ژاک شیراک، در میانه راه دوگل به سارکوزی

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, رضا نوری
- شغل, روزنامه نگار
ژاک شیراک که صبح پنجشنبه ۲۶ سپتامبر، پس از یک دوره طولانی بیماری، در ۸۶ سالگی در خانهاش درگذشت، برای سالها تجسم سیاست راست میانه فرانسه بود؛ ترکیبی از انسانگرایی، طبیعتدوستی و هنرشناسی، با جدیت محافظهکاری، لابیگری سیاسی و گاه بیپرواییهای ناپلئونی.
او دقیقا به مدت چهل سال با در اختیار داشتن موقعیتهای گوناگون در صحنه سیاسی فرانسه حضور داشت؛ از نمایندگی در مجلس، وزارت و نخست وزیری، تا تشکیل و رهبری حزب اپوزیسیون و بالاخره دوازده سال ریاست جمهوری.
محبوب عدهای بود و منفور عدهای دیگر، اما تجربه طولانی در سیاست، چشیدن طعم تلخ شکستها و حس کردن لذت پیروزیها، به شخصیت شیراک چنان پختگی و وقاری بخشیده بود که او را حتی برای رقبای سیاسیاش قابل احترام کرده بود.
در دورهای که به نظر میرسد جهانی شدن، تقویت نهادهای مهارکننده قدرت از جمله رسانهها و پیدایش شبکههای اجتماعی، توان سیاستمداران را در جذب طولانی مدت آرای مردمی گرفته، مرگ شیراک، پایان عمر یک سیاستمدار نیست، پایان نسلی از سیاستمداران است.
همچنین در زمانهای که در هر انتخابات، نه تنها شعار تغییر رئیس جمهور، که تغییر "نظام" سر داده میشود، نمونه شیراک که هم نماد نظام سیاسی کشورش بود و هم رکوردی دستنیافتنی در کسب رأی را در آخرین حضور انتخاباتیاش ثبت کرد، کمیاب است.

منبع تصویر، Getty Images
یک نوجوان شورشی
ژاک شیراک ۲۹ نوامبر ۱۹۳۲ در پاریس به دنیا آمده بود و وقتی هفت ساله شد، صدای جنگ جهانی دوم را با گوش خود شنید: "جنگ از من یک نوجوان شورشی ساخت."
در اوایل سال ۱۹۵۰، هفده ساله بود که برای "فراخوان استکهلم"، توماری علیه گسترش سلاح اتمی، امضا جمع میکرد. وقتی دیپلمش را گرفت، دوست داشت سوار بر کشتی دریاهای جهان را درنوردد، اما پدرش که کمی "اقتدارگرا" بود، برای تنها پسرش آیندهای جدیتر را متصور میکرد و دوست داشت ژاک مهندس شود.
بالاخره در سال ۱۹۵۰، در مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس (سیانس پو) ثبت نام کرد، اما هنوز به روشنی راه خود را پیدا نکرده بود. در این دوره، برای مدت کوتاهی به حزب کمونیست گرایش پیدا کرد، روزنامه "اومانیته"، ارگان حزب کمونیست را میفروخت و در جلسه حزب شرکت کرد: "اگر به سوی کمونیسم رفتم، به دلیل آرمانهای صلحطلبانهای بود که مطرح میکرد."
بیشتر بخوانید:
سپس در تابستان ۱۹۵۳، به آمریکا سفر کرد، یک سفر فراموشنشدنی برای او که در آن با فرهنگ و هنر آمریکا آشنا شد. در بازگشت به پاریس، با دختری به نام برنادت، که او نیز دانشجوی سیانس پو بود نامزد کرد و در سال ۱۹۵۶، بار دیگر برخلاف نظر خانوادهاش، با برنادت ازدواج کرد. پس از ازدواج، در فاصله مارس ۱۹۵۶ تا ژوئن ۱۹۵۷ در حالی که دانشجوی مدرسه ملی اداری فرانسه بود، در جنگ الجزایر حضور یافت و در آن جنگ زخمی شد.
پس از بازگشت به فرانسه و پایان تحصیلاتش، مدتی در سیانس پو به تدریس پرداخت، اما در ژوئن ۱۹۶۲، برای اولین بار وارد کارهای دولتی شد. او در ابتدا در دفتر مدیرکل دولت بود و چند ماه بعد، به دفتر ژرژ پمپیدو، نخست وزیر فرانسه رفت. در آن زمان، ژنرال دوگل رئیس جمهور فرانسه بود.

