شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
محمد باجی قائد سبسی؛ از معماران اینکه چرا تونس توانست
- نویسنده, کیوان حسینی
- شغل, بیبیسی
اینکه چرا تونس، توانست و باقی نتوانستند دلایل بسیاری دارد. یکی از این دلایل، محمد باجی قائد سبسی، رئیسجمهوری این کشور که روز پنجشنبه ششم ژوئیه (سوم مرداد) درگذشت.
در جریان تحولات تونس بعد از بهار عربی، نامهای بسیاری اعتبار جهانی پیدا کردند. مثلا راشد غنوشی، رهبر اسلامگرایان تونسی به دلیل مصالحهجویی در برابر سکولارها در رسانههای بینالمللی ستایش شد. یا "هیات چهارگانه گفتوگوی ملی" به خاطر میانجیگری در کشور، جایزه صلح نوبل به دست آورد.
اما توازن قوای سیاست تونس، تنها یک بازیگر نداشت. یک سر میانجیگری، اسلامگرایان بودند. آنسوی میز مجادله بر سر قدرت، در دنیای انقلابی هیجانزده "بهار عربی"، ائتلاف رنگارنگی از گرایشهای سیاسی حضور داشتند که در رسانهها به "سکولار" بودن شهره شدند، اما عملا در میانشان اختلاف کم نبود.
کسی که موفق شد از ملغمه پرآشوب فردای براندازی رژیم زینالعابدین بن علی، یک نظام سیاسی قابل قبول بسازد و در استثنایی بودن سرنوشت تونس (در مقایسه با باقی کشورهای بهار عربی) نقش کلیدی بازی کند، باجی قائد سبسی بود؛ سیاستمداری که دوستدارانش او را لیبرالی آزادیخواه و منتقدینش، ادامه محافظهکاری رژیم پیشین توصیف میکردند.
سبسی، نخستین سیاستمدار تونسی بود که در سال ۲۰۱۴ موفق شد از طریق پیروزی در یک انتخابات آزاد به مقام ریاست جمهوری برسد. او تا لحظه مرگش در این مقام باقی ماند و وقتی درگذشت در کشورش یک هفته عزای عمومی اعلام شد.
مقایسه سرنوشت سبسی با کسی مانند محمد مرسی (که او نیز بعد از بهار عربی مصر در انتخابات برنده شد)، مثال کوتاه و مناسبی است از تفاوت سرنوشت نظام سیاسی تونس با باقی کشورهای بهار عربی. مرسی در کودتا سرنگون شد و در شرایط دشوار زندان درگذشت.
اما آنچه سبسی به دست آورد یک بخت استثنایی یا تصادف تاریخی نبود، بلکه نتیجه مجموعهای از عوامل درهمتنیده بود که همه باید در آن نقششان را درست بازی میکردند تا وضعیت تونس نیز مانند همسایگان شرقیاش، به یک بحران انسانی یا بازتولید دیکتاتوری پیشین منجر نشود.
تونس از زمان استقلال و رهایی از استعمار فرانسه در سال ۱۹۵۶، تا بهار عربی، تنها دو رئیسجمهور تجربه کرده بود: حبیب بورقیبه (که چند ماه اول، نخستوزیر نظام سلطنتی بود و خیلی زود سلطنت را برچید، جمهوری اعلام کرد و شد نخستین رئیسجمهور) و زینالعابدین بنعلی که بورقیبه را در سال ۱۹۸۷ برکنار کرد و تا سال ۲۰۱۱ و اعتراضهای مردمی در قدرت ماند.
سبسی، در دوره هر دوی این روسای جمهوری، برای مقاطعی در قدرت حضور داشت و در واقع از نسل سیاستمداران باقیمانده از تحولات کلیدی سال ۱۹۵۶ و استقلال تونس بود. او که دوشادوش حبیب بورقیبه برای استقلال کشورش مبارزه کرده بود، در دوران بورقیبه در سمتهای مختلف از جمله وزارت کشور و وزارت خارجه در کابینه حضور داشت. او به دلیل همین دوره از سابقه سیاسیاش (به ویژه در دورانی که وزیر کشور بود) همواره متهم بوده که در سرکوب سیاسی و ایجاد حکومت تکحزبی و اقتدارگرای بورقیبه دست داشته است.
اما طرفدارانش میگویند که او تنها یک سیاستمدار لیبرال بود که نتوانست بورقیبه را برای گذار به دموکراسی قانع کند و به همین دلیل بخشی از سالهای قدرت بورقیبه را به شکل قهر از کشور خارج شده بود.
