چگونه فوتبال انگلیس پپ گواردیولا را تغییر داد

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, گییم بالاگه
- شغل, کارشناس فوتبال اسپانیا
ورود پپ گواردیولا به منچسترسیتی در سال ۲۰۱۶ مورد استقبال بسیار قرار گرفت، اما برخی تردید داشتند آنچه باعث موفقیت او در اسپانیا و آلمان بود، در انگلیس هم کارساز باشد.
اما چهارمین عنوان قهرمانی لیگ برتر در پنج فصل، که با پیروزی باورنکردنی برابر استون ویلا در بازی آخر بدست آمد، همه آن تردیدها را به سخره گرفت. اکنون باور عمومی این است که رویکرد او فوتبال انگلیس را به طرز چشمگیری تغییر داده است.
در گذشته اگر به دیدار یک بازی غیر لیگ، مانند مسابقه جوانان یا حتی یک بازی پنج نفره در انگلیس میرفتید، فوتبالی میدیدید که عمدتاً سبک بازی عامل چندان مهمی نبود.
اما این دیدگاه اکنون تغییر کرده است و گواردیولا دلیل اصلی آن است. به خاطر او ما در دوران تاکتیکی متفاوت و شاهد سبکی از فوتبال هستیم که از ویژگیهای مهم آن میتوان به بازیسازی از عقب زمین، شجاعت در پیشروی و حمله و وسواس در مالکیت دائمی توپ اشاره کرد. نه تنها فقط در میان ردههای بالای فوتبال، بلکه در کلیه سطوح، حتی جوانان نیز شاهد این تغییر هستیم.
اغراق نیست اگر بگوییم گواردیولا فوتبال انگلیس را متحول کرده است.
اما چیزی که شاید کمتر در مورد آن بحث شده، این است که چگونه فوتبال انگلیس گواردیولا را تغییر داده است.

منبع تصویر، Getty Images
روشهای پپ در بارسلونا و بایرن مونیخ شکل گرفت و تکامل یافت و اکنون به نظر میرسد پس از امضای قرارداد با ارلینگ هالند، همچنان به این تکامل ادامه خواهند داد. این قرارداد به خوبی نشان میدهد چگونه سرمربی منچسترسیتی دیدگاه خود را در شش سال گذشته با فوتبال انگلیس تطبیق داده است.
برای سیتی، آمدن این بازیکن نروژی نشانهای از آمادگی گواردیولا برای تحولی جدید در این باشگاه است. هر چند که آینده بلندمدت این مربی کاملاً مشخص نیست، اما او از زندگی در منچستر لذت برده و میبرد.
گواردیولا با وجود آنکه بهعنوان برجستهترین مربی نسل خود به سیتی آمد، اما مجبور بود خود را با محیط جدید وفق دهد و فوتبال انگلیس او را وادار کرد تا برخی از دیدگاههای خود را تغییر دهد.
سرمربی اسپانیایی در ابتدا کاملاً مطمئن بود که با یک هافبک میانی، حتی اگر چندان قوی و فیزیکی نباشد هم میتواند ریتم تیم خود را تنظیم و بازی را کنترل کند، کاری که در گذشته با ژاوی در بارسلونا و جاشوا کیمیچ در بایرن انجام داده بود.
اما به سرعت متوجه شد این رویکرد در لیگ برتر جواب نمیدهد. در انگلستان او به یک هافبک میانی نیاز دارد که در نبردهای هوایی قدرتمند باشد و در موقعیتهای پنجاه پنجاه برنده شود. رودری نمونه خوبی از بازیکن مورد نیاز او است.
همچنین، گواردیولا انتظار دارد هافبکهای میانی تیمش در هنگام پیشروی مدافع میانی، او را پوشش دهند. بنابراین آنها باید از نظر آمادگی جسمانی توانایی این کار را داشته باشند.
دیدگاهاش در مورد داوری نیز کاملاً مشخص است. او قاطعانه بر این باور است که داوران انگلیسی خیلی سختتر از همتایان اروپایی خود خطا میگیرند. این دیدگاه بر تصمیماتش نیز تأثیر گذاشته است و احساس میکند در چنین شرایطی، به بازیکنانی نیاز دارد که از نظر بدنی بزرگتر و قویتر باشند تا اگر در برخوردهای شدید زمین خودند، بتوانند راحت بلند شوند و به بازی ادامه دهند؛ زیرا بسیاری از درگیریها در انگلستان، برخلاف جاهای دیگر، خطا گرفته نمیشوند.
در سیستم گواردیولا، مدافعان کناری برای کمک به هافبک مرکزی اضافه میشوند، روشی که در آلمان نیز از آن استفاده کرد. اما فوتبال انگلیس به او نشان داد که گاهی اوقات به یک هافبک اضافی نیاز است و مدافعان کناری میتوانند در این مورد بسیار کمک کنند تا کنترل مرکز زمین را در دست بگیرند. آنها همچنین به بازپسگیری توپهای دوم نیز کمک میکنند.