منبع تصویر، Getty Images
"بولدوزر" پمپیدو
در ۱۹۶۵، به شورای شهر یکی از شهرستانهای فرانسه انتخاب شد، اما دو سال بعد، از سوی ژرژ پمپیدو، که شیراک را "بولدوزر" خطاب میکرد، به سمت وزیر مشاور در امور کار منصوب شد و به هیأت دولت فرانسه راه یافت.
این برای ژاک شیراک، ابتدای راه طولانی وزارت بود که در دوره ریاست جمهوری ژرژ پمپیدو، در دولتهای مختلف و در وزارتخانههای گوناگون ادامه یافت.
در سال ۱۹۷۴، درگذشت پمپیدو در زمانی که او ریاست جمهوری فرانسه را برعهده داشت، موجب برگزاری انتخابات زودهنگام شد و ژاک شیراک نقش تعیین کنندهای در پیروزی والری ژیسکار دستن در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه ایفا کرد.
در واقع، شیراک برای رسیدن به قدرت به رهبر حزب خود پشت کرده و به حمایت از والری ژیسکار دستن روی آورده بود.
رئیس جمهور جدید، شیراک را برای اولین بار به نخست وزیری فرانسه رساند. در همان سال، یعنی در ژوئن ۱۹۷۴، شاه ایران برای سفری رسمی و سه روزه به فرانسه آمد و شیراک در کاخ نخست وزیری با محمدرضاشاه پهلوی دیدار کرد.
اما طولی نکشید که ماه عسل رئیس جمهور و نخست وزیر به پایان رسید. وضعیت متلاطم بینالمللی و مشکلات اقتصادی داخلی، ژاک شیراک و والری ژیسکار دستن را در اداره کشور دچار اختلاف کرد.
در ژوئن ۱۹۷۶، پس از کنارهگیری ژاک شیراک از نخست وزیری فرانسه، رئیس جمهور در یک گفتوگوی تلویزیونی او را به ناتوانی در حل مشکلات متهم کرد.
در انتخابات میاندورهای پارلمانی همان سال، شیراک بدون هیچ زحمتی به نمایندگی مجلس رسید. همچنین در همان سال، با حمایت اکثریت "گلیستها" (پیروان سیاسی ژنرال دوگل) حزب راستمیانه "تجمع برای جمهوری" را تاسیس کرد و خودش ریاست آن را بر عهده گرفت؛ به این ترتیب، او رهبر نه تمامی مخالفان، بلکه مخالفان هممسلک رئیس جمهور شد.
چند ماه بعد، در مارس ۱۹۷۷، شهردار پاریس شد و کلید اتاق شهردار پاریس را به مدت هجده سال، تا زمانی که مستقیما به الیزه رفت، در جیب خود نگاه داشت.
در این مدت، دو بار، در سالهای ۱۹۸۱ و ۱۹۸۸، تلاش کرد که رئیس جمهور فرانسه شود، اما در آن زمان، سوسیالیستهای فرانسه دوران طلایی خود را طی میکردند و فرانسوا میتران رهبر حزب سوسیالیست فرانسه، به دلیل دارا بودن شخصیتی کاریزماتیک، عرصه را بر همه رقبای خود تنگ کرده بود.
بار اول، در ۱۹۸۱، شیراک در همان مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری، از گردونه رقابتها حذف شد، اما حذف او باعث نشد که وارد دولت نشود. به طوری که بار دوم، در ۱۹۸۸، در حالی نامزد انتخابات بود که همزمان نخست وزیر دستراستی یک رئیس جمهور دست چپی بود. با این که به دور دوم انتخابات راه یافت، اما در دوئل با میتران، کم آورد و باز هم به آرزوی رئیس جمهور شدن نرسید.