در نهایت هم وقتی در سال ۱۹۸۷، زینالعابدین بنعلی (نخستوزیر وقت) تصمیم گرفت در یک کودتای بدون خونریزی بورقیبه را از قدرت کنار بگذارد، سبسی در مقابل همرزم قدیمی با بنعلی همراه شد و درسالهای نخستین حکومت بن علی، ابتدا سفیر تونس در آلمان و سپس در سالهای ۹۰ و ۹۱ رئیس پارلمان بود.
بعد از این، بازنشستگی طولانی مدت سبسی آغاز شد؛ دورانی که به مدت دو دهه طول کشید و اگر محمد بوعزیزی، دستفروش تونسی در ژانویه سال ۲۰۱۱ به نشانه اعتراض خودش را آتش نمیزد و مردم تونس با اعتراضهای پیاپی، بن علی را مجبور به فرار از کشور نمیکردند، چه بسا او تا روز پنجشنبه، در بازنشستگی میماند و بیسروصدا از دنیا میرفت.
اما سال پرماجرای ۲۰۱۱ خیلی سریع پای سبسی را بار دیگر به عالیترین سطوح قدرت در کشورش، تونس، باز کرد. بعد از بهار عربی، فواد المبزع، رئیس پارلمان دوران بنعلی که به عنوان رئیسجمهور موقت انتخاب شده بود، از محمد باجی قائد سبسی خواست که از بازنشستگی خارج شود و به عنوان نخستوزیر موقت، ریاست کابینه را به دست بگیرد تا انتخابات برگزار شود.
برخی از انقلابیون به سبسی به چشم یک بازمانده رژیمهای قبلی نگاه میکردند. اما همزمان خوشنامی او به عنوان یک "وطنپرست تکنوکرات" به کمکش آمد تا اداره دولت در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ تونس به دستش سپرده شود.
دولت انتقالی تا پایان سال انتخابات برگزار کرد و قدرت را بدون جدال به برنده انتخابات واگذار کرد: حزب اسلامی "النهضه".
از اینجا گویی بهار عربی با نتیجهای روبهرو میشد که کمتر کسی منتظرش بود؛ اسلامگرایی روبهگسترش که هم با خشونت و تندروی در کشورهایی مانند سوریه و عراق نفوذ پیدا کرده بود و هم با میانهروی و ابزارهای دموکراتیک در کشورهایی مانند تونس و مصر در حال قبضه قدرت بود.
معمای سپردن یک کشور دموکراتیک به دست اسلامگراها و مقاومت سرسختانه گروههای سکولار در برابر ایدههایی مانند "حکومت اسلامی" یا اجرای قوانین شریعت، نه فقط مصر و سوریه و عراق بلکه تونس را هم با پرسشهایی بنیادین روبهرو کرد و مانند باقی کشورهای عربی، سطح تنش به سرعت بالا رفت.
به ویژه اینکه به موازات "اسلامگرایی میانهروی" گروههایی مانند حزب "النهضه"، اسلامگرایی خشونتبار گروههایی مانند داعش نیز در جایجای جهان عرب (از جمله تونس) پایگاههایی یافته بود و هرازگاهی حملاتی "تروریستی" تهدید امنیتی این گروهها را یادآوری میکرد.
دولتهای پسا بهار عربی در تونس یکی بعد از دیگری سرنگون میشدند و رویارویی نهایی سکولارها و اسلامگراها به امری اجتنابناپذیر میمانست.
ابتکار سبسی در ابتدا همانند بسیاری از سیاستمداران همفکر و همرتبهاش در خاورمیانه این بود که اول یک حزب سیاسی تاسیس کند. او در سال ۲۰۱۲ حزب "ندای تونس" را به عنوان یک گروه سیاسی سکولار تاسیس کرد؛ خانهای برای نیروهای مترقی چپگرای تونس که به ایدههای سوسیال دموکراسی در کنار لزوم احترام به آزادیهای فردی و جدایی دین و سیاست باور داشتند. در عین حال در فضای توفانزده بعد از دیکتاتوری بن علی، از اقتصاد بازار آزاد نیز حمایت میکردند.
سبسی در تلاش بود تا هم جوانان چپگرای سکولار را با خود همراه کند و هم نیروهای مجرب باقیمانده از "دستوریها" و "نئو دستوریها" را (احزاب سوسیالیست تونس در جریان مبارزه برای استقلال و حکومتداری دوران بورقیبه و بنعلی).
تلاش سیاسی "ندای تونس" که خیلی زود همراهی احزاب سکولار دیگر مانند "جمهوریخواهان" (سکولارهای راست میانه) را نیز به دنبال داشت، مقابله با اسلامگرایی بود.
اما برای کسانی که از بیرون تحولات تونس را دنبال میکردند، چشمانداز روشنی برای یک آینده آرام برای هر دو گروه دیده نمیشد. برعکس، تحولات تونس خیلی زود به سویی رفت که به نظر میرسید، چیزی به فراگیر شدن خشونت سیاسی در این کشور نمانده. در سال ۲۰۱۳ ابتدا شکری بعید، از سکولارهای حزب اتحاد دموکراتیک وطن (چپ مارکسیست) ترور شد. او از منتقدین سرسخت اسلامگرایان محسوب میشد. این ترور موجی از اعتراضهای خیابانی را به دنبال داشت که به سقوط حمادی الجبالی (نخستوزیر اسلامگرا) انجامید.
در فاصله کمتر از شش ماه بعد از این ترور، محمد براهمی، رهبر حزب "خلق" (سوسیالیست ملیگرا)، یکی دیگر از چهرههای سکولار ترور شد. این خشونتهای سیاسی در حالی رخ میدادند که در همین روزها از همپاشیدن لیبی و سوریه در مقابل دیدهگان تونسیها رخ میداد و تجربه حکومت اسلامگراهای مصر نیز در میانه تابستان همان سال به اعتراضهای گسترده و کودتای ارتش منجر شده بود.
از اینجا بود که جامعه مدنی تونس آستینها را بالا زد و با ابتکاری استثنایی، میدانداری یک مصالحه تاریخی را میان اسلامگرایان و سکولارها بر عهده گرفت. چهار گروه محوری جامعه مدنی (سندیکای عمومی کارگران، اتحادیه صنفی صنایع، لیگ حقوق بشر و کانون وکلای تونس) با تشکیل گروهی به نام "هیات چهارجانبه گفتوگوی ملی" در تابستان سال ۲۰۱۳، میانجیگری را آغاز کردند.
آنچه که نقش سبسی را در این مذاکرات ارتقا داد، انتخابات سال ۲۰۱۴ بود که حزب "ندای تونس" موفق شد بدون کمک باقی احزاب سکولار اکثریت کرسیهای پارلمان را به دست بیاورد. سبسی این فرصت را داشت که در ائتلاف با دیگر سکولارها، اسلامگرایان را به کلی به حاشیه براند. اما او به راهی کاملا مخالف رفت و همانند همتایش راشد غنوشی در جبهه روبهرو، قدرت را با رقیب شریک شد تا در مقطع حساس گذار تاریخی کشور به دموکراسی، تنش را به حداقل برساند.
ائتلاف معروف "دو شیخ" در دوران قدرت سبسی که به عنوان نخستین رئیسجمهور دموکراتیک تاریخ تونس به این مقام رسیده بود، تونس را به نمونهای استثنایی تبدیل کرد که برای باقی کشورهای "بهار عربی" به رویایی دستنیافتنی تبدیل شد.
حکومت ائتلافی و مشارکت و مصالحه بر سر همه چیز، در نهایت به یک حکومتداری باثبات و موثر ختم نشد و مشکلات تونس، از جمله بحران اقتصادی، بیکاری و فساد، بهبود نیافتند. اما از خشونت سیاسی و فروپاشی اقتصادی-اجتماعی کشور جلوگیری کرد؛ موقعیتی که به دولت-ملت تونس این فرصت را خواهد داد تا با اعتماد به نفس، دوران گذار به دموکراسی با ثبات و کارآمد را طی کنند.
محمد باجی قائد سبسی (همانند راشد غنوشی) هرگز از گزند انتقادهای مخالفان دور نبود. او حتی متهم شد که تلاش میکند حزب "ندای تونس" را به پسرش بسپارد و قدرت را موروثی کند.
اما در نهایت اگر پروژه گذار به دموکراسی تونس به سرنوشتی مطلوب برسد، در سرفصل معماران این دموکراسی، نام سبسی نیز ثبت خواهد شد؛ رهبر سکولاری که با اسلامگرایان دست داد و قدرت سیاسی را با آنها سهیم شد.