'اول گفتند سرطان دارم بعد گفتند باردارم'

منبع تصویر، PHIL COOMES
- نویسنده, کلر بیتز
- شغل, بیبیسی
شب کریسمس سال قبل، به کریآن گفته شد که سرطان پستان دارد. چند هفته بعد در حالی که هنوز از این خبر گیج بود شوک دیگری به او وارد شد - او سه ماهه باردار بود.
وقتی پزشکان به کریآن هاپ گفتند که او دومین فرزندش را باردار است، اول درک نمیکرد که منظورشان چیست.
او میگوید: "من در حال بیهوشی عمومی بودم تا آنها بتوانند دو غدهی لنفاوی را برای بررسی سرطان بیرون بیاورند".
+بیشتر بخوانید: سرطان پستان همیشه با توده شروع نمی شود
"بعد پزشکان به من گفتند که نتیجهی آزمایش ادرارم مثبت بوده است. من جواب دادم: 'بسیار خوب، مثبت برای چه'؟ و فکر میکردم این یک بیماری دیگر است. سپس به من گفتند که باردار هستم".
سرطان پستان در بین زنان در سن فرزندآوری نادر است. در بریتانیا تقریبا از هر ۳۰۰۰ زن باردار یک نفر به این بیماری مبتلا میشود.

منبع تصویر، KARRIE-ANN HOPPE
کریآن ۳۶ ساله و همسرش لوک بعد از به دنیا آمدن پسر بزرگشان وایِت در سال ۲۰۱۳ سعی میکردند دوباره بچهدار شوند. اما وقتی مشخص شد که سرطان دارد تلاشهایشان را موقتا متوقف کردند.
کریآن میگوید: "سرطان پستان من هورمونی بود و در نتیجه به من توصیه شده بود که باردار نشوم اما مشخص شد که دیگر باردار شده بودم".
وقتی این خبر به او داده شد، او دیگر داشت برای جراحی آماده میشد و ناگهان با تصمیم دشواری مواجه شد: پزشکان پرسیدند که آیا میخواهد مخاطرات عمل را که ممکن است منجر به سقط جنین شود بداند یا نه.
من گفتم: 'نه'. ما در وهله اول از وجود این کودک خبر نداشتیم و اگر او جان به در نمیبرد خیلی دردناک میبود، اما قسمت نبود.
دو غدهی لنفاوی که از زیر بغل کریآن بیرون آورده شده بودند سرطانی تشخیص داده شدند.
او میگوید: وقتی به من گفته شد که سرطان گسترش یافته، بدترین بخش تمام این تجربه بود.
تا آن زمان تمام اینها برای من واقعی بود و با مسایل همزمانی که اتفاق میافتادند برخورد میکردم. اما نامادری من از سرطان سینه پس از اینکه به استخوانهایش رسیده بود مرده بود و من بیشتر از هرچیزی از این میترسیدم.

منبع تصویر، PHIL COOMES
خوشبختانه جنین او از عمل جراحی جان به در برد و یک سونوگرافی در ابتدای فوریه آشکار کرد که او تقریبا در هفتهی دوازدهم بارداری است.
در این مرحله این زوج نگران شده بودند که آیا ممکن است لازم باشد به بارداری خاتمه بدهند.
کریآن میگوید: ما شگفتزده و احساساتی بودیم. همسر من از رابطه قبلیاش چهار دختر دارد اما ما فرزند مشترک دیگری میخواستیم.
من فکر میکنم اگر به ما گفته شده بود که لازم است به بارداری خاتمه بدهیم ما این را میپذیرفتیم، از این جهت که به خاطر وایِت نجات یافتن من مهمتر بود.
من فکر میکردم همسرم ممکن است مرا ترک کند چون حس نمیکردم که یک زن کامل هستم.
در حقیقت خاتمه دادن به بارداری به ندرت به زنان بارداری که تشخیص داده میشود مبتلا به سرطان پستان هستند توصیه میشود. بیشتر آنها درحالی که به بارداری ادامه میدهند میتوانند درمان شوند.
مارتین لدویک از مرکز تحقیقات سرطان بریتانیا میگوید: "درمان برای زنان باردار بسیار شبیه درمان برای زنانی است که باردار نیستند".
"تنها ممکن است تأخیر کوتاهی در آغاز شیمیدرمانی باشد تا سه ماهه اول بارداریشان به پایان برسد".
پزشکان گفتند که او به جای یک لامپکتومی (یعنی برداشتن غده) به ماستکتومی احتیاج دارد. معمولا به زنان باردار توصیه میشود که یک پستان کامل را بردارند چون نیاز به پرتودرمانی را که خطر آسیب به جنین را افزایش میدهد کاهش میدهد.
کریآن میگوید: "من گفتم برش دارند".