منبع تصویر، Getty Images
سیاست کجدار و مریز
سال ۱۹۹۵، دو دوره هفت ساله و پیدرپی ریاست جمهوری فرانسوا میتران به پایان رسید؛ آن موقع، بهترین زمان بود برای نامزدی دوباره ژاک شیراک در انتخابات. و بالاخره او در شصت و دو سالگی، بیست و دومین رئیس جمهور فرانسه شد.
او که در جوانی برای منع گسترش سلاح اتمی امضا جمع میکرد، در دوران ریاست جمهوریاش، دستور چند آزمایش هستهای را صادر کرد.
در دوره ریاست جمهوری او، فرانسه وارد حوزه پولی یورو شد و برای اولین بار یک رئیس جمهور فرانسه، مسئولیت این کشور را در اخراج یهودیان در زمان جنگ جهانی دوم بر عهده گرفت.
به دنبال شکستهای سیاسی حزبش، دو سال پس از ریاست جمهوری، دستور انحلال پارلمان را صادر کرد. به این ترتیب، راه برای قدرت گرفتن حزب چپگرای رقیب در پارلمان باز شد و لیونل ژوسپن سوسیالیست به نخست وزیری رسید.
گویی تاریخ تکرار شده بود، اما برعکس: او که زمانی نخست وزیر راستگرای یک رئیس جمهور سوسیالیست بود، حالا رئیس جمهور راستگرای یک نخست وزیر سوسیالیست بود.
در این دوره، شیراک که روزی به عنوان نخست وزیر فرانسه با شاه ایران دیدار کرده بود، این بار به عنوان رئیس جمهور، با محمد خاتمی، رئیس جمهور ایران در کاخ الیزه دیدار کرد.
کجدار و مریز، دوره اول ریاست جمهوری شیراک به پایان رسید. این آخرین دورهای بود که یک رئیس جمهور فرانسه "هفت سال" بر مستند قدرت مینشست و از آن پس، دوره ریاست جمهوری به پنج سال کاهش پیدا کرد.
در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۲، سوسیالیستها بخت چندانی نداشتند و ژوسپن، نامزد آنان در همان مرحله اول شکست خورد. ژاک شیراک و ژان ماری لوپن، رهبر وقت حزب راست افراطی فرانسه به دور دوم راه یافتند.
راهیابی لوپن به مرحله دوم انتخابات، که آرای رأیدهندگان شدیدا معترض را به خود جلب کرده بود، شوک بزرگی به جامعه فرانسه وارد کرد.
در آن دوره، هنوز "قبح" ورود جدی راست افراطی به رقابتهای انتخاباتی نریخته بود. سوسیالیستها و دیگر احزاب چپ، با این که شیراک را نماینده همه آرمانهای خود نمیدانستند، اما از بیم قدرت گرفتن ملیگرایان افراطی، از او حمایت کردند.
یک ائتلاف بیسابقه احزاب چپ و راست میانه، یک پیروزی بیسابقه را برای ژاک شیراک رقم زد و او با به دست آوردن بیش از ۸۲ درصد آرا در مرحله دوم انتخابات، در همان کاخ الیزه ماند و دوره دوم ریاست جمهوری خود را آغاز کرد.
اما شکست راست افراطی در انتخابات، برای برخی از هواداران این حزب قابل هضم نبود. در ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۲، یعنی مدت کمی پس از انتخابات، یکی از هواداران راست افراطی تلاش کرد که شیراک را در جریان رژه روز ملی فرانسه ترور کند که موفق نشد.
هنوز یک سال از دوره دوم ریاست جمهوری شیراک نگذشته بود که جنگ عراق روی داد. "نه" او به این جنگ در سال ۲۰۰۳، به نماد "استقلال رأی" فرانسه در عرصه بینالمللی تبدیل شده است.
شیراک در دومین دوره ریاست جمهوری خود، طرحی را برای درمان بیماری سرطان به اجرا گذاشت. همچنین اقدامات او در جهت کاهش آمار تلفات جادهای، مثالزدنی است.

منبع تصویر، Getty Images
تعقیب قضایی و پایان سیاست
سال ۲۰۰۵، در حالی که فرانسه در آتش شورشهای اجتماعی حومه پاریس میسوخت، ژاک شیراک دچار سکته مغزی شد. خیلیها تصور میکردند که سرنوشت ژرژ پمپیدو برای رئیس جمهور فرانسه تکرار شده است، اما پس از چند روز شبکههای تلویزیونی شیراک را نشان دادند که از بیمارستان مرخص شد.
با این حال، او در دو سال آخر ریاستجمهوریاش، هم از نظر جسمی و هم از نظر سیاسی، از همیشه ضعیفتر بود. در این دوره نیکلا سارکوزی، که مقام کلیدی وزارت کشور را برعهده داشت و چهرهای رسانهای شده بود، زمام کار را در حزب شیراک به دست گرفت.
سال ۲۰۰۷، با ورود سارکوزی به الیزه، چهار دهه فعالیت سیاسی شیراک به پایان رسید، اما رکوردهای او تمامی نداشت. او اولین "رئیسجمهور پیشین" فرانسه شد که تحت تعقیب قضائی قرار گرفت. اتهام او ایجاد شغلهای صوری در زمان حضورش در شهرداری پاریس بود.
در انتخابات سال ۲۰۱۲، دیگر از هممسلک سیاسی خود، سارکوزی حمایت نمیکرد؛ گرچه همسرش، برنادت، همچنان وفادار به رأی خود به نفع سارکوزی بود.
شیراک در سالهای بازنشستگیاش، به دلیل بیماری آلزایمر در محافل عمومی ظاهر نمیشد. او در سال ۲۰۱۶ سوگوار مرگ لورانس، دختر بزرگ خود شد که به افسردگی مبتلا بود. وضعیت جسمی او در سالهای آخر به حدی وخیم بود که بارها در بیمارستان بستری و شایعاتی نیز مبنی بر درگذشت او منتشر میشد.
با اعلام خبر درگذشت شیراک، این جمله از زبان بسیاری شنیده شد که "بخشی از فرانسه، ما را ترک کرده است."











