جام ملتهای آسیا؛ ایران حالا لژیونرهای بهتری دارد؟

منبع تصویر، BEHROUZ MEHRI
در تمام سالهای اخیر وقتی بحث قیاس کیفی امروز و دیروز تیم ملی به وجود میآید، یکی از شاخصههای اصلی، کیفیت لژیونرهایی است که در بازههای زمانی مختلف در تیم ملی حضور داشتند. کدام یک در چه مقطع زمانی بیشترین تاثیر مثبت یا منفی را بر عملکرد ایران در تورنمنتهایی مانند جام ملتها گذاشتند و تفاوت آنها با نسل کنونی لژیونرهای ایران چقدر بود؟
نخستین باری که ستارههای فوتبال ایران تصمیم گرفتند راهی لیگهای خارجی شوند به سالهای ابتدایی دهه پنجاه خورشیدی برمیگردد. آن روزها حسن روشن، حسن نظری، ابراهیم قاسمپور، مهدی عسگرخانی و رحیم مهدی زهیوی احتمالا در جستجوی درآمد بیشتر به لیگهای نوپای امارات، کویت و قطر سفر کردند.
به نظر میرسد که اولین بار روزنامه "ابرار ورزشی" در دهه هفتاد خورشیدی به بازیکنانی که به لیگهای اروپایی پیوستند لقب "لژیونر" داد. لژیونر به سربازان روم باستان گفته میشد و ضمن این که (Légionnaire) در زبان فرانسوی به سربازانی گفته میشد که برای نبرد به خارج از خاک این کشور اعزام میشدند. حالا بیش از ۲۳ سال است که بازیکنان شاغل در لیگهای عربی و اروپایی را بسان سربازان فرانسوی میشناسیم.
هرچند که حمید علیدوستی سال ۱۳۶۵ به باشگاه زالرمو آلمان پیوست و تجربه لژیونر شدن را در فضای بیخبری آن روزهای فوتبال ایران تجربه کرد، اما درهای فوتبال اروپا و بخصوص آلمان، پس از جام ملتهای آسیا ۱۹۹۶ به روی فوتبالیستهای ایرانی باز شد.
لژیونرها البته در تاریخ دو دهه اخیر فوتبال ایران هم تاثیرگذار بودهاند. گاهی حضورشان وزنه بوده و گاهی هم بحث برانگیز. نمونه این تضاد را میتوان در جام ملتهای ۲۰۰۰ لبنان و بعد در جام ملتهای ۲۰۰۴ چین دید. در اولی، لژیونرها و عملکردشان، دستاویز نقد حذف تیم ملی به بهانه کم کاریها بود. در دومی اما همان بازیکنانی که محکوم بودند به کمفروشی، ستونهای درخشش تیم برانکو ایوانکوویچ شدند.
نسل طلایی

منبع تصویر، Alexander Hassenstein
بسیاری معتقدند صفت "نسل طلایی" بیش از همه برازنده تیمی است که در سالهای ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ در فوتبال آسیا قدرتنمایی میکرد. نسلی که به اعتقاد شماری با "ناداوری" از قهرمانی جام ملتهای امارات دور ماند و در آخرین روز به جام جهانی فرانسه رسید. آن نسل، معجونی از بهترین بازیکنان باتجربه و بهترین لژیونرهای فوتبال ایران پس از انقلاب بود تا این که آخرین نسل تیم کیروش از راه رسید و دادن این لقب به آن تیم را با تردید روبرو کرد.
علی دایی برجستهترین لژیونر ایران در آن سالهاست. او در جام ملتهای ۱۹۹۶ امارات بازیکن تیم السد قطر بود. تنها لژیونر فوتبال ایران که از دوحه به دبی سفر کرد، هشت گل زد و آقای گل آسیا شد. کلکسیون گلهایش مقابل کره جنوبی فراموش نشدنی است.
جام ملتهای ۲۰۰۰ اما علی دایی از هرتابرلین آلمان به تