
اوباما در تبلیغات انتخاباتی هشدار میدهد که منافع طبقه متوسط دغدغه رامنی نیست
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، در حالی وارد آخرین روزهای تبلیغات انتخاباتیاش شد که اوضاع اقتصادی کشور تعریفی نداشت، و بر اساس نظرسنجیهای ملی، او و میت رامنی، رقیب جمهوریخواهش، رقابتی شانه به شانه داشتند. اما آقای اوباما یک برگ برنده مهم در دست داشت: به نظر، رایدهندگان به شخصیت او علاقه زیادی دارند، و بسیاری از آنها با وجود اینکه از مدیریت اقتصادی او راضی نیستند، همچنان به او وفادارند.
آقای اوباما که اولین رئیس جمهوری سیاهپوست آمریکاست، در دور اول ریاستش روزهای پرفراز و نشیبی را پشتسر گذاشت.
اوباما و همکارانش در حزب دموکرات چند دستاورد تاریخی داشتند، اما اقتصاد آمریکا از زمان روی کار آمدن او در وضعیتی بحرانی بوده، و یکی از بدترین دورانهای رکود اقتصادی چند دهه اخیرش را گذرانده است: میزان کارآفرینی ناچیز بوده و نرخ بیکاری از ۸ درصد پایین نیامده است.
باراک اوباما
- متولد ۴ اوت ۱۹۶۱ در هاوایی
- در دانشگاه هاروارد حقوق خواند
- بهعنوان وکیل حقوق شهروندی در شیکاگو کار کرد
- از سال ۱۹۹۶ تا سال ۲۰۰۴ عضو سنای ایالت ایلینوی بود
- در سال ۲۰۰۴ به عضویت سنای آمریکا درآمد
- با پیش افتادن از هیلاری کلینتون، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری شد
- در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۸ بر جام مککین، سناتور جمهوریخواه، پیروز شد
علاوه بر آن، حزب دموکرات در انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۱۰ (آبان ۱۳۸۹) شکستی تاریخی متحمل شد، و بعد از این نتایج بنظر میرسید جمهوریخواهان بیش از هر زمان دیگر برای ترویج برنامههای محافظهکارانهشان، و همچنین چوب لای چرخ طرحهای اوباما گذاشتن، انرژی و انگیزه گرفتهاند. امید میت رامنی و دیگر جمهوریخواهان به این بود که اوباما نتواند مثل اولین دوره انتخابش موج ایجاد کند و رایدهندگان مستقل در شرایط اقتصادی نامطلوب فعلی، از سیاستهای او رویگردان شوند.
سخنوری، جذابیت و سابقه
باراک حسین اوباما در چهارم نوامبر ۲۰۰۸ (۱۴ آبان ۱۳۸۷) نامش را در تاریخ ثبت کرد. او جان مککین، رقیب جمهوریخواهش، را بهراحتی شکست داد و اولین رئیس جمهوری سیاهپوست آمریکا شد. او که در زمان بدست گرفتن قدرت ۴۷ سال داشت، اولین رئیس جمهوری آمریکا از زمان هری ترومن (رئیس جمهوری آمریکا از ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۳) است که در محل سکونت قبلیاش در نزدیکی مرکز شهری بزرگ بوده، و علاوه بر آن، اولین رئیس جمهوری متولد هاوایی است.
برخلاف جان مککین، جورج بوش و بیل کلینتون، گذشته اوبا جنگ ویتنام و اختلافات فرهنگی دهه ۱۹۶۰ گره نخورده بود. از زمان به قدرت رسیدن او، دموکراتها با غلبه بر مقاومت جدی جمهوریخواهان، موفق شدند برنامه مشوقهای اقتصادی را به تصویب برسانند، نظام خدمات درمانی آمریکا را متحول کردند، قوانین جدیدی برای بازار بورس و صنعت بانکداری وضع کردند، و صنعت خودروسازی آمریکا را از فروپاشی نجات دادند.
کمی بعد او و دیگر دموکراتها قانونی را که بر اساس آن آمریکاییانی که همجنسگرایی خود را علنا اعلام میکردند، از کار در ارتش این کشور منع میکرد، کنار گذاشتند. این قانون دو دهه قدمت داشت. همچنین آقای اوباما با استفاده از اختیاراتش بهعنوان رئیس جمهوری، بدون اجازه کنگره به برخی مهاجران غیرقانونی کم سن و سال، که در کودکی به آمریکا آورده شده بودند، اجازه اقامت موقت داد.

