باب دیلن: خواننده، ترانهسرا و بزرگ ادبی

منبع تصویر، AFP
باب دیلن یکی از بزرگان موسیقی معاصر است - ولی او هیچ وقت به خاطر صدایش جایزه نگرفته است. در عوض با اشعار و ترانههایش موسیقی پاپ و راک را متحول کرده و حالا به این خاطر برنده جایزه نوبل ادبیات شده است.
ریاضت سالهای دهه ۵۰ که جایش را به شور و شوق سالهای دهه ۶۰ داد، باب دیلن به صدای نسلش تبدیل شد. نمونه اصیل یک خواننده ترانهسرا که در انقلاب اجتماعی آن سالها که جهان را متحول کرد هم رهبر بود و هم تاریخنویس.
یکی از جذابیتهایش این بود که با معیارهای سنتی اصلا خوشصدا محسوب نمیشد. ولی توانست الگویی جدید برای خواننده به عنوان یک شاعر و هنرمند ایجاد کند.
"بزرگترین شاعر زنده"
او از نظر آلن گینزبرگ بزرگترین شاعر نیمه دوم قرن بیستم است و اندرو موشن، برنده نوبل ادبیات، میگوید که تقریبا هر روز باب دیلن گوش میکند.
پر واستبرگ، رئیس کمیته نوبل ادبیات، روز پنجشنبه گفت که او "احتمالا بزرگترین شاعر زنده" است.
قطعا هیچ خواننده راک دیگری نیست که متن ترانههایش تا این حد بررسی، گلچین و ستوده شده باشد.
بعد از دهه ۱۹۵۰، یعنی زمانی که موسیقی پاپ در سیطره کامل افرادی چون الویس پرسلی و بادی هالی بود، باب دیلن روحی آزاد محسوب میشد که با استفاده از جلوههای ادبی حس و حال سیاسی دوران را منتقل میکرد.
او با رجوع به اعماق وجودش اشعاری سرایید که در نهایت به الگویی جامع برای خواننده اعترافی تبدیل شد.
آهنگهای پرتحرکش، صدای نامرسومش و ظاهر نامرتبش بخش بزرگی از جذابیتش برای نسل جدیدی بود که از قیدوبندها رها شده بود.
ولی این چیزها به تنهایی برای توضیح تاثیر عمیقی که بر خیلیها گذاشته کافی نیستند، چه برسد به اینکه از طرف کمیته ادبی نوبل از او قدردانی هم بشود.
او سال گذشته هنگام دریافت یک جایزه گفت: "این ترانههای من مثل داستانهای مرموز اند، از آن نوعی که شکسپیر هنگام بزرگ شدن دیده بود. فکر میکنم بشود کارهای من را به آن دوره ربط داد."
باب دیلن در جوانی به شدت تحت تاثیر شاعرانی چون آرتور رمبو و جان کیتس بود و حتی نامش را هم مدیون تاثیرات شاعرانه است.
وقتی رابرت زیمرمان شروع به اجرای آهنگهای محلی در قهوهخانهها کرد، تصمیم گرفت نامش را به تاسی از دیلن توماس، شاعر ولزی، تغییر دهد.
او در عین حال تحت تاثیر شاعران محلی "دهه سی کثیف" هم بود؛ افرادی چون وودی گاتری و هنک ویلیامز، ستاره موسیقی کانتری. اما دیلن اسیر سنتهای آنها نشد و جلوتر رفت.
در این میان جنگ سرد در اوج خود بود و اوضاع داخلی آمریکا به شدت آشفته بود؛ جنبش نوپای حقوق مدنی داشت با طبقه متوسط محافظهکار شاخ به شاخ میشد.
باب دیلن کسی بود که موسیقی متن این دوران طوفانی را نوشت.

منبع تصویر، Getty Images
فرای یک خواننده معترض
او بهتر از هر شخص دیگری توانست با استفاده از نوتهای ساده و استعارههای جهانشمول با روح زمانه ارتباط برقرار کند و با آهنگهایی چون "دمیدن در باد" و "زمانه در تغییر است" موسیقی پاپ محلی را به جریان اصلی موسیقی پیوند بزند.
با ادامه دهه ۶۰ ما شاهد آهنگهایی مانند "چون یک خانهبهدوش"، "مثل یک زن" و "خانم عامی دراز بکش" بودیم و باب دیلن خیلی راحت برچسب خواننده معترض را از خودش کند و دور انداخت.
آهنگهایش به سرودهای مردمی تبدیل شدند و صدا هنرمند دیگر آنها را بازخوانی کردند.
وقتی برای اولین بار در جشنواره موسیقی محلی نیوپورت در سال ۱۹۶۵ گیتار الکتریک به دست گرفت، هم تماشاگران را به وحشت انداخت و هم نقطه عطفی در تاریخ موسیقی به جا گذارد.
آن نغمهسرای شیرین جای خودش را به ستاره راک لذتطلبی داده بود که رد پای مصرف الکل و مواد مخدر در چشمهایش را با عینک آفتابی مخفی میکرد.
یک تصادف موتورسواری باعث شد تا مدتی خانهنشین شود. تا اینکه در اواسط دهه ۱۹۷۰ دوباره به صحنه برگشت.
آلبوم "خون بر روی آهنگ" نتیجه این بازگشت بود که در ۱۹۷۵ منتشر شد. این آلبوم عمدتا از شسکت زندگی زناشویی او الهام گرفته شده بود و برای خیلیها نشانه بازگشت او به دوران اوجش بود.
پایداری در اقبال
سه سال بعد از آن در هتلی در آریزونا خواب مسیح را دیده و این باعث شد تا در اشعارش مرتبا به انجیل ارجاع دهد و به موضوعات اخلاقی و ایمانی بپردازد.
هر چند که آلبومهایش اغلب با نظرات خوب و بد منتقدان روبهرو میشد، اما هنوز جلب توجه میکرد. او در ۱۹۸۸ تجربهای را آغاز کرد که به "سفر بیپایان" معروف شد - ارائه مستمر تفسیرهای جدید از آهنگهایش روی صحنه.
به نظر میرسید که دارد اهمیت خود را از دست میدهد، اما آلبوم "زمان خارج از ذهن" که به موضوعات تاریک اخلاقی میپرداخت و در سال ۱۹۹۷ منتشر شد، به نقطعه عطف دیگری در کارنامه او تبدیل شد و سه جایزه گرمی، از جمله بهترین آلبوم، را مال خود کرد.
در سال ۲۰۰۶، وقتی ۶۵ سال داشت، با آهنگ "عصر جدید" به مسنترین هنرمند زندهای تبدیل شد که تا به امروز توانسته به صدر جدول پرفروشها برسد.
تبدیل شدن تدریجی او به اسطوره با جوایز بسیار دیگری همراه بود - دیپلم افتخار مرکز کندی، یک اسکار، جایزه پولیتزر، جایزه گلدن گلوب و نشان افتخار آزادی رئیسجمهوری.
حالا میتواند جایزه نوبل را هم به این مجموعه اضافه کند.
باب دیلن کتاب هم منتشر کرده، مانند "رتیل" که یک کار تجربی بود و در سال ۱۹۷۱ منتشر شد، مجموعهای به نام "نوشتهها و ترسیمها" و خودزندگینامهای به نام "تواریخ".
اما چیزی که به خاطرش مهمترین جایزه دنیای ادبیات را برده اشعار ترانههایش است.











