
سیم الدین اف: "زبان ما، زبان معیار کلاسیکی است. این زبان را ما کلاسیک میگوییم، چون که این زبان واقعا کلاسیکیست، اما این زبان متروک، منسوخ نیست! این زبان-زبان زنده ماست"
روز ۵ اکتبر در تاجیکستان "روز زبان" است. ۲۳ سال پیش زبان رسمی در این جمهوری سابق شوروی از روسی به فارسی تاجیکی تغییر کرد.
فرهنگیان تاجیک برای رسمی کردن زبان فارسی تلاشهای زیادی کردند، اما آیا آنها از آنچه به دست آمده، راضی هستند؟
همکارمان شمسیه قاسم به مناسبت "روز زبان" با آکادمیسین دادخدا سیم الدین اف، رئیس کمیته زبان و اصطلاحات تاجیکستان، مصاحبهای انجام داده است:
مشکل چه است که ما امروز با موضوع پالایش و اصلاحات زبان مادریمان روبرو هستیم؟
زبان پارسی دری در مرکز تمدن تاجیکان در حوزه زبانی شهرهای بخارا و سمرقند رشد کرد. البته اینجا پیدا نشد، ولی همینجا رشد کرد. این زبان از قسمت خراسان آمد به مرو، از مرو به هرات، از هرات به بلخ و از بلخ به بخارا.
این نقشه رشد زبان جای بحث ندارد، اما وقتی ما به این مسائل نگاه میکنیم، از لحاظ وضع کنونی زبان، ما باید به گذشته نیز رجوع کنیم.
این زبان تأثیر عاملهای نه تنها عربی را گرفت که برای همه عموم بود، بلکه از ترکی هم تأثیر برداشت. بیسبب نیست که تأثیر متقابل زبان فارسی ماوراءالنهر، یعنی تاجیکی به ازبکی، ترکی و برعکس تأثیر این زبانها از طریق لهجهها به تاجیکی ماوراءالنهر خیلی زیاد به نظر میرسد.
زبان تاجیکی به زبان ترکی از طریق سنت کتابی تأثیر کرد، اما زبان ترکی به تاجیکی از طریق سنت شفاهی، از طریق گویشهای محلی تأثیر کرد و این بیشتر در نحو دیده میشود.
بعضیها این را قبول ندارند، اما این واقعیت است. ما باید این را دانیم و هرچه مال بیگانه است، همچون مال خود معرفی نکنیم. و بنیاد زبان خود را از اصل خود دور نکنیم. من این مطالب را میخواهم جمع آورم و با زبانشناسان ایرانی و افغانستان در میان گذارم، چون آنها در این باره مطالعه ندارند.
تأثیر روسها و زبان روسی در زبان ما چه گونه بود و هست؟
تأثیر زبان روسی به زبان تاجیکی در زمان شوروی بود و این تأثیر در سبک کتابی بود. وقتی که ما از سال ۱۹۸۹ شروع کردیم به پاکسازی زبان، این تأثیر زود از بین رفت و اما عاملهای آن تا جایی باقی ماند. وقتی ما در نظام قانونگذاری به ترجمه آثار حقوقی شروع کردیم، دیدیم که بسیار ترجمهها از روسی تحتاللفظی شدهاند. این بعداً به زبان گفتاری تأثیر کرد.
یعنی دانشمندان، سیاستمداران ما وقتی صحبت میکنند ، همیشه از روی قالبهای ترجمههای تحتاللفظی روسی فکر میکنند. یعنی این زبان در سنت گفتاری از طریق سنت کتابی از روسی تأثیر گرفت.
برای تغییر این وضع چه کارها انجام میشود؟
ما با پیشنهاد حکومت تاجیکستان و رئیس جمهور یک برنامه رشد زبان دولتی را تا سال ۲۰۱۶ قبول کردیم. از زمان استقلال توجه دولت به زبان بسیار جدی است. هدایتهایی که سرور دولت ما میدهد، بینظیرند. او جداً سر موضوع زبان همچون عامل هستی ملت اندیشه میکند. حتی به نامهای شهر و ناحیههای کشور توجه دارند، حتی خودشان فکر میکنند که نامهای تاریخی را باید زنده کنیم. چون که شناخت ملت این نام جغرافیایی است، نامهای شهر و کشور و نامهای خاص هستند.
هیچ گاه به زبان ملی این گونه توجه نشده بود. در زمان شوروی همه تلاشها بر آن بود که چه کار کنیم و زبان روسی را در معاشرت جایگزین تمام زبانهای جماهیر شوروی بکنیم.
در حالی که زبان ما زبان دارای سنت مقتدر تاریخی است. مثلاً، در طبقهبندی زبانهای ایرانی دوره نو از عصر هشت و نه تا به امروز محسوب میشود. اما ما چه کار کردیم در زمان شوروی؟ گرفتیم آن دوره را همچون "تاریخ زبان" جدا کردیم.
