این مورد به کار میبرند.
یکی از دلایل اصلی این کار، قصد واشنگتن برای آسیب وارد نشدن به روند آشتی میان ترکیه و ارمنستان در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ بود، که به هدف بازگشایی مرزهای میان این دو همسایه که از سالهای ابتدایی دهه ۹۰ بسته بود صورت گرفت. با این وجود، این روند در میانه سال ۲۰۱۰ متوقف شد و این موضوع همچنان مانعی بالقوه بر سر راه روابط ترکیه و آمریکا به حساب می آید.





















