لوکا دانچیچ: ستارهای که از اسلوونی آمد و در لیگ ملی بسکتبال آمریکا میدرخشد

منبع تصویر، Getty Images
لوکا دانچیچ سرش را به آرامی تکان داد، در حالی که ۱۵۰۰۰ تماشاگر حاضر در ورزشگاه رئال مادرید از خوشی منفجر شدند.
به نظر میرسید شوت سه امتیازی بلند و قوسدار او در میانه هوا معلق شده است؛ پرتابی آن قدر بلند که هواداران فرصت پیدا کردند با دهانی باز تعقیبش کنند. این بار هم مثل اکثر دفعات قبلی فرجام توپ چرخیدن داخل حلقه بود.
رقابت بین رئال مادرید و بارسلونا که در دنیای فوتبال به "الکلاسیکو" معروف است، در دنیای بسکتبال هم با همان شدت و هیجان در جریان است.
پرتاب بلند دانچیچ که در آخرین لحظه کوارتر سوم بازی وارد حلقه بارسلونا شد؛ چیزی از زیباییهایی که لیونل مسی و کریستیانو رونالدو در زمین فوتبال خلق میکردند، کم نداشت. این بازیکن ۱۸ ساله همان زمان هم به عنوان خوشآتیهترین بازیکن اروپا شناخته میشد.
رکورد او در آن مسابقه ۱۶ امتیاز، ۶ ریباند و ۷ پاس گل بود؛ عملکردی که در مقایسه با رکوردهای شخصی او چندان چشمگیر نبود. اما مسئله اعتماد به نفس فوقالعاده دانچیچ بود که نشان میداد او خیلی زود اروپا را ترک میکند.
کمتر از یکسال بعد دانچیچ همان لحظات نفسگیر را در انبیای تکرار میکرد. او در اولین فصل حضورش جایزه سال بهترین تازهکار انبیای را همراه با دالاس ماوریکز برد. قبل از توقف رقابتهای این فصل به دلیل شیوع کرونا، رکورد متوسط "تریپل دابل" او ۲۸/۷ امتیاز، ۹/۳ ریباند و ۸/۷ پاس گل داشت که دانچیچ را به یکی از مدعیان تصاحب عنوان ارزشمندترین بازیکن سال تبدیل میکرد؛ در حالی که فقط ۲۱ سال دارد.

منبع تصویر، Getty Images
دانچیچ در هفت سالگی و به هنگام اولین حضورش در مسابقات رسمی بسکتبال نشان داد که استعداد فوقالعادهای دارد. آنهایی که او را میشناختند، شکی نداشتند که روزی در بزرگترین صحنه این ورزش میدرخشد. اما احتمالا آنها هم حدس نمیزدند که چنین اتفاقی اینقدر زود بیفتند.
بسکتبال خیلی زود به بخشی جدانشدنی از زندگی دانچیچ تبدیل شد. پدرش ساشا به طور حرفهای در اسلوونی، صربستان و فرانسه بازی میکرد و پدرخواندهاش، راشو نستروویچ، بازیکن سابق تیمهای سنآنتونیو اسپرز، مینهسوتا تیمبرولوز و تورنتو رپتورز بود.
دانچیچ کوچک احتمالا هنگامی که پدرش بازی میکرد، از پشت حلقه بازی را زیر نظر میگرفت. سال ۲۰۰۷ که ساشا دانچیچ به تیم المپیا پیوست، لوکا هم با تیم زیر ۱۰ سال باشگاه قرارداد امضا کرد. او زیر نظر گرگا برزوویچ، تمرین را شروع کرد، اما این ماجرا چندان طول نکشید.
برزوویچ گفت: "در واقع من فقط ۱۶ دقیقه مربیاش بودم. او خیلی بهتر و قد بلندتر از بچههای همسالش بود. با این که خیلی از بقیه بهتر بود، همیشه بازیکنی در خدمت تیم و یک رهبر بود. معلوم بود که بسکتبال در خونش است."
دانچیچ فردای آن روز سوار قطار شد تا همراه با تیم زیر ۱۲ سال باشگاه راهی مسابقه شود. دو سال بعد زمانی که ۱۲ سال داشت، نام او ورد زبان استعدادیابهای اصلی اروپایی شده بود. او تداوم داشت و خودش را به عنوان بازیکنی مقتدر در تورنمنتهای بسکتبال پایه اسلوونی تثبیت کرده بود. وقتی المپیا او را برای تیمهای زیر ۱۲ یا ۱۳ سال خود انتخاب میکرد، او مقابل بارسلونا، لاتزیو و بینهایت تیم دیگر میدرخشید.
دانچیچ حالا ۱۸۳ سانتیمتر قد داشت و علاوه بر فیزیک خوب، مهارتی مثالزدنی با توپ پیدا کرده بود. او ارکستر تهاجمی تیمش را رهبری میکرد و به رغم لبخندی که همواره به لب داشت، فوقالعاده اهل رقابت و مبارزه بود.
لوژه سیسکو، مدیر آکادمی بسکتبال المپیا که مربی دانچیچ بین ۱۱ تا ۱۳ سالگی بود، میگوید: "تمام حرکات او را که شما الان در انبیای میبینید، ما وقتی در اسلوونی سن و سال کمتری داشت، دیدهایم. طبیعی است که او الان بزرگتر، قویتر و سریعتر شده است، اما استیل و شیوه بازیخوانیاش همانی است که ما در لیوبیانا دیدهایم."
تا آن موقع تعداد زیادی از باشگاههای اروپایی دنبال او افتاده بودند. مونتپاشی سیهنا سراغ المپیا رفت، اما پیشنهادی رسید که قابل رقابت نبود: قرادادی ۵ ساله با رئال مادرید برای دانچیچ ۱۳ ساله.