باور میکنید که در آن زمان خواندن مثلاً "آدینه" عینی به خط فارسی، همچون امتحان زبان خارجی برای عنوان دکترا محسوب میشد؟ این تمسخر بود! یعنی زبان، زبان مادری شما، اما تنها با خواندن این خط، آنها امتحان زبان خارجی را میسپاریدند. این گونه کارها بودند آن زمان. همه زبانشناسانی که حالا زبان خارجی را نمیدانند، از همان نسل هستند.
بسیاریشان ایراد میگیرند، به شما (بی بی سی) هم ایراد میگیرند که ما این زبان را نمیفهمیم. کدام زبان را میفهمند اینها؟ اینها یگان زبان را خوب نمیفهمند. زبان ما، زبان معیار کلاسیکی است. این زبان را ما کلاسیک میگوییم، چون که این زبان واقعا کلاسیکی است، اما این زبان متروک، منسوخ نیست! این زبان، زبان زنده ماست.
برای چه همین زبان در ایران و افغانستان به حیث زبان معیار خیلی خوب فعالیت دارد و ما برای خودمان باید زبان سازیم؟ این زبانسازی به خاطر چه بود؟ به خاطر آن بود که این ملت دارای گذشته طولانی تاریخی، از میراث گذشته خود بینصیب مانَد. دعوا کرده نتواند. این مقصد سیاسی بود.
وقتی که فرمان وزیر آموزش و پرورش وقت را میخوانید، دهشت میکنید. تمام معیارهای کلاسیکی را برکنار کردند. شما، میگوید، "بِ" نگویید! پیشوند آرایشی خیلی زیبای ما "بِ"-مثلاً "بگو"، "برو"، "بنشین"، هیچ حق نداشتید بگویید". "گوی"، "شین"، "رو" بگویید، میگفتند. این را معیار کردند. "را" نگوید" میگفتند-"یَ" گویید!". این مگر دهشت نیست؟
بنا بر آن، زبان عامیانه بسیار مخفف و خراب را در مقابل زبان کلاسیکی جای کردند. آنها خوب میدانستند که چنین با زبان بازی کردنها و معیار ساختنها به منفعت رشد ملت نیست. بعد ساختند - زبان فارسی، زبان دری و زبان تاجیکی. زبانی را که یک بنیاد دارد، گرفتند به سه زبان بخش کردند.
آیا تغییر خط نیز در همین ردیف و با همین هدف صورت نگرفت؟
بله، اینجا هم هدفهای دیگر بود. چون جمهوریهای ترکزبان با تأثیر ترکیه، اصلاً تاتارستان به الفبای نو گذشتند، ما تنها مانده بودیم اینجا. ما را هم به این ردیف وارد کردند. اما آنچه مهم است، باید فهمند که زبان معیار این همان زبان کلاسیکی است.
همان طور که سرور دولت گفتند: "ما از زمان رودکی همه را خوب میفهمیم و نیاز به ترجمان نداریم." آیا زبان رودکی را زبان بیگانه گفتن ممکن است؟ آن زبان ما است!
خصوصیتهای خوب و ناب زبان پارسی دری دوره اول در همین تاجیکی باقی ماندند. به اصطلاح "دانشمندان" ما نمیفهمند و میگویند پس از انقلاب ما صاحب زبان دوره نو، یعنی تاجیکی، شدیم. حتی مخالفین ما این گونه فکر نمیکنند. این بسیار اندیشه غلط و پوسیده است.
مثلاً ببینید، در زمان مغولها و تیموریان زبان فارسی به حوزه هند از ایران و افغانستان نرفته است، بلکه محض از بخارا و سمرقند با نام زبان فارسی به آنجا رفته است. همه آن آثاری که در آنجا آفریده شده (من آنجا دو بار بودم)، بیشتر این آثار به مردم ما که از آسیای میانه به هند رفتهاند، مربوط است.
من همصحبت شدم با فارسیزبانان هند، آنها هم تأکید میکردند که "تمام بزرگان و دانشمندانی که آمدند به اینجا، همشان وطنداران شما بودند". آثار زیادی که آنجا محفوظ مانده است، ما جامعه فارسیزبان، از جمله تاجیکستان، میراثبردار این آثار هستیم. ما باید افتخار داشته باشیم.
در حالی که ما پس از سالهای بیست لهجه را اساس زبان قرار دادیم، لهجه عامیانه دارای عنصرهای غیرادبی را برای خودمان معیار ساختیم، بیگانگان، مثل تیموریان، زبان ناب به میراث آمده از زمان ساسانیان را که در بخارا و سمرقند و دیگر شهرها بود، بردند به هند و زیاده از شش قرن این زبان در انجا زبان رسمی بود.
