BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 11:11 گرينويچ - شنبه 10 ژوئن 2006 - 20 خرداد 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
جام جهانی فوتبال در لس آنجلس

مغازه های ايرانی در لس آنجلس
در هر مغازه ايرانی در لس آنجلس پيراهن و کلاهی که روی آنها سه رنگ سبز، سفيد و سرخ باشد يافت ميشود
در روزهای برپايی مسابقات جام جهانی فوتبال، به هر مغازه ايرانی که در لس آنجلس سر می زديد يا از کنار هر جمع ايرانی که رد می شديد، غيرممکن بود بحث داغ فوتبال را نشنويد.

همه جا پرچم ايران به فروش می رسيد، در هر مغازه ای پيراهن و کلاهی يافت می شد که روی آنها سه رنگ سبز، سفيد و سرخ باشد، جدول زمانبندی مسابقات هم روی پيشخوان هر مغازه ايرانی در دسترس همه بود.

در هر شبکه تلويزيونی، راديويی يا در هر مجله و روزنامه ايرانی، هر روز صحبت از فوتبال و تيم های مختلف و بخصوص بازی های ايران بود.

با توجه به اينکه تعداد مکزيکی های مقيم اين شهر بسيار زياد است به آسانی می توان شاهد گفتگوهای جالبی بين طرفداران دو تيم بود.

ايرانی ها و مکزيکی های بسياری همکارند و زندگی تنگاتنگی با هم دارند که اين خود موضوع را جالبتر می کرد و ناخودآگاه آدم را ياد کرکری خواندن بين تيمهای استقلال و پيروزی خودمان می انداخت.

زهره مدير يک رستوران ايرانی می گفت: "خبر بازی ايران و مکزيک از ماه پيش تاکنون بين ما و همکاران مکزيکی باب شوخی و خنده را باز کرده، همه منتظر نتيجه ايم اما من اميدوارم ايران ببرد، هر چند فکر می کنم نتيجه با اختلاف بسيار کم خواهد بود".

رامين، دانشجو و مدير يک سوپر مارکت در وست وود می گفت: "برای ديدن بازی ها روز شماری ميکنم و شرط بندی بين ما و همکاران مکزيکی مان هيجان موضوع را بيشتر ميکند. هرچند معتقدم برد ايران دور از دسترس نيست چون تيم مکزيک چندين بار از آمريکا شکست خورده و احتمال برد ايران دو بر يک است".

او افزود: "من به طور دقيق جام جهانی ۱۹۹۸ را به ياد می آورم، همه مغازه ها را بستند و در خيابان ها جمع شدند، شور و حال خاصی در خيابان موج ميزد، اگر ما ببريم همه در خيابان ها شربت و شيرينی ميدهند. من و دوستانم ميخواهيم با هم مسابقه را ببينيم. آخر به قول معروف هر کاری جماعتش خوب است"، رامين می خندد و به سراغ مشتريانش می رود.

هيجان فوتبال

صفا پسر چهارده ساله دبيرستانی می گفت: "با دوستم هراردو که مکزيکی است قرار گذاشته ايم تيم هر کس که ببرد بازنده بايد برای تمام روز کوله پشتی برنده را در مدرسه حمل کند".

خانمی که با دوست مکزيکی خود در رستوران نشسته بود می گفت: "قرار است با دوستش فوتبال را ببيند و می داند که ايران ۳ بر ۲ خواهد برد اما خانم مکزيکی گفت مکزيک ۲ ايران ۰".

يک طرفدار تيم ايران
برخی معتقدند فوتبال، ايرانی ها را به رغم عقايد متفاوت سياسی به هم نزديک می کند

مسعود ۴۸ ساله می گفت: "شايد ايران تا مراحل بالا صعود نکند اما در گروهش موفقيت خوبی بدست خواهد آورد". همکاران مکزيکی وی تا قبل از چند بازی آخر ايران ميگفتند که خواهند برد اما حالا ديگر با ترديد حرف ميزنند.

