
اویاما در سخنرانی خود میت رامنی را بابت اظهاراتش درباره المپیک لندن مسخره کرد
با قدم گذاشتن او به روی صحنه همه فریاد کشیدند: "چهار سال دیگه!". اما او سخنش را به آرامی آغاز کرد.
انگار که آقای رییس جمهور عمدا بالهای خودش را بسته بود که زیادی اوج نگیرد، بحثی مطرح کرد، اندکی شوربخش، که شاید مایه مزاح رقبا شود.
نیمه اول سخنرانیاش چیزی بیشتر از نمایش چیرهدستی و مهارتش نبود، و تاکید کرد که انتخابات پیش رو انتخاب میان دو آمریکای بسیار متفاوت است: "ما برای آن آمریکایی میجنگیم که ارزشهای برسازنده بزرگترین طبقه متوسط و قویترین اقتصادی که جهان به خود دیده است در آن احیا شود."
او مشخصا از پیشکش خون، اشک، عرق و رنج نگفت، اما گفت این کار ساده نخواهد بود.
او به پیگیری مجموعه تازهای از اهداف اقتصادی در صورت انتخاب مجدد تعهد داد، اما جزئیات چگونگی دستیابی به آنها را توضیح نداد.
در سخنرانی اوباما برای آنهایی که میپرسند دوره دوم دقیقا چه طور خواهد بود پاسخ چندانی نبود، دست کم نه با بیان مشخص و ملموس. بحث بحث ارزشها بود.
"اگر شما با اینکه میثاق ملت در اختیار معدودی بیفتد مخالفید، باید صدایتان را در این انتخابات رسا کنید. اگر شما مخالفید با اینکه دولت همیشه زیر دین کسی که پول بیشتری میدهد باشد، باید در این انتخابات برخیزید."
او رقیبش، میت رامنی را دست انداخت:
"کسی که نمیتواند بدون توهین به نزدیکترین متحدمان به تماشای المپیک برود، بعید است برای روابط دیپلماتیک با پکن آماده باشد."
"ما فکر نمیکنیم حکومت حلال همه مشکلاتمان است، اما فکر هم نمیکنیم که حکومت عامل همه مشکلات است"
باراک اوباما
او همچنین ادعا کرد که آقای رامنی و جمهوریخواهان یک سیاست اصلی دارند: "آن چیزی که پیش مینهند همان نسخههایی است که سی سال است در چنته دارند. مازاد داری؟ مالیاتها را کم کن. کلی کسری داری؟ باز هم مالیات را کم کن. داری سرما میخوری؟ مالیات را دو برابر کمتر کن، از یک سری مقررات بزن و فردا صبح ما را صدا کن."
با فرازهای خوبی مثل این، سخنرانی اوباما نه کشدار و سطحی، که رک و بیپرده بود.
اما اوباما تازه پس از آن کارش را شروع کرد:
"ما فکر نمیکنیم حکومت حلال همه مشکلاتمان است، اما فکر هم نمیکنیم که حکومت عامل همه مشکلات است. همان طور که مستمریبگیران یا شرکتهای سهامی بزرگ یا اتحادیهها، مهاجران یا همجنسخواهان یا هر گروه دیگری که میگویند باید برای دشواریهایمان شماتتشان کنیم این چنین نیستند."
آقای رییس جمهور تنها چشمههای کمی از خود نشان داد. شگفتزده بودم که چگونه از عهده "امید و تغییر" برمیآید.
فکر میکردم جرقهای میخورد، به ناامیدی مردم اذعان میکند و فروتنانه با خودش مواجه میشود.
گرچه چنین نشد، اما سخنرانی بهتر شد.

کارزار انتخاباتی مبارزهای دشوار و طولانی است
او از حربه جدلی هوشمندانهای بهره برد - این که تغییر همان مردم آمریکا بودند، و آنها امید را به او الهام کردند.
"هیچ وقت بیش از این به آمریکا امیدوار نبودهام، نه به این خاطر که فکر میکنم همه جوابها در مشتم است، و نه به خاطر این که از سر ساده لوحی شدت دشواریها را نمیفهمم. امیدوارم چون شما هستید."
واضح بود که حاضران در سالن از این حرف بسیار خوششان آمد.
پس از شادی جمعی، قطعه "مراقب خودمان هستیم" از بروس اسپرنگستین پخش شد، آهنگی درخشان، تلخ و کنایهآمیز درباره میهندوستی آمریکایی.
این قطعه بدون آن که خیلی رو باشد میپرسد چرا عشق به یک کشور توجه به آدمیانی را که آن کشور را میسازند دربرنمیگیرد؟
این آهنگ پژواک ارزشهایی بود که اوباما ازشان سخن میگفت. مساله کلیدی این است که این سخنرانی باراک اوباما چه اثری بر کسانی میگذارد که دفعه پیش به او رای دادهاند اما اکنون احساس ناامیدی میکنند.
او قطعا تصویری روشن از آنچه به عنوان اشتباهات رامنی، تجریبات خودش و دیدگاههای متفاوتشان میبیند ترسیم کرد.
اما این بازی را عوض نمیکند، بلکه نشان میدهد کارزار انتخاباتی، مثل بهبود شرایط اقتصادی، کاری است طولانی و دشوار.





