منبع تصویر، Getty Images
خیلی زود درست مانند اتفاقی که در لیوبیانا افتاده بود، دانچیچ دید که در پایتخت اسپانیا هم مشغول بازی با بچههایی است که از خودش چهار یا پنچ سال بزرگتر هستند. بازی کردن با بچههای بزرگتر در وطن خودش یک چیز بود، اما بازی کردن در ردههای سنی بالاتر، در رئال مادرید که بهترین آکادمی بسکتبال اروپا را دارد، نشان داد که او استعدادی ویژه دارد.
دانچیچ آن موقع هم برای تیم جوانان و هم برای بزرگسالان رئال مادید بازی میکرد. جو آرلوکاس، مهاجم پیشین باشگاه که حالا بازیهای تیم را گزارش میکند، گفت: "یادم هست که پاهای او نسبت به جثهاش خیلی بزرگ بود. آن موقع هرکسی را که میشناختم در مورد او حرف میزد. اما هر سال سه چهار بچه بودند که چشمها را خیره میکردند و سه چهار نفر هم خیلی زود محو میشدند. آن موقع انتظار نداشتم که بعدا چیزهای زیادی در مورد او بشنوم."
نظر آرلوکاس خیلی زود تغییر کرد، به خصوص از زمانی که دانچیچ شروع به بازی برای تیم اصلی کرد: در پایان فصل ۱۵-۲۰۱۴ و زمانی که ۱۶ سال داشت.
آرلوکاس میگوید: "خوب یاد هستم، موقع گرم کردن بود که او یک شوت زد و در ادامه یک ریباند داشت. مدلی که او میتوانست بپرد، در حال پایین آمدن توپ را بگیرد و با یک دست از پشت خودش دریبل بزند را حتی در میان بازیکنان حرفهای هم نمیبینید."
"توپ در دستانش شبیه یویو بود و شیوه جایگیریاش در زمین را من نتیجه دانش بسکتبال او میدانم. البته که او استعداد زیادی دارد ولی موفقیت بدون سخت کار کردن به دست نمیآید. از همان موقع من عاشقش شدم."
ژانویه ۲۰۱۶، سرجیو لئول، ستاره تیم مصدوم بود و در حالی که پابلو لاسو، سرمربی تیم گزینههایی برای پست گارد داشت، تصمیم گرفت دانچیچ را در ترکیب اصلی مقابل زسکا مسکو قرار دهد.
کایل هاینز، مدفع تیم روسی که دو سال به عنوان بهترین بازیکن دفاعی اروپا انتخاب شده بود، خیلی زود متوجه شد که چرا باید به این بازیکن جوان احترام بگذارد.
هاینز میگوید: "کادر مربیان ما او را میشناختند، اما خودم نه. خیلی خوب یادم هست که مربیان ما حین بازی میگفتند، او نمیتواند شوت بزند. قصد شوت زدن هم نمیکند. به خاطر دارم که آنها گفتند ما او را عقب نگه داریم تا مجبور به شوت زدن شود."
این تدبیر کاملا اشتباه بود. فقط کمی از بازی گذشته بود که دانچیچ سه پرتاب متوالی سه امتیازی موفق انجام داد.