سهراب که زمانی بازيکن تيم های پارسيان و پيروزی لس آنجلس بوده، می گفت: "وقتی تيم ملی ايران بازی مهمی دارد همه بازيکنان در خانه يکی از افراد تيم جمع می شوند و همه با هم مسابقه را می بينند". او اميدوار بود ايران بازی خوبی ارائه داده، با دست پر از مسابقات بيرون آيد بخصوص در بازی اول ايران و مکزيک که هر دو سبک بازی متفاوتی دارند.

يارا دختر شانزده ساله ای که فوتبال را از ميان ورزش های ديگر برای بازی انتخاب کرده با فارسی دست و پا شکسته ای آرزو داشت که همه دختران ايرانی بتوانند به راحتی به ورزش مورد علاقه خود بپردازند.

او با دختران و زنان علاقمند ايرانی که موفق به ديدار مسابقات فوتبال از نزديک نمی شوند احساس همدردی می کرد.

'عامل يکپارچگی'

در لس آنجلس با هر کسی درباره فوتبال صحبت می کرديد با هيجان مشاهدات خود را بيان می کرد، از جمله شهره که کارمند است می گفت: "فوتبال باعث يکپارچگی می شود. در اين شهر ما با اختلاف عقايد سياسی زيادی روبرو هستيم ... اما برای فوتبال با هم هورا ميکشند و دست در گردن هم می اندازند".

رادی که در يک ورزشگاه کار می کند حرفهای آقای برانکو مدير تيم ملی ايران را تا حدودی "حرف زدن در خواب و خيال" می دانست و می گفت: "امکان برد ايران از مکزيک وجود دارد ولی پرتغال تيم بسيار قويی است".

آيلا که در يک ساندويچ فروشی ايرانی کار می کند با هيجان خاصی می گفت: "اين تلويزيون بزرگ را تازه در مغازه نصب کرده ايم و صبح يکشنبه با همکاران مکزيکی مان ميخواهيم بازی را ببينيم و با هم تيم هايمان را تشويق کنيم. ما اينجا صبحانه ايرانی، حليم و کره و مربا و پنير و چايی سرو می کنيم".

او افزود با وجودی که فوتبال در آمريکا محبوبيت ندارد اما از راديوی کی س اس اف ام شنيده که مجری از بازی ها صحبت می کرده و علاقمند شده که فوتبال ياد بگيرد.

خانم شهرزاد از يکی از آژانسهای مسافرتی، بسيار نگران تهيه بليت های بازی ها بود و می گفت: "اعلام کرده اند که ما بايد برای تهيه بليت از ايران اقدام کنيم و در ضمن اسم هر فرد هم بايد با نام پاسپورتش مطابقت داشته باشد که چون بعد از مدتی معلوم شد برای گرفتن ويزا از سفارت آلمان در ايران ۲ الی۳ ماه زمان لازم است تعداد زيادی از مردم منصرف شدند و واضح است که بليت های آنهايی که اسم داشته، بدون استفاده مانده و حتی تا حدودی هم بازار سياه درست شد که متاسفانه باعث بی نظمی بسياری شده است. به اين ترتيب تعداد بسياری از ايران به دليل نداشتن ويزا و از آمريکا هم به دليل نداشتن بليت از ديدن مسابقات در آلمان محروم شدند".

او می گفت: "البته با اين وجود فقط از آژانس ما پنجاه نفر خواهند رفت و در مورد بليت هايشان از ايران به ما قول داده شده که آنها را در آلمان به دستمان خواهند رساند و اميدوارم که بليت ها به موقع برسد و مردم بتوانند بازيها را ببينند".

به گفته او: "حتی يکی از مشتريان تنها بهای بليت مسابقات و هواپيما را پرداخته و چون امکان اقامت در هتل را ندارد اين چند شب را در کيسه خواب در کنار پارک خواهد گذراند".

جام جهانیجام جهانی آلمان 2006
راهنمای تيمها و ورزشگاه ها، زمان بازيها همراه با تازه ترين خبرها و عکسها
فوتبالزمان بازيها
برنامه کامل بازيهای جام جهانی آلمان 2006
جام جهانیکدام تيم قهرمان می شود؟
خوش شانس ها و بد شانس های جام جهانی به روايت بنگاه های شرط بندی
مطالب مرتبط
جام جهانی آغاز شد
09 ژوئن, 2006 | روز هفتم
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران