میرشا لوچسکیو؛ نشستن روی نیمکت تیمی که از او 'متنفر' بود

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مایکل یوخین
- شغل, بیبیسی
تصور کنید الکس فرگوسن سرمربی لیورپول شود. به نظر غیرممکن است؟ تقریباً همین اتفاق تابستان امسال در اوکراین افتاد، وقتی که دیناموکیف تصمیم گرفت با میرشا لوچسکیو، سرمربی سابق رقیب دیرین و سرسختش، شاختاردونتسک، قرارداد ببندد.
وقتی انتصاب رسمی در ۲۳ ژوئیه انجام شد، طرفداران دو تیم به سختی آنچه میدیدند را باور میکردند و از این تصمیم خشمگین بودند.
برای طرفداران شاختار، حرکت لوچسکیو مانند خیانت و برای طرفداران متعصب دیناموکیف هم، پذیرش او غیرممکن بود.
آنها به صراحت گفتند: "ما ابتدا فکر میکردیم این یک شوخی بیمزه است، اما معلوم شد که مدیریت باشگاه شعور و عزت نفساش را از دست داده است. انتخاب آنها مثل پرتاب آب دهان به صورت هواداران دینامو است، بنابراین باید پذیرای عواقبش هم باشند."
اما چرا آنها لوچسکیو را دشمن میدانند؟ دلیلش خود اوست که در مدت ۱۲ سال حضور در شاختار تا سال ۲۰۱۶، مأموریت داشت دینامو را از جایگاهش پایین بکشد و تقریباً در این راه موفق بود.
تاریخچه بین این دو باشگاه به دوران اتحاد جماهیر شوروی برمیگردد، زمانی که دینامو قدرت بلامنازع فوتبال اوکراین بود. بیشتر جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی یک تیم باشگاهی داشتند که در واقع نوعی "تیم ملی" بود - دینامو تفلیس در گرجستان، آرارات ایروان در ارمنستان، نفتچی باکو در آذربایجان، دینامو مینسک در بلاروس.
اوکراین چندین باشگاه در لیگ برتر داشت، اما این دیناموکیف بود که میتوانست هر بازیکنی را میخواهد بگیرد. آنها حمایت مقامهای دولتی را داشتند و موفقیت دینامو اهمیت بسیاری در آن زمان داشت.
این مسأله مخصوصاً در دوران والری لوبانوفسکی افسانهای، که همزمان سرمربی تیم ملی شوروی بود، صدق میکرد. برای مثال سال ۱۹۸۶ دینامو جام برندگان جام اروپا را فتح کرد و بلافاصله پس از آن، لوبانوفسکی دوازده بازیکن دیناموکیف را در ترکیب تیم ملی در جام جهانی قرار داد.
در آن دوره از مسابقات، تنها دو اوکراینی دیگر در تیم ملی بودند که در باشگاه دیگری بازی میکردند، اولگ پروتاسوف و گنادی لیتوچنکو از دنیپرو. با این حال، هر دو در یک انتقال بسیار بحث برانگیز در سال ۱۹۸۸ به دینامو رفتند تا بار دیگر ثابت شود، لوبانوفسکی هر بازیکنی را که بخواهد میتواند داشته باشد.
سایر باشگاههای اوکراین همگی زیر سایه و سیطره دیناموکیف بودند. پس از سقوط امپراتوری شوروی، دینامو همچنان در عرصه داخلی پیشتاز بود. آنها بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۴ موفق به کسب یازده عنوان قهرمانی شدند و در برخی از ادوار مسابقات لیگ قهرمانان هم نمایش خوبی ارائه دادند.
اما یک نفر تصمیم گرفت جلوی این روند را بگیرد. رینات اخمتوف، ثروتمندترین تاجر کشور، در سال ۱۹۹۶ رئیس باشگاه شاختار دونتسک شد و سرمایهگذاری هنگفتی انجام داد تا این تیم را به یک ابرقدرت تبدیل کند.
معدنچیان (لقب تیم شاختار) تا پیش از آن و در دوران اتحاد جماهیر شوروی هرگز به صدر جدول نزدیک نبودند و دینامو هم هیچوقت آنها را تهدیدی به شمار نمیآورد.
رسیدن به این هدف کمی زمان بر بود، اما اقدام اساسی در این راه، انتخاب لوچسکیو به عنوان سرمربی در سال ۲۰۰۴ بود.

منبع تصویر، Getty Images
لوچسکیو رومانیایی، که مربیگری را از سال ۱۹۷۹ در کشور خود آغاز کرده بود، در آن زمان تجربه کار در چندین باشگاه ایتالیایی و ترکیهای، از جمله اینترمیلان و گالاتاسرای، را داشت.
لوچسکیو در اولین گام آنها را به مقام قهرمانی لیگ رساند. در ده سال ابتدایی حضورش در این باشگاه، شاختار هشت بار قهرمان لیگ، قهرمان جام یوفا در سال ۲۰۰۹ و پنج بار قهرمان جام حذفی شد.
او تغییراتی بنیادین در تیم ایجاد کرد. در حالی که سبک دیناموکیف از قدیم متکی بر سرعت و آمادگی جسمانی بود، لوچسکیو تصمیم گرفت روی به بازی کوتاه و تک ضرب بیاورد و در این راه تعداد بیشماری از ستارههای برزیل با نظارت لوچسکیو کشف شدند.
دینامو عقب مانده بود و شاختار حال و آینده بود. درک این مسأله برای طرفداران کیف که ناگهان زیر سلطه شاختار قرار گرفته بودند، بسیار سخت و تلخ بود.
لوچسکیو هم یک رقیب آرام نبود. او بیوقفه و با تمام وجود با دینامو میجنگید. در هر فرصتی از آنها در مطبوعات انتقاد میکرد و به نظر میرسید عاشق توجه رسانههاست. او مدام ادعا میکرد که کیف تحت حمایت دولتی قرار است و تلاش میکرد از شاختار تصویری از نیروی خیر در برابر شر و همه نابرابریها ارائه دهد.
از طرف دیگر، شاختار مهمترین باشگاه شرق اوکراین بود که از لحاظ تاریخی با روسیه ارتباطی نزدیک داشت. حتی در وب سایت رسمی باشگاه، زبان روسی به جای زبان اوکراینی، زبان پیش فرض است.
تنش بین مناطق شرقی و غربی همیشه قابل توجه بود، اما بعد از حوادث سال ۲۰۱۴ افزایش یافته بود.
در آن سال، اعتراضات علیه ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهور اوکراین که طرفدار روسیه بود، منجر به روی کار آمدن دولت متمایل به غرب شد. اما روسیه از فرصت استفاده کرد و شبه جزیره کریمه را تصرف و گروههای شورشی را مسلح کرد تا مناطقی از شرق اوکراین را اشغال کند.
شاختار نیز مجبور شد دونتسک و ورزشگاه مدرن خود را رها کرده و در تبعید به کار خود ادامه دهد. آنها اکنون در کیف بازی میکنند.
لوچسکیو در تابستان ۲۰۱۶ از شاختار جدا شد، اما جبهه گیری علیه دینامو را رها نکرد و همچنان به این کار ادامه داد. در آن زمان، دینامو کمی احیا شده بود و دو عنوان پی در پی کسب کرده بود.
لوچسکیو پس از جدایی، تصمیم گرفت به زنیت سن پترزبورگ برود، باشگاهی که حمایت غول انرژی دولتی، گازپروم را پشت سرش دارد.
لوچسکیو میگوید: "سازگاری سخت نبود. روسیه و اوکراین برای من یک کشور هستند. آنها به طور تصادفی از هم جدا شدند، اما برای افراد نسل من هر دو بخشی از اتحاد جماهیر شوروی سابق هستند."

منبع تصویر، Getty Images
حضور در زنیت بسیار کوتاهتر از حد انتظار لوچسکیو بود و او پس از یک فصل فاجعه بار و پر از مشاجرات بیپایان با بازیکنان، مدیران، داوران و روزنامهنگاران اخراج شد.
او سپس به ترکیه بازگشت، جایی که در اوایل قرن در گالاتاسرای و بشیکتاش عناوین پیاپی لیگ را از آن خود کرده بود، اما این بار بعنوان سرمربی تیم ملی. ولی او باز هم موفق نبود و هم در مقدماتی جام جهانی و هم در لیگ ملتها ناکام ماند تا در فوریه ۲۰۱۹ این سمت را ترک کند.
در ۷۳ سالگی و در حالیکه به نظر میرسید لوچسکو به پایان دوران مربیگری خود رسیده است. الکساندرو اسپیریدون، دستیار و دوست دیرین لوچسکیو به رسانهها گفت: "میرشا کار دیگری پیدا خواهد کرد. حتی ممکن است به اوکراین برگردد."
هواداران شاختار از شنیدن این خبر کاملاً هیجان زده شدند، اما مرد رومانیایی گفت: "این کار درستی نیست. شاختار اکنون یک مربی موفق دارد. من در دونتسک سیستم خوبی ساختم که همچنان به کار خود ادامه میدهد. هیچ شانسی برای بازگشت من وجود ندارد."
کمی بعد، او واقعاً به اوکراین بازگشت، اما نه به شاختاردونتسک.

منبع تصویر، Getty Images
در آن سال شاختار دوباره قدرت گرفته و دینامو کیف ضعیف شده بود. بازیکنان افسانهای و سابق دینامو، آلیاکساندر خاتسکوویچ و اولکسی میخاییلیچنکو به عنوان سرمربی در این تیم شکست خورده بودند.
رئیس باشگاه دینامو، ایهور سورکیس تصمیم گرفت مسیر را کاملاً تغییر دهد و در این راه لوچسکیو با اعتبار و تجربهای که داشت به عنوان یک منجی احتمالی دیده میشد.
هواداران متعصب دینامو واکنش خشمگینانهای به این تصمیم نشان دادند. آنها در بیانیهای نوشتند: "انتخاب مربی ۷۴ ساله که مرتباً علیه دینامو صحبت میکند، غیر قابل قبول است. ما از همه کارکنان دینامو که اندک احترامی برای خود قائلند، تقاضا میکنیم استعفا دهند."
اعتراضات گسترده عمومی نتیجه بخش بود و لوچسکیو تنها چهار روز پس از امضای قرارداد و قبل از ورود به اوکراین، قرارداد خود را فسخ کرد.
سورکیس حاضر به قبول فسخ قرارداد نشد و برای متعاقد کردن لوچسکیو در نامهای به او نوشت: "عواطف برخی از هواداران نمیتواند عامل تعیین کنندهای برای آینده باشگاه باشد."
و به این ترتیب، لوچسکیو قبول کرد تا خود را آماده شروع ماجراجویی غیرقابل تصوری در کیف کند.
لوچسکیو ماه اکتبر به توتواسپرت گفت: "میدانم که اکنون روابطم با هواداران شاختار کاملاً خراب شده است، اما میخواستم دوباره زنده بمانم. فوتبال زندگی من است و یک سال طولانی را در خانه نشسته بودم. من واقعاً دلم برای فوتبال تنگ شده بود و نمیتوانستم چنین پیشنهادی را رد کنم."
درست یک سال قبل، انتقاد تند لوچسکیو از اسطوره باشگاه دینامو، لوبانوفسکی که در سال ۲۰۰۲ درگذشته بود، باعث خشم طرفداران دینامو شده بود.

منبع تصویر، Rex Features
لوچسکیو مدعی بود که رتبه لوبانوفسکی در ردهبندی مجله فرانس فوتبال از بزرگترین مربیان تاریخ اشتباه است. او گفته بود: "من از رتبه لوبانوفسکی بسیار متعجب هستم. وقتی او به خارج از کشورش رفت، هیچ نتیجهای نگرفت."
در این رتبه بندی مربی اوکراینی در رده ششم قرار گرفته بود، در حالی که خود لوچسکیو در رتبه چهل و یکم بود.
اما پس از حضور در کیف، لحن او بسیار تغییر کرده بود. او به محض ورود، با گذاشتن گل پای مجسمه لوبانوفسکی گفت: "خیلی به او احترام میگذارم."
عجیب آنکه، باشگاه تلاش کرد این بازدید را تا آنجا که ممکن است کم اهمیت جلوه دهد. زیرا گمان داشتند این حرکت صادقانه چندان توسط هواداران متعصب پذیرفته نشود.
پیشبینی آنها درست بود و این کار او تأثیری در مخالفت طرفداران نداشت. در جریان اولین مسابقه دینامو در لیگ مقابل المپیک دونتسک که پشت درهای بسته در کیف برگزار شد، هواداران موفق شدند به زمین حمله کنند و به سورکیس و مربی جدیدشان در جریان پیروزی ۱-۴ فحاشی کنند.
حتی پیروزی ۱-۳ در اولین بازی مهم لوچسکیو مقابل شاختار در سوپرجام اوکراین نیز به این ناآرامیها خاتمه نداد و اعتراضات علیه لوچسکیو هر روز ادامه داشت.
لوچسکیو گفت: "به هوارداران متعصب اهمیت نمیدهم. من فقط به بازیکنانم و عملکرد آنها فکر میکنم و به عنوان یک حرفهای، احساسات خود را نشان نمیدهم."
لوچسکیو حتی برای جلوگیری از هرگونه برخوردی با هواداران، تصمیم گرفت در محل تمرین دینامو زندگی کند.
در این فصل از لیگ قهرمانان اروپا، در حالیکه چندان امیدی به صعود دینامو نبود، لوچسکیو توانست دینامو را با عبور از بازیهای مقدماتی مقابل آلکمار و خنت به مرحله گروهی برساند.
اما از طرف دیگر، پس از گذشت سه ماه از این فصل، تیم لوچسکیو در دیدار مقابل شاختار با نتیجه سه بر صفر بازی را واگذار کرد تا خشم و نفرت طرفداران دینامو از او بیشتر از پیش شود.
در هر حال او تمام تلاش خود را میکند تا از گذشته فاصله بگیرد، اما این کار با سابقه طولانیاش در دشمنی با دینامو به نظر غیرممکن میرسد و برای اینکه بتواند قلبهای هواداران را تسخیر کند، مسیری طولانی در پیش دارد.
در اکتبر او با ۷۵ سال سن به مسن ترین مربی تاریخ لیگ قهرمانان تبدیل شد. شاید منفورترین فرد نیز باشد.