منبع تصویر، Getty Images
هاینز گفت: "مردم میگفتند او نمیتواند فلان کار را انجام دهد و دانچیچ بلافاصله پا پیش میگذاشت. رفتار او اصلا شبیه یک پسر ۱۶ ساله نبود. او به تیم فرمان میراند و اعتماد به نفس بالایی داشت. فکر نمیکنم یک پسر ۱۶ ساله بتواند رفتاری مثل او داشته باشد، به خصوص در تیمی مانند رئال مادرید که هر سال مدعی قهرمانی است."
البته تمام این دوران هم به این راحتی نبوده و فشار سنگین روانی روی شانههای بازیکنی تا این حد جوان موجب شد که او حتی یک بار روی نیمکت اشک بریزد.
تابستان ۲۰۱۷ دانچیچ بسکتبال بینالمللی را آغاز کرد و با لباس اسلوونی در تورنمنت "یورو بسکت" حاضر شد. او در مسابقات سال قبل به عنوان ستاره جوان مسابقات انتخاب شده بود.
در مرحله حذفی که در استانبول برگزار شد، او در مرحله یکچهارم ۲۷ امتیاز بدست آورد تا اسلوونی به راحتی مقابل لتونی که کریستاپس پورزینگیس (همبازی کنونی او در دالاس ماوریکز) را در اختیار داشت، پیروز شود. اسلوونی دو روز بعد در نیمهنهایی مقابل اسپانیایی ایستاد که ستارههای انبیای را در ترکیب داشت. او در ۱۸ سالگی با ۱۱ امتیاز، ۱۲ ریباند و ۸ پاس گل نقشی اساسی در پیروزی تیمش داشت.
در دیدار نهایی مقابل صربستان، مصدومیت قوزک موجب شد تا دانچیچ در کوارتر سوم از بازی خارج شود، اما رکورد شکستناپذیری اسلوونی پابرجا ماند. قهرمانی با ۹ برد متوالی با استفاده از یک بازیکن نوجوان یکی از بهترین رکوردهای بسکتبال تاریخ اروپا است.

منبع تصویر، Getty Images
آرلوکاس میگوید: "به نظرم آن مدال طلا به او اعتماد به نفس داد. دوست ندارم از واژه پختگی استفاده کنم چون او آن زمان ۱۸ ساله بود، اما به عنوان یک بازیکن واقعا پخته بود. وقتی برگشت دستش را فشردم و گفتم من دیگر نسبت به تو تردید نخواهم کرد. او همیشه فراتر از پیشبینیها عمل میکرد."
او در همان تابستانی که قهرمان یوروبسکت شد، توانست خودش را به عنوان بازیکن کلیدی رئال مادرید تثبیت کند. رباط صلیبی لئول، پوینت گارد اصلی رئال و ارزشمندترین بازیکن فصل قبل مسابقات در یک تورنمنت پیشفصل مصدوم شد و دانچیچ باید جای خالی او را پر میکرد.
هاینز میگوید: "این تیم او بود و وظیفه داشت که تیم را به دوش بگیرد. او در ۱۸ سالگی رهبر سایر بازیکنان شده بود."
"خیلی وقتها پیش میآمد که تیمها مقابل او به خشونت و بازی فوقالعاده فیزیکی روی میآوردند و فکر میکردند که با یک بچه طرف هستند. اما او جلوی هیچکس کم نمیآورد. اگر کسی او را به چالش میکشید، او هم بلافاصله یک چالش پیش پای حریف میگذاشت. آن سال او کارهایی انجام داد که خیلی از بازیکنان با استعداد قادر به انجامش نبودند. میدانستم هر زمانی و هر جایی که برود، موفق خواهد بود."

منبع تصویر، Getty Images
در پایان فصل دانچیچ، رئال مادرید را به دهمین قهرمانیاش در یورو لیگ رساند و توانست به جوانترین بازیکنی که عنوان ارزشمندترین مجموع مسابقات را بدست آورده، تبدیل شود.
آوریل ۲۰۱۸ درفت انبیای شد و توانست وارد بالاترین عرصه بسکتبال دنیا شود.
هاینز میگوید: "او برنده جایزه سال بهترین تازهکار انبیای شد و دالاس را به عنوان تیمی مناسب برای درخشیدن در اختیار دارد. دانچیچ همین حالا توانسته وارد تیم آلاستار شود، در حالی که فقط ۲۲ سال دارد. پتانسیل او از این هم بیشتر است."
آرلوکاس هم نتیجه میگیرد: "شما بچهای را میبینید که در زمانی خیلی کوتاه میتواند بهترین بازیکن جهان شود. او میتواند تا این حد پیشرفت کند."