اگر انگلیسها هند را مستملکه نمیکردند، تا حالا آنجا این زبان-زبان دوّم دولتی میبود. پس، چرا ما، با کدام تفکر در آن زمان یک لهجه خود را اساس زبان دولتی کردیم؟ برای همین میگویم، امروز سیاست سرور دولت ما همین است که ما یک زبان داریم: زبان ما زبان ناب فارسی دری تاجیکی است.
برای همین کوشش ما این است که زبان را از همه گونه عنصرهای لهجه ای و محلی پاک سازیم. عنصرهایی که بنیاد دارند، آنها را میگذاریم، ولی عنصرهایی را که از زبان بیگانه به واسطه لهجه وارد زبان ما شده است، ما آنها را باید رد کنیم.
زبان مقدسات ملی ما اعلام شده است. ما باید آن را پاک نگاه داریم. امّا برخیها فکر میکنند که این زبان را مردم چه طور میفهمند؟ امّا من میگویم-در تمام عصرها مگر مردم وجود نداشت؟ یا اینجا فقط شاهها بودند؟ مردم در طول این عصرها این زبان را میفهمید. مردم هند که این زبان مادریشان نبود، آنها فهمیدند، مردم اروپایی که امروز اینجا میآیند، در سفارتخانهها کار میکنند، آنها میفهمند، چطور مردم ما نفهمد؟
منظورم این است که همان نصیحتهایی که در آن زمان در گوش این زبانشناسان ما غلط خوانده بودند، اینها تا به امروز با همین تفکر غلط زندگی میکنند. برای همین، من میگویم که ما باید این تفکر را بشکنیم.
من باز تکرار میکنم، ما یک زبان داریم. این زبان ما را به جامعه جهانی میپیوندد. و در خود کشور ما وحدت ملی را به وجود میآرد. لهجه هیچ گاه وحدت ملی به وجود نمیارد، برعکس پراکنده میکند و به محلها تقسیم میکند. ما باید از خدمت این قبیل عالمان دست کشیم.
اگر ما باید از سیاستهای شوروی و ذهن شوروی در مورد زبانمان دست بکشیم، پس بسیاریها این سؤال را نیز مطرح میکنند، که چرا از خط سیریلیک که همان سیاست شوروی آن را بر ما تحمیل کرده، دست نکشیم؟
مطرح کردن این سؤال منطقی است. چندین سال است که ما اطراف این موضوع بحثها داریم. من چندین بار پاسخ گفتهام. در فرهنگستان ایران هم از من این سؤال را پرسیدند و من پاسخ گفتم. اما پاسخ از همه خوب را به این سؤال سرور دولت گفتهاند.
گفتند که برای آموزش خط نیاکان، یعنی خط عربی فارسی، تمام زمینهها فراهم آورده شدهاند. همه باید از سخن به عمل گذرند و این خط را آموزند. مثلاً، همین کمیته ما هم برای چند نفری که در کمیته ما خط فارسی را بلد نیستند، از رایزنی فرهنگی ایران خواهش کردیم، یک استاد را برایمان فرستادند.
در مکتبهای تحصیلات همگانی و مکتبهای عالی همه شرایط برای آموزش این خط فراهم است. بالاخره برای خودآموزی هم تمام شرایط هست. ایران تمام شرایط را برای این فراهم کرده است برای ما.
اما یک چیز دیگر است. مشکلاتی که امروز تاجیکستان در این راه دارد، این مشکلات را باید به اعتبار گرفت. شما ببینید که ما به همین خط سیریلیک ساده مردم را خوب سوادناک کرده نمیتوانیم. اگر ما این را حالا کنار گذاریم و برویم سوی خط نیاکان، تصور کنید که سراسر مردم تاجیکستان بیسواد خواهند شد.
افراد سن و سال گوناگون هستند که در مقامات گوناگون جمهوری کار میکنند و خط فارسی نمیدانند، ما بعد از کجا بیاریم کارمند، به جای آنها؟ این را برخیها که هدفشان همین است، خوب میدانند. خوب میدانند که عاقبت بد این کار تا کجاها وجود دارد.
ببینید، بچههای ما زبان انگلیسی را حالا میآموزند، خیلی خوب هم میآموزند، خط فارسی را هم آموزند. وقتی میآید که ۵۰ یا بیشتر از ۵۰ درصد مردم ما خط فارسی میخوانند، یا این که میآیند زیر ۹۰ درصد، آن زمان خودش نشان میدهد که ما چی را انتخاب کنیم.
آیا میسزد که برای تنها آموزش این خط ما مشکلات میلیارد-میلیارد دلار را به سر مردم بیاریم؟ امروز زمان رشد بسیار باسرعت جهان است، ما اگر حاضر همه را کنار گذاریم و دنبال این کار برویم، میدانید در تاجیکستان چه وضع به وجود میآید؟ ما از این همه آگاه هستیم و آمادهایم در همه مورد پاسخ بگوییم.
برای صحبت تشکر!





















