|
چرا برزيلی ها اينقدر خوب فوتبال بازی می کنند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
برزيل. کلمه ای که به تنهايی همه 'بهترين' های فوتبال را توصيف می کند. کلمه ای که [در فوتبال] به معنای هنرورزی است؛ به معنای خلاقيت و نبوغ. کلمه ای که هم مهارت فردی است هم هماهمنگی جمعی؛ ترکيبی که نه فقط تماشايی، بلکه به طرز ويران کننده ای موفق است. کشور برزيل سالها بازيکنان بزرگ به دنيای فوتبال معرفی کرده است: گارينشا، پله، جرزينيو، توستائو، سوکراتس، زيکو، ... و بسياری نام های بزرگ ديگر. تيم برزيل با رکورد پنج عنوان قهرمانی در هفده دوره گذشته جام جهانی، در حالی به جام هجدهم در آلمان قدم گذاشته که با فاصله زياد از ديگر رقيبان به عنوان شانس اول بلند کردن جام افتخار در آلمان 2006 به شمار می رود. گذشته از اين، تماشاگران منتظرند که با وجو چهره های برجسته ای چون رونالدو، رونالدينيو و کاکا، تيم برزيل لحظاتی به ياد ماندنی در تاريخ فوتبال خلق کند. اما پرسش اينجاست که اين همه بازيکنان بزرگ و تيم های قدرتمند، سال از پس سال، چگونه در برزيل پديد می آيند؟ داستان موفقيت و چيرگی برزيل در جهان فوتبال از جايگاه منحصر بفرد اين ورزش در زندگی روزمره مردم برزيل آغاز می شود. کارلوس آلبرتو پريرا، مربی تيم برزيل می گويد: " تيم ملی فوتبال نماد هويت ملی است؛ تنها موردی که تمام جمعيت متحد می شوند." آلبرتو تورس، کاپيتان تيمی که در جام جهانی 1970 به مقام قهرمانی رسيد اضافه می کند که 'فوتبال در برزيل مثل يک مذهب است.' او می گويد: "در برزيل مردم همیشه از فوتبال حرف می زنند، نه فقط الان که دوران جام جهانی است. اين فرق اساسی بين اروپا و برزيل است. پس از جام جهانی، مردم اروپا به سر کار و زندگی خود بر می گردند، اما اينجا، در برزيل، ما فوتبال را نفس می کشيم؛ هر ساعت از هر روز." به گفته پريرا، مربی کنونی که خود بازيکن سال های پيش برزيل است، هيچ کس دليل اين ماجرا را نمی داند. او می گويد: "جامعه شناس ها و روانشناس ها به دنبال توضيحی برای اين پديده [فوتبال در برزيل] بوده اند، اما کسی دليل مشخصی نيافته است."
فوتبال: راه گريز از فقر برزيل سرزمين پهناوری است؛ کشوری بزرگ با بيش از 180 ميليون جمعيت و در اين ميان انبوه فوتباليست های بالقوه. به ويژه با در نظر گرفتن اينکه، به قول پريرا، 'همه برزيل' فوتبال بازی می کنند. اما برای بسياری برزيلی ها فوتبال چيزی بيش از يک بازی است. آنطور که ليتو کاوالکانتی، روزنامه نگار برزيلی، می گويد: "راهی برای زندگی کردن است." آقای کاوالکانتی می گويد: "فوتبال [در برزيل] تنها راه رها شدن از بدبختی است. طبقات محروم عملا دسترسی به مدرسه و آموزش ندارند. آنها در زاغه نشين هايی زندگی می کنند که همه چيز تحت کنترل قاچاقچيان مواد مخدر است. ورزش تنها راه گريز است، و در برزيل فوتبال تنها ورزشی است که برای مردم اهميت دارد." اين روزنامه نگار در توضيح پديده فوتبال در برزيل می گويد: "[می خواهيد بدانيد] چه عاملی بازيکنان برزيلی را به اين سطح بالا می رساند؟ نياز. فوتبال تنها زندگی قابل تصوری است که در برابر خود می بينند. نيروی محرک شان همين است." روش منحصر بفرد پيشرفت در برزيل کودکان فوتبال را به روش بسيار متفاوتی با همسالان اروپايی خود ياد می گيرند. هيچ ليگ يا مسابقه رسمی برای کودکان وجود ندارد، چرا که فشار رقابت به عنوان سدی احتمالی در برابر قوه خلاقه بازيکن خردسال ديده می شود. لئوناردو، بازيکن اسبق تيم ملی برزيل می گويد: "ما به بچه های هشت ساله نمی گوييم بايد در پست دفاع چپ بازی کنند." آقای پريرا، مربی کنونی برزيل می افزايد: "ما بچه ها را در قفس نمی کنيم؛ برای آنها تعيين نمی کنيم که چگونه باشند. بلکه به آنها آزادی عمل می دهيم تا زمانی که آمادگی پذيرش مربی و تاکتيک پذيری را پيدا کنند." به اعتقاد آلبرتو تورس، کاپيتان سال 1970 برزيل، در مدارس فوتبال اين کشور بچه ها می خواهند مثل رونالدو باشند؛ مثل پله، يا زيکو. وی می گويد: " اين نام ها الگوی کودکان خردسال هستند، و ما تعداد زيادی از اين بازيکنان بزرگ داريم، نه فقط يکی دو تا." اين بازيکن برزيلی که خود به تازگی جايزه زيبا ترين گل تاريخ جام جهانی را از فدراسيون جهانی فوتبال (فيفا) دريافت کرده در پايان اضافه می کند: "در برزيل ضرب المثلی داريم که هر روز يک بازيکن بزرگ به دنيا می آيد." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||