مورد دیگری که گواردیولا نگران آن بود، اما به تدریج متوجه شد باید آن را بپذیرد، هیجان بسیار زیاد سکوها در انگلیس بود. هیجانی که اغلب باعث از دست رفتن تمرکز تیم میشود و به همین دلیل هیچ تیمی، حتی با کیفیت بالاتر، از پیش برنده نیست.
تمرکز گواردیولا به عنوان یک مربی کمالگرا، در این فصل روی از بین بردن نواقص منچسترسیتی بود و یکی از اصلیترین و سختترین کارهایی که او در یک سال گذشته انجام داد و البته بیشترین موفقیت را هم به همراه داشت، کار روی ضربات ایستگاهی هم در دفاع و هم در حمله بود.
در این فصل لیگ برتر، منچسترسیتی تنها یک گل از روی ضربات ایستگاهی خورد، مقابل استون ویلا در ماه دسامبر و از روی ضربه کرنر؛ اما در مقابل توانست ۲۱ گل را از روی ضربات کاشته بزند.
اما با وجود این آمار خوب، آنها در ضدحملات آسیب پذیر هستند. تساوی ۲-۲ مقابل وستهم در آخرین بازی فصل گذشته نمونه خوبی از این ضعف بود. بارها و بارها، مایکل آنتونیو و جارود بوئن به سمت دروازه سیتی نفوذ و آن را تهدید کردند.
البته گواردیولا، این ریسک را همیشه میپذیرد و معتقد است اگر بازیکنان زیادی در حمله داشته باشید، مالکیت هم با شما خواهد بود. او تیم را طوری آماده میکند که جلوی این ضد حملات را بگیرند. به همین دلیل است که سیتی در کنار لیورپول، بهترین خط دفاع را در لیگ برتر دارد.
مالکیت بالای توپ تضمینی برای عدم وقوع چرخشهای عجیب و غریب و ناگهانی در بازی نیست. شاید برتری دو بر صفر در اسپانیا یا آلمان به عنوان پایان بازی تلقی شود، اما در انگلستان اینطور نیست. در بسیاری از موارد تقصیر از دست رفتن تمرکز در بازیها را میتوان به گردن فوتبال انگلیس انداخت. این چیزی بود که او باید بازیکنانش را وادار میکرد تا آن را درک کنند.
بازیهای عجیب کم نبودهاند، از جمله پیروزی ۳-۶ مقابل لستر که آنها پس از ۲۵ دقیقه با نتیجه ۰-۴ پیش افتادند، اما در نیمه دوم و در ده دقیقه سه گل دریافت کردند. البته در نهایت گل آیمریک لاپورت قبل از اینکه رحیم استرلینگ گل ششم را بزند، اعصاب همه را آرام کرد.

منبع تصویر، Getty Images
یکی از مواردی که گواردیولا در شش سال گذشته قدردان آن بوده، فشاری است که هواداران در انگلیس روی تیمها وارد میکنند، فشاری که شبیه هیچ جای دنیا نیست. در چنین شرایطی، ممکن است نتوان کاری انجام داد. بنابراین نحوه برخورد شما با آن، بسیار تعیینکننده است.
در بازی با رئال مادرید در نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا، اگر یکی از شش موقعیتی که سیتی در ورزشگاه اتحاد داشت، یا یکی از دو موقعیتی که گریلیش در اواخر بازی در برنابئو بدست آورد را تبدیل به گل کرده بود، پایان داستان متفاوت میشد.
گواردیولا پذیرفته که گاهی کنترل و مالکیت کافی نیست و گاهی احساسات و شجاعت بر تیزهوشی تاکتیکی غلبه میکنند و این یکی از زمینههایی است که او میتواند آن را بهبود دهد. روبن دیاز نشان داده در این زمینه الگوی بسیار خوبی است زیرا در لحظات پراسترس آرامش خود را حفظ میکند.
کوین دیبروینه چطور؟ او واقعاً بازیکن درخشانی است که میداند وظیفهاش چیست و آن را با مهارت تمام انجام میدهد، اما برای رسیدن به سطح کریم بنزما، لیونل مسی یا کریستیانو رونالدو، باید در لحظات سخت، حضور بیشتری داشته باشد.
تا به حال گواردیولا نشان داده که در هنگام تشکیل تیم، هوش، سازگاری و تکنیک اهمیت بیشتری نسبت به شخصیتهای بزرگ برایش داشته است.
اما هر تیم موفقی نیاز به رهبرانی فراتر از رهبران روی نیمکت و کادر فنی دارد. به نظر من خرید هالند به مبلغ ۵۱/۲ میلیون پوند از بوروسیا دورتموند، گویای این مطلب است که آنها نه تنها به گلزنی او نیاز دارند، بلکه انتظار دارند در رقابتهای بسیار نزدیک مانند دیدارهای نیمهنهایی، فینال و بازیهای بزرگ داخلی مقابل لیورپول، ورق را به سمت آنها برگرداند.
سیتی با جذب ستاره جوان نروژی یک فوق ستاره واقعی را به خدمت گرفته است، ستارهای که شخصیتش متناسب با استعدادش است.
