|
بزرگترین آزمون اریکسون؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
علی رغم شکست در برابر فرانسه، تیم انگلستان و طرفدارانش امیدوارند این تیم به مرحله یک چهارم نهایی صعود کند. تا حدی هم این انتظار معقول است، چرا که انگلستان تا دقیقه 90 از فرانسه پیش بود و کرواسی و سوئیس هم در بازی اول خود، عملکرد قابل توجهی ارائه نکردند.
اما گرچه شاید گفتن این حرف غیر منصفانه به نظر برسد اما مشکل انگلستان کسی نیست بجز سون یوران اریکسون، مربی این تیم، که البته پیش از فاجعه ای که برای تیمش در برابر فرانسه رخ داد، به ندرت یک بازی پایاپای را به حریف واگذار کرده بود. اما بزرگترین نقطه قوت تفکرات تاکتیکی او می تواند بالقوه بزرگترین نقطه ضعف او نیز باشد. فراموش نکنیم که او شهرتش را مدیون روزهایی است که در سری آ (لیگ برتر ایتالیا) فعالیت می کرد و طبیعی است که او میان احتیاط و جسارت، همیشه مورد اول را انتخاب می کند. هدف اصلی او در هدایت تیمش استحکام و قدرت دفاع است و فلسفه او انجام یک دفاع چند لایه است و استفاده به موقع از ضد حمله ها. اگر تیمی که همگان انتظار دارند برنده شود در برابر انگلستان قرار بگیرد مشکلی نیست چون آن تیم تهاجمی بازی خواهد کرد و فرصت را برای انجام برنامه به انگلستان خواهد داد، اما این شیوه در برابر تیمهایی چون سوئیس و کرواسی کارساز نخواهد بود. تغییر برنامه بزرگترین چالشهای منجر به موفقیت اریکسون را به یاد بیاورید: برد در برابر آرژانتین در جام جهانی گذشته و مسابقه با ترکیه در استانبول درماه اکتبر سال 2003 که هر دو از نظر فشار روی تیم انگلستان مانند بازی با فرانسه بودند. در ورزشگاه ساپورو، انگلستان اجازه داد که آرژانتین پیاپی حمله کند، یک پنالتی در جریان انتقال سریع از دفاع به حمله به دست آورد و در نهایت 10 بازیکن انگلیسی دائم پشت توپ بودند.
در استانبول (مرحله مقدماتی) هم شرایط عینا همینطور بود و اگر دیوید بکهام ضربه پنالتی خود را به سمت آسمان نمی زد، شاید حتی انگلیس بجای مساوی، بازی را برده بود. در برابر فرانسه هم تاریخ در حال تکرار شدن بود: انگلستان یک گل جلو افتاده بود، لبه محوطه هجده قدم بسیار خوب دفاع می کرد و از انتقال سریع از دفاع به حمله هم یک پنالتی بدست آورد. حتی برد پنج بر یک در برابر آلمان در سال 2001 هم به شیوه مشابهی و در نتیجه آن بدست آمد که آلمان برای رسیدن به گل به شدت بر روی دروازه انگلستان فشار وارد می کرد. اما اوضاع وقتی انگلستان عقب می افتد، اوضاع تغییر می کند. این در حالی است که انگلستان باید برای صعود از گروه B، دو بازی بعد را تهاجمی بازی کند. راه حل؟ در بازی با آرژانتین در جام جهانی 2002، وقتی اون هارگریوز در 20 دقیقه اول بازی مصدوم شد، در سمت چپ خط میانی، فضا برای حرکت ترور سینکلیر باز شد و در آن زمان بود که ناگهان انگلستان در حمله تعادل بیشتری بدست آورد. اما مشخص نیست که اینکه مصدومیت مچ پای پل اسکولز و زانوی نیکی بات در بازی های آینده باعث تکرار آن شرایط شود، مشخص نیست. اریکسون که تنها هافبک تخصصی خود را در اختیار ندارد و نمی تواند پل اسکولز را به بازی بگیرد، مجبور به ایجاد تغییراتی در شیوه بازی تیمش خواهد شد. اینگونه است که پای بازیکنانی چون "هارگریوز"، "جو کول" و "دایر" به میدان کشیده می شود. اما اینکه چه کسی کجا بازی می کند و در قابل چه تاکتیکی، مسئله ای است که می تواند آینده اریکسون را تعیین کند و از او یک قهرمان، یا یک شکست خورده بزرگ بسازد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||