منبع تصویر، PHIL COOMES
"شما اگر نتوانید یک ماشین خراب را تعمیر کنید آن را نگه نمیدارید پس چرا یک پستان معیوب را نگه دارم"؟
پزشکان پستان چپ کریآن و ۱۷ غدهی لنفاوی دیگر را در ماه فوریه خارج کردند.
"من به همسرم جای زخم را نشان دادم اما دو هفته طول کشید تا تمام سینهام را به او نشان دهم. فکر میکردم او ممکن است مرا ترک کند، چون حس نمیکردم که یک زن کامل هستم. اما او گفت او مرا به خاطر آن کسی که بودم دوست دارد نه به خاطر چیزی که بودم".
پستانهایتان را بررسی کنید
بهترین کاری که زنان میتوانند بکنند این است که پستانهایشان را لمس کنند که در حال عادی چه حسی دارند.
مارتین لدویک ازمرکز تحقیقات سرطان بریتانیا میگوید: "اگر متوجه یک غده، یا تغییری پوست پستان مانند سفت و سخت شدناش یا خارج شدن مایعات از نوک پستان شدید یا به نظر رسید که نوک پستان جا به جا شده است، عاقلانه است که پزشک عمومی شما را معاینه کند".
"بهتر است زنان باردار بدانند که بارداری زمانی است که در آن پستانهایشان به هر حال تغییر خواهند کرد، پس سعی کنند که بیش از اندازه نگران نشوند".
تنها یکی از غدد لنفاوی سرطانی تشخیص داده شد و ۹ روز بعد به کریآن گفته شد که بررسیها نشان دادهاند که او عاری از سرطان است.
او میگوید: "هنگامی که نتایج آزمایشها را گرفتم چنان آسودهخاطر شدم که میخواستم جشن بگیرم".
اما رنجهای کریآن پایان نیافته بود چون یک دورهی شیمیدرمانی را در ماه مارس آغاز کرد.
"شیمیدرمانی باعث احساس سوزش در بینی من میشد که مرا به گریه میانداخت. بیشتر اوقات حالت تهوع داشتم و احساس خستگی میکردم، ولی نمیدانستم که این از نشانههای بارداری است یا معالجات. علاوه بر این یک کودک نوپا هم داشتم که نیاز به مراقبت داشت".

منبع تصویر، PHIL COOMES
موهای کریآن در نتیجهی شیمیدرمانی ریختند و همسرش به درخواست او یک کلاهگیس خرید.
"موهایم را در یک آرایشگاه تراشیدم و کلاهگیس به سر به خانه آمدم. پسر کوچکم گفت: 'مامان برش دار'. من توضیح دادم که زیرش هیچ مویی ندارم و او فقط آمد و مرا محکم در آغوش گرفت".
"بعد از آن تصمیم گرفتم کلاه یا کلاهگیس سرم نکنم. کاملا طاس و بیمو بیرون میرفتم حالا هر کسی هم هر چه خواست بگوید".
علاوه بر اینها کل خانواده هم مجالی پیدا کرد به خانهی بزرگتری نقل مکان کند.
کریآن میگوید: "ما در یک آپارتمان یکخوابه زندگی میکردیم و جایمان واقعا تنگ بود".
"من نگران بودم که چطور با دو بچه جا خواهیم شد و چون در حال انجام شیمیدرمانی بودم احتیاج به فرصتی داشتم. همان ایام بود که شورای شهرداری در ماه آوریل به ما یک خانه دو خوابه پیشنهاد داد".
به محض آنکه آنها در خانهی بزرگترشان در کراولی مستقر شدند کریآن نگران فرزندش شد و مجبور شد با عجله به بیمارستان برود.
"من با وحشت به مادرم تلفن زدم و گفتم 'کیدن مرده است'. ما آن موقع میدانستیم پسر داریم و چه اسمی میخواهیم برایاش انتخاب کنیم. او تمام شب تکان نخورده بود و من تمام کارهایی را که باید میکردم کرده بودم. به پهلوی چپ خوابیده بودم و با انگشت به او زده بودم و تکاناش داده بودم ولی هیچ خبری نبود".
"رسیدیم بیمارستان و کوچولوی دردسرساز شروع به حرکت کرد ولی ناگهان انقباضاتام شروع شد".
کریآن حالا در هفتهی بیست و هفتم بارداری بود، حدود ۱۰ هفته کمتر از دورهی کامل بارداری. به او برای رشد ریه کودک استروئید تزریق شد اما انقباضات در طول شب متوقف شدند. اندکی بعد، شیمیدرمانی را متوقف کرد تا در صورتی که وارد زایمان طبیعی شود بدناش مجال بهبود داشته باشد.
در نهایت کریآن سزارین کرد چون پزشکان نگران بودند که کیدن به اندازهای که باید رشد نمیکند.

منبع تصویر، PHIL COOMES
کریآن میگوید: "پزشکان تصمیم گرفتند که او را اول ژوییه در ۳۳ هفتگی به دنیا بیاورند. ما هیچ پوشک و لباس مناسبی برای یک نوزاد نارس نداشتیم در نتیجه با عجله شروع به آماده شدن کردیم".
"تجربه سزارین فوقالعاده بود، من نمیتوانم به کارمندان بیمارستان هیچ ایرادی بگیرم. توانستم موسیقی خودم را انتخاب کنم و در حالی که آهنگ Bat Out of Hell پخش میشد به اتاق عمل پا گذاشتم. من یکی از طرفداران پر و پا قرص میت لوف (Meat Loaf، موسیقیدان و خواننده آمریکایی) هستم".
"تمام مدت به هوش بودم و متخصص بیهوشی به من میگفت که چه اتفاقی دارد میافتد. در یک مرحله او بعضی از عکسهای مراسم ازدواجاش را روی تلفناش به من نشان داد".
کیدن با وزن ۲ کیلوگرم، نصف وزن نوزادان کامل، به دنیا آمد. او ۱۲ روز در بیمارستان بود و با لوله به او غذا داده میشد.

منبع تصویر، PHIL COOMES
کریآن برای آنکه فرصت بهبود یافتن از سزارین پیدا کند شیمیدرمانی را در ماه اوت از سر گرفت. این بار او ابروها و مژههای و همچنین موهایش را که از ماه مه دوباره روییده بودند از دست داد. کریآن با مراقبت از یک نوزاد تازه احتیاج به پشتیبانی خانوادهاش داشت.
"همسرم راننده اتوبوس است و فقط روزهای خاصی میتوانست مرخصی بگیرد. مادر و ناپدری و مادرشوهرم به مراقبت از پسر بزرگم کمک میکردند، خرید میکردند و حواسشان بود که خانه تمیز باشد. من بدون آنها نمیتوانستم از عهده این کارها برآیم".
کریآن یک دوره ۱۵ روزهی پرتودرمانی را به محض اتمام شیمیدرمانی آغاز کرد.
"شما هر بار به تنهایی روی تختهای در وسط اتاقی با یک ماشین بزرگ درست بالای سرتان به مدت ۲۰ دقیقه دراز میکشید".
"پس از آخرین جلسه درمانام درحالی که از شوق بالا و پایین میپریدم دویدم بیرون. مادرم گفت که فرق کردهام و این به خاطر این بود که دیگر نگرانی و استرس این جلسات درمانی را نداشتم".
به کریآن پیشنهاد شد که عمل بازسازی پستان انجام دهد ولی او مخالفت کرد.

منبع تصویر، Image copyrightPHIL COOMES
"من یک عمل جراحی دیگر نمیخواستم. بس بود دیگر".
"به این نتیجه رسیدم که اثر زخمام داستان من و سند این است که جان به در بردهام. پسر بزرگم به آن 'صورتک خندان مامان' میگوید. من واقعا روی آن دو تا چشم چسباندهام! من در کمال خوشحالی بیرون میروم و نشان میدهم که فقط یک پستان دارم و حتی لباس شنا هم پوشیدهام".
حالا کریآن برای ۱۰ سال آینده تاموکسیفن دریافت خواهد کرد. این نوعی از درمان هورمونی است که خطر بازگشت سرطان را کاهش میدهد، هرچند عوارض جانبی ناخوشایندی به همراه دارد.
"گُرگرفتگیها کابوساند مخصوصا وقتی که سعی میکنم بخوابم. خیلی زود خسته میشوم اما به جز اینها انگار اوضاع بهتر میشود. من از کارم مرخصی زایمان گرفتهام و با پسر نوزادم در رقابت هستیم که ببینیم موهای کدامیک از ما زودتر رشد میکند"!

منبع تصویر، PHIL COOMES
کریآن مشتاق است که کارهای بیشتری انجام شود تا زنان جوان را برای بررسی پستانهایشان تشویق کند. او وقتی به فکر بررسی پستاناش افتاد که مشخص شد یکی از دوستانش مبتلا به این بیماری است. چیزی که توجهاش را جلب کرد یک فرورفتگی بزرگ در پستان چپاش بود، که مخصوصا وقتی دستاش را بلند میکرد قابل مشاهده بود.
"معلوم شد که من این تومور را یک سال پیش از اینکه پیدایش کنند داشتهام".
او تصمیم گرفت تا به کمپینی بپیوندد که واقعیت روز به روز سرطان داشتن را نشان میدهد.
"من میخواستم داستانم را با بقیه در میان بگذارم تا به زنان بگویم که میتوانید باردار باشید و سرطان پستان داشته باشید اما خودتان و نوزادتان خوب باشید".
"خندهدار است که تا زمانی که ماستکتومی کردم هیچوقت با خودم راحت نبودم. اما حالا وقتی همسرم به من میگوید که زیبا هستم باورش میکنم. بعد از داشتن سرطان در بدنم حس بهتری دارم".

منبع تصویر، PHIL COOMES