البته تضمینی نیست که سیتی بتواند از این به بعد در همه مسابقات پیروز شود. هیچ تیمی نمیتواند. اما اکنون تیم گواردیولا در انگلستان بیشترین عنوان قهرمانی را کسب کرده و در مراحل پایانی لیگ قهرمانان اروپا (که خواسته مالکان باشگاه بود) نیز بدون آنکه بازیکن تعیینکنندهای مانند هری کین یا محمد صلاح در لحظات کلیدی داشته باشد، جایگاه تیمش را حفظ کرده است.
گواردیولا و مدیر فوتبال منچسترسیتی، تکسیکی بیگیریستین، مدتهاست که میدانند سیتی به یک مهاجم و شخصیت برتر نیاز دارد. آنها در دو پنجره نقل و انتقالات، سعی کردند با کین قرارداد امضا کنند، اما موفق نشدند.
انتظار میرود که هالند چنین بازیکنی باشد و پس از جذب او، به احتمال زیاد سیتی روش بازی خود را تغییر خواهد داد.
گواردیولا مدتهاست که تاکید زیادی بر بازی در تمام نقاط زمین و ایجاد برتری عددی با حضور هافبکها در محوطه جریمه داشته است. آنها کمتر از سانتر استفاده کردهاند، زیرا بازیکنان مناسبی برای استفاده و سرزنی نداشتهاند.
در مجموع، روش آنها عالی بوده است، اما مدتی است که سیتی در محوطه جریمه کارایی کافی را نداشته و هیچ تیمی به اندازه آنها در چهار سال گذشته موقعیتهای خود را از دست نداده است.
هالند برای تغییر این شرایط خریداری شده است و ورود او احتمالاً به معنای تأکید کمتر بر انتقال توپ در عرض زمین و تمرکز بیشتر بر بازیسازی از مرکز زمین و ارسال توپ برای بازیکنان داخل محوطه جریمه خواهد بود.
گواردیولا در بارسلونا، اعتقاد داشت تیم باید پانزده پاس قبل از شروع حمله رد و بدل کند تا به این ترتیب همه بازیکنان در موقعیتهایی که باید باشند، قرار بگیرند. این پایه و اساس بازی مالکانهاش بود. اما در انگلیس، آموخته است که چگونه انتقال سریع میتواند تعیینکننده باشد.
این نکتهای بود که در دوران حضورش در آلمان نیز به آن رسیده بود، اما در لیگ برتر آن را به سطح بالاتری ارتقا داد. دیبروینه نقشی کلیدی در این رابطه داشت، بازیکنی که پاسهای هوشمندانه و عمقیاش به شکست تیمهایی کمک میکند که به شیوهای عمیق و فشرده دفاع میکنند، تاکتیک مورد استفاده اغلب رقبای سیتی.
تیمهای گواردیولا به طور مداوم توپ را در سراسر زمین به حرکت در میآورند تا نظم تیمی حریفان را بهم ریخته و در یک لحظه مرگبار، پاس کلیدی را به محوطه جریمه ارسال کنند.
اما او اکنون پذیرفته که در بسیاری از موارد، انجام بازی سریع گزینه بهتری است، زیرا این همان زمانی است که حریفان در نامنظمترین آرایش تیمی خود قرار دارند.
این یک تغییر در رویکرد نیست، بلکه صرفاً نوعی تطبیق است.
هالند در انتقالهای سریع موفق خواهد بود و از فرصتهایی که تیمش در محوطه جریمه ایجاد میکنند، لذت خواهد برد. به او گفته شده است که در بیشتر مواقع، بازیکن آزاد سیتی در زمین خواهد بود.

منبع تصویر، Getty Images
وقتی در مورد آینده سیتی و گواردیولا صحبت میکنیم، تنها نکته مبهم در این میان، قرارداد اوست که در سال ۲۰۲۳ به پایان میرسد.
شایعات حاکی از آن است که به هالند گفته شده آمدنش تصمیم گیری این مربی ۵۱ ساله را آسانتر میکند. موضوعی که مطمئناً از جانب گواردیولا مطرح نشده و باشگاه نیز انکارش میکند.
احتمالاً اکنون زمان مناسبی برای صحبت در مورد آن نیست، به ویژه به این دلیل که گواردیولا همچنان تحت تأثیر باخت ناامیدکننده مقابل رئال مادرید است. اما مسلم است که این مربی اسپانیایی تا زمانی که یک استراحت طولانی نداشته باشد تا انرژی خود را بازیابد، تصمیم نخواهد گرفت.
قطعاً عدم قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا عامل تعیینکننده نخواهد بود، زیرا اعتقاد دارد که عملکرد فوقالعادهای در منچسترسیتی داشته و قهرمانی در لیگ قهرمانان مانند گیلاسی روی کیک است. اما پپ به خوبی میداند که جذب بازیکنانی با کیفیت مانند تیم فعلی، سال به سال سختتر و سختتر میشود.
شاید کسب عنوان ارزشمند لیگ قهرمانان (به قول لیونل مسی) توسط سرمربی بعدی و با استفاده از پایههایی که او ایجاد کرده، محقق شود.