بیش از یک میلیون نفر از حامیان و هواداران آقای اوباما در سال ۲۰۰۹ در سرمای شدید واشنگتن شاهد مراسم تحلیف او بودند
آقای اوباما تیمی از کماندوها را به ماموریت کشتن اسامه بنلادن اعزام کرد، به حضور سربازان آمریکایی در عراق خاتمه داد، و با دمیتری مدودف، رئیس جمهوری وقت روسیه، پیمان جدیدی در زمینه سلاحهای هستهای منعقد کرد. او در اوایل دوران ریاست جمهوریاش جنگ با شورشیان افغان را تشدید کرد، که در نتیجه آن خشونت در افغانستان علیه نیروهای آمریکایی افزایش پیدا کرده است.
اما آقای اوباما قول داده که تا پایان سال ۲۰۱۴ ماموریتهای امنیتی در افغانستان را به نیروهای افغان واگذار کند، و به این درگیری نظامی که بیش از یک دهه از شروع آن میگذرد، خاتمه دهد.
تربیت بینالمللی
آقای اوباما در سال ۱۹۶۱ متولد شده و نامش را از پدرش گرفته است. پدر او یک روشنفکر کنیایی بود که زمانی که در دانشگاه هاوایی تحصیل میکرد، با آن، مادر اوباما که دختر نوجوانی از ایالت کانزاس بود، آشنا شد. وقتی آقای اوباما کودک خردسالی بود، پدرش خانواده را رها کرد و از مادرش طلاق گرفت. پدر و پسر تنها یک بار دیگر با هم ملاقات کردند، و آنهم زمانی بود که باراک اوبامای مسنتر سفری کوتاه به هاوایی کرده بود.
وقتی اوباما شش ساله بود، مادرش با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و کل خانواده به جاکارتا (پایتخت اندونزی) مهاجرت کردند. اوباما که در آن سالها "بری" نامیده میشد، بعدا به هاوایی برگشت و در این دوران بیشتر با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکرد. بزرگ شدن اوباما در اندونزی، که پرجمعیتترین کشور مسلمان جهان است، و تبار مسلمان کنیایی او، باعث تقویت تئوریهای توطئه راستگرایانهای شد.
برخی از این تئوریها ادعا میکردند که او در آمریکا بهدنیا نیامده، و یا در خفا مسلمان است. آقای اوباما برای اینکه ثابت کند در ایالت هاوایی بهدنیا آمده است، دو گواهی تولد ارائه کرد. او پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه کلمبیای نیویورک، بمدت سه سال بهعنوان سازماندهنده امور اجتماعی در محلات فقیر شیکاگو مشغول بکار شد.

کاخ سفید عکسی را از اتاق کنترل منتشر کرده که در آن آقای اوباما شاهد کشته شدن بنلادن بدست کماندوهای آمریکایی است
او در دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد تحصیل کرد و اولین رئیس سیاهپوست نشریه حقوقی هاروارد شد. او زمانی که در یک دفتر حقوقی در شیکاگو کار میکرد، با میشل رابینسون آشنا شد. آنها در سال ۱۹۹۲ با هم ازدواج کردند و حالا دو دختر بنامهای مالیا و ساشا دارند.
اوباما از زمان حکومت جیمی کارتر اولین رئیس جمهوری آمریکاست که با فرزندان کم سن و سالش در کاخ سفید زندگی میکند. بعد از فارغالتحصیل شدن از هاروارد، آقای اوباما به شیکاگو برگشت و در زمنیه حقوق مدنی مشغول به کار شد.
او در این شغل دفاع از کسانی را برعهده میگرفت که در زمینه مسکن و اشتغال مورد تبعیض قرار گرفته بودند. او در دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو هم تدریس میکرد و در آنجا بهعنوان استادی محبوب و متفکری استثنایی در رشته حقوق شناخته میشد.
او در سال ۱۹۹۵ اولین کتابش بنام "رویاهایی از پدرم، خاطرات" را منتشر کرد، و سال بعد از آن به عضویت سنای ایالت ایلینوی انتخاب شد. او در مقام سناتور ایالتی مواضع تندی علیه حمله به عراق گرفت، و این مواضع بعدها باعث شد بسیاری از تلاش او برای کسب نامزدی حزب دموکرات حمایت کنند.
آقای اوباما در سال ۲۰۰۴ در جریان تلاشش برای رسیدن به سنای آمریکا، در سطح ملی به شهرت رسید. او در کنگره ملی حزب دموکرات سخنرانی پرشوری انجام داد و در آن مفاهیمی نظیر "اتکای بهخود" و "اتحاد ملی" را طرح کرد.

"بری" اوباما تنها یک بار پدرش را دید. پدر او خانوادهاش را ترک کرد و برای تحصیل به دانشگاه هاروارد رفت
اوباما چند ماه بعد در انتخابات سنا با اختلاف زیادی پیروز شد و به یکی از مطرحترین چهرهها در واشنگتن تبدیل شد. او کمی بعد کتاب پرفروش دیگری به نام "جسارت امید" منتشر کرد. در رایگیریهای کنگره آمریکا، اوباما سابقهای لیبرال از خود به جا گذاشت، اما در عین حال در زمینه آموزش و پیشگیری از ایدز و جلوگیری از اشاعه سلاحهای هستهای با جمهوریخواهان همکاری کرد.
زمانی که در سال ۲۰۰۷ کارزارش را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری شروع کرد، تنها دو سال از سناتور شدنش میگذشت، و رقبایش سعی کردند او را برای ریاست جمهوری فاقد صلاحیت و ناآماده نشان دهند.
اما کارزار انتخاباتی او میلیونها نفر از لیبرالها، بهخصوص رأیدهندگان جوان را سر شوق آورد. این جوانان بعد از دو دوره ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش، بهدنبال سیاستهای تازهای در واشنگتن بودند. آقای اوباما بعد از رقابتی طولانی و سخت با هیلاری کلینتون، بانوی اول سابق، توانست نامزد حزب دموکرات شود. او بعد از پیروزی در انتخابات هیلاری کلینتون را به وزارت خارجه منصوب کرد.
استنباط عموم مبنی بر اینکه سیاستهای جمهوریخواهان باعث سقوط اقتصاد شده، به پیروزی اوباما بر جان مککین، سناتور جمهوریخواهی که در هشتمین دهه عمرش بود، کمک کرد. این تصور وجود داشت که آقای مککین قادر به بهتر کردن اوضاع اقتصادی نخواهد بود.
اگر چه در میان رأیدهندگان بهشکل گستردهای احساس ناراحتی و عدم رضایت از نحوه پیشرفت امور وجود داشته اما اینک، رکود اقتصادی به پایان رسیده، آمار بیکاری کمکم رو به بهبودیست و دیگر شاخصها از بهتر شدن اوضاع اقتصاد حکایت دارند.





















