|
شوک تکان دهنده عمان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شايد درگيری رحمان رضايی و علی بداوی در زمين مسابقه (در ديدار با عمان) بيشترين ضربه روحی را به برانکو ايوانکويچ، مربی ايران وارد کرد. روزی که ايران با عمان مساوی کرد، اگر برای تساوی با ژاپن احتمال ضعيفی متصور می شد، برد مقابل کره جنوبی "غير ممکن" بود. اما تصميم برانکو ايوانکويچ، ايران را از قعر به اوج آورد. شايد همان درگيری معروف باعث شد که برانکو ايوانکويچ به اين نتيجه برسد که مسئله چيزی فراتر از يک اختلاف نظر شخصی بين دو بازيکن است. تيم ايران، آنطور که به نظر می رسيد، ظرفيت تاکتيکی بازی با چهار مدافع را نداشت. عجيب اينکه ايران توانست تاکتيکی را اجرا کند که ريسک بالاتری داشت و به درک بالاتری از کار گروهی نياز داشت. تبديل شيوه بازی ايستای "چهار – دو – سه – يک" به بازی پويای "سه – چهار – سه" که بر اساس آن يحيی گل محمدی آخرين مدافع ايران شد و پشت دو مدافع ديگر (جلال کاملی مفرد و ابراهيم تقی پور) قرار گرفت و ملزم ساختن دو بازيکن خط ميانی به پيوستن به خط دفاع در هنگام حمله حريف، بر روی کاغذ، برای هر مربی ساده و زيبا است. اجرا کردن اين تاکتيک که به وجود اعتماد متقابل ميان بازيکنان احتياج دارد، آنهم در يک تيم بحران زده با انبوهی از اختلافات شخصی ميان بازيکنان، ترسناک تر از يک کابوس بود.
صحنه اول: تساوی در برابر ژاپن ايران تنها به دقايق اندکی نياز داشت تا تاکتيک تازه را مثل يک لباس تازه بر تن کند. ژاپن در بيست دقيقه اول بازی تيم بود اما گلی که جواد نکونام در دقيقه بيست و سه بازی با ضربه سر به ثمر رساند، گرچه مردود اعلام شد (آفسايد)، مهر تاييدی بود بر تغيير رويه ايران و اخطاری برای ژاپن. در نيمه دوم ايران تسلط ايران بر بازی به حدی رسيد که زيکو، مربی ژاپن، در کنفرانس خبری پس از بازی گفت:"ايران شروع کرد به حمله و ما هم چون نمی خواستيم ريسک کنيم و با جلو کشيدن به ايرانی ها امکان گل زدن در ضد حمله را بدهيم، نقشه را تغيير داديم." بهترين کارشناسی که می تواند در مورد عملکرد يک تيم نظر بدهد، مربی تيم حريف است، به ويژه وقتی که اذعان می کند بخاطر عملکرد حريفش مجبور به تغيير تاکتيک شده است. قدرت تهاجمی ايران با تعويض اجباری ابراهيم تقی پور بخاطر مصدوميت، و حضور ايمان مبعلی افزايش يافت گرچه به تغيير نتيجه منجر نشد. ايران مجبور بود با تيم چهارم جام جهانی سال ۲۰۰۲ بازی کند، گرچه بازی ايران در برابر ژاپن، بارقه ای از اميد ايجاد کرده بود.
صحنه دوم: راست گرايان افراطی ضربه آخر را از چپ زدند! بخاطر شرايط بد جوی، هواپيمای تيم ايران بيش از ۱۰ ساعت ديرتر از موعد مقرر به شهر جينان رسيد. اما نه اين مسئله و نه بيم از تکرار شدن باخت ايران به کره جنوبی (يک چهارم نهايی دور قبل جام ملتهای آسيا) باعث نشد که ايران محتاطانه بازی کند. سه حمله ايران از سمت راست در دقايق ۱۰، ۲۰ (علی کريمی) و ۵۱ بازی، سه بار ايران را از کره جنوبی پيش انداخت، اما کره هر سه بار خود را بالا کشيد. گل سوم ايران را گرچه مدافع کره ای به ثمر رسانده بود اما اگر او اين کار را نمی کرد، علی دايی نود و ششمين گل خود در مسابقات بين المللی را ثبت کرده بود. در نهايت تغيير سمت مهدی مهدوی کيا از راست به چپ، موقعيت را برای ضربه آزادی فراهم کرد که با کمک علی کريمی به گل پيروزی بخش ايران تبديل شد. سه گلی که علی کريمی در اين بازی به ثمر رساند، نه تنها باعث شد که او بهترين بازيکن ميدان شود، بلکه او را در صدر جدول گلزنان ابن دوره جام ملتهای آسيا قرار داد (چهار گل در مجموع). بسياری از کارشناسان هم بازی علی کريمی در برابر ژاپن را "يک بازی خوب تيمی و بدور از تکروی های هميشگی" خواندند. مهدی مهدوی کيا هم شايسته عنوان بهترين بازيکن فوتبال آسيا بازی کرد.
برانکو: شادی ها و نگرانی های يک مربی برانکو ايوانکويچ، مربی ايران در کنفرانس خبری پس از بازی با کره جنوبی گفت:"مشکلاتی که داشتيم ما را قويتر کرد." نمی توان وقوع تحولی در عملکرد تهاجمی ايران را در دو بازی آخر اين تيم ناديده گرفت، اما آيا عملکرد خط دفاع ايران در بازی با کره جنوبی را می توان شايسته عنوان "قويتر" دانست؟ او برای يافتن مدافعان تخصصی با مشکلات فراوانی روبرو بوده تا حدی که در هر دو بازی اخير خود، در پی مصدوميت ابراهيم تقی پور، مجبور به استفاده از ايمان مبعلی شد و البته بالاجبار در موقعيتی بجز خط دفاع. در واقع مربی ايران هر دو بار مجبور شد در ميانه بازی ساختار تيمی ايران را تغيير دهد. ايران در برابر چين دو مدافع از سه مدافع محروم خود را در اختيار خواهد داشت. بکار گرفتن همزمان رحمان رضايی و علی بداوی در برابر چين در نيمه نهايی می تواند دو موضوع متفاوت را نشان دهد: يا درگيری بين اين دو حادثه ای کاملا اتفاقی و نادر بوده و دلائل آن قطعا و کاملا مشخص و رفع شده، يا اينکه ايران با چنان بحرانی در خط دفاع روبروست که آزموده را باز آزمايش خواهد کرد. اما اگر آن درگيری ريشه دار تر از آن بوده که يک "حادثه" نام گيرد، مشخص نيست پرداخت حدود دو هزار دلار پاداش به بازيکنان تيم، تا چه اندازه می تواند در قطع ريشه های آن موثر باشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||