چرا کره شمالی عجلهای برای خلع سلاح هستهای ندارد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, اِروهِ لماهیو
- شغل, انستیتو لاوی
ملاقات ماه گذشته دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا با کیم جونگ-اون، رهبر کره شمالی توجه جهانیان را به خود جلب کرد و نوید تلاش در جهت برقراری "روابط جدید" را داد. ولی به چه دلیل پیامهایی که به دنبال این ملاقات رد و بدل شده متناقض بوده؟
انتظارات زیادی در پایان این اجلاس که یک "رویداد بسیار مهم" خوانده میشد وجود داشت.
کره شمالی مجددا به پایان برنامه هستهای شبه جزیره کره تاکید کرد و دولت آمریکا نیز گفت که مانورهای جنگی مشترک تحریکآمیز با کره جنوبی را متوقف خواهد ساخت.
ولی از آنموقع تا کنون مسیر طی شده ناهموار بوده است. اگر چه به نظر میرسد کره شمالی برچیدن یک سکوی پرتاب موشک را شروع کرده، گزارشهایی در باره ادامه مخفیانه برنامه تسلیحاتی این کشور انتشار یافته. در همین حال پیونگ یانگ، آمریکا را متهم به دست زدن به تاکتیکهای گانگستری کرده است.
دلیل عدم پیشرفت محسوس چیست؟
قدرت اغراقآمیز

منبع تصویر، Getty Images
سوءشهرت کره شمالی و این که در سرخط اخبار مهم جهان قرار میگیرد، ممکن است سبب اغراق در تخمین قدرت بیش از حد این کشور شده باشد
به نظر میرسد قصد کره شمالی این بوده که با تظاهر به یک قدرت بیچون و چرا بودن، ضعف نسبی خود را بپوشاند. پیونگ یانگ اجلاس سران دو کشور را ملاقاتی بین دو نیروی هستهای برابر، خوانده بود.
در حقیقت انستیتو لاوی در استرالیا، در شاخص قدرت ۲۵ کشور آسیایی، کره شمالی را در مرتبه هفدهم قرار داده است. این شاخص، ارزیابی دقیقی است از تقسیم منطقهای قدرت با توجه به معیارهایی از جمله قدرت نظامی و اقتصادی و نفوذ فرهنگی.
قدرت کره شمالی غیرمنطقی است و با وجود اعتمادی که اخیرا به عنوان یک کشور دارای تسلیحات هستهای پیدا کرده، همچنان یک کشور ضعیف که صرف ادامه بقا تمام ذهنش را به خود مشغول داشته، باقی مانده است.
نفوذ پیونگ یانگ، در مقیاس بیش از حد تصوری به قدرت نظامیاش متکی است و به همین دلیل کمتر مایل به دادن امتیازات جدی در حدی است که آمریکا و سایر کشورها امیدوار بودند.

منبع تصویر، Reuters
توانایی نظامی
کره شمالی برای پرتاب موشک از ایستگاه سوهی، استفاده میکرده.
ممکن است این کشور یکی از نیروهای نظامی مهم آسیا باشد ولی این اهمیت بیشتر از لحاظ کمیت است تا کیفیت.
ارتش یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفری و پرسنل شبه نظامی کره شمالی نزدیک به ۸ درصد نیروی کار این کشور را تشکیل میدهد. تنها تعداد نفرات ارتش منظم چین و روسیه و هند بیشتر از کره شمالی است.
از نظر مقایسه، کره جنوبی که جمعیتش دو برابر کره شمالی است و دارای خدمت نظام وظیفه اجباری است، تعداد نفرات نیروهای مسلحش کمتر از نصف همسایه شمالیاش است.
سلطه روانی

منبع تصویر، Getty Images
کره شمالی برای تولید بلاوقفه تجهیزات جنگی، هزینه سنگینی میپردازد.
در آمریکا دفتر کنترل تسلیحات، تایید و نظارت، تخمین زده که نزدیک به ۲۴ درصد تولید ناخالص داخلی کره شمالی صرف هزینههای نظامی میشود.
تحمل این هزینه سنگین نظامی با القاء این تصور به مردم که فقر مزمن آنها نتیجه اقدامات متجاوزین خارجی است، امکان پذیر شده است.
در نتیجه یک چنین عملکردی، کره شمالی در سایر زمینهها همچنان در سطح بسیار پایینی باقی مانده است.
منابع اقتصادی

منبع تصویر، Getty Images
در مقایسه با کشورهای پرتحرک دنیا که سریعا در حال رشد است، کره شمالی یک کشور عقب مانده است.
اگر قیمتهای محلی را در نظر بگیریم، اقتصاد کره شمالی تقریبا به اندازه لائوس است که یکی از فقیرترین کشورهای جنوب شرق آسیاست و جمعیتش تنها یک چهارم کره شمالی است.
در بین کشورهای آسیایی میزان تولید کارگران کره شمالی در پایینترین سطح است و سهم مردم از منابع طبیعی در حد بیسابقهای ناچیز است.
این کشور به میزان قابل توجهی به واردات مواد غذایی، فلزات پالایش شده و سوخت متکی است؛ در حالی که مهمترین کالای صادراتی این کشور خاک زغال قالبی است.
شبکههای دیپلماتیک
نحوه روابط دیپلماتیک و اقتصادی چین تعجبآور است.
طبق برآورد انستیتو لاوی، در سال ۲۰۱۵حجم تجارت این کشور با منطقه نزدیک به ۶ میلیارد دلار یعنی کمتر از یک درصد کل تجارت کره جنوبی بوده.
ولی در عین حال شمار کشورهایی که با کره شمالی ارتباط دارند، شگفتآور است.
پیونگ یانگ دارای ۴۶ سفارتخانه در سراسر جهان است و از نظر تعداد نمایندگی درست بعد از نیوزیلند و جلوتر از بسیاری از سایر کشورها از جمله سنگاپور قرار دارد.
این نمایندگیها غالبا متهم شدهاند که عاملی برای فعالیتهای غیرقانونی کره شمالیاند.
چین، رگ حیاتی کره شمالی
کره شمالی از دوستان معدودی که دارد، بهترین استفاده را میکند.
صرف همسایگی با چین منافع زیادی برای این کشور دارد. به موجب یک پیمان دفاعی دو جانبه طرفین متعهد به کمک نظامی در صورت حمله به یکدیگر میشوند.
بنابر تحقیقات انستیتو لاوی، چین از لحاظ اقتصادی شاهرگ کره شمالی است. حجم داد و ستد بازرگانی بین دو کشور نزدیک به ۸۷ درصد کل تجارت کره شمالی است.
این تراز بازرگانی به چین قدرت فوقالعادهای میدهد که در صورت تمایل قیمتهایش را به چین تحمیل کند.
با این وجود، کره شمالی آگاه است که اگر چه چین از تحریمهای سازمان ملل متحد علیه این کشور حمایت کرده، احتمالا با تدابیر تنبیهی بیشتر موافقت نخواهد کرد؛ چون میداند که این کار خطر فروپاشی رژیم کره شمالی و ایجاد بیثباتی در مرزش را به همراه دارد.
نفوذ بینالمللی
کره شمالی توانسته با ریاکاری و نقشهریزی دوام بیاورد، ولی نباید نتیجه گیری کرد که دارای یک قدرت گسترده بینالمللی است.
در حقیقت این کشور از آنچه که "کمبود مشروعیت" خوانده میشود رنج میبرد؛ به خصوص هنگامی که با کره جنوبی که بزرگتر، دموکراتیکتر و دارای رونق اقتصادی بیشتر است، مقایسه میشود.
کره شمالی مانند همسایه جنوبی خود مدعی است که دولت مشروع سراسر شبه جزیره کره است.
ولی قدرتش به مراتب از کره جنوبی کمتر است.
کره جنوبی به دلیل مناسبات تجاری پیشرفته و سرمایه گذاری دارای نفوذ گستردهای در آسیاست
نفوذ فرهنگی کره جنوبی را نیز نباید فراموش کرد که بخش مهمی از آن به دلیل علاقه وافر منطقه به موسیقی پاپ و سریالهای عامه پسند این کشور است.
شمار گردشگرانی از سراسر آسیا که هر سال از کره جنوبی دیدن میکنند بالغ بر ۱۵ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر است در حالی که تعداد گردشگرانی که به کره شمالی سفر میکنند از یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در سال تجاوز نمیکند.
چه اتفاقی خواهد افتاد؟
به نظر میرسد رهبر کره شمالی با کشاندن رئیس جمهوری آمریکا بر سر میز مذاکره و بخصوص عادی کردن روابط نقش یک حریف ضعیف را به خوبی بازی کرده است.
کیم جونگ-ایل موفقیتهای اقتصادی سنگاپور را تحسین کرد و قول داد برای پیشرفت کره شمالی درسهایی از این موفقیتها بگیرد؛ ولی با تعیین یک جدول زمانی برای برچیدن برنامه هستهایاش موافقت نکرد.
آمریکا خواستارخلع سلاح هستهای مشهود این کشور در برابر دریافت کمکهای اقتصادی قابل توجه است
ولی معلوم نیست که آیا کره شمالی قبول کرده که پیشرفت اقتصادیاش با حفظ نوعی توانایی هستهای مغایرت دارد.
و تمایل این کشور برای انصراف از توانایی ویژه تسلیحاتیاش احتمالا بستگی به این خواهد داشت که آیا فکر میکند تبدیل شدنش به یک دولت بیضرر موجودیتش را به خطر خواهد انداخت یا نه.
حتی اگر این رژیم متقاعد شود که دوام خواهد آورد، ممکن است ناچار شود این واقعیت را که یک شریک کوچکتر کره جنوبی است، بپذیرد.
دههها طول خواهد کشید تا سطح درآمد این کشور به سطح کره جنوبی برسد و با توجه به این که جمعیتش نصف جمعیت همسایه جنوبیاش است، احتمالا در سایه این کشور باقی خواهد ماند.
آیا برای سلسله کیم، پرداخت یک چنین بهایی بیش از حد گزاف خواهد بود؟
**اِروهِ لماهیو، مدیر برنامه قدرت آسیا و دیپلماسی در یک اندیشکده سیاست بینالمللی موسوم به انستیتو لاوی، در استرالیاست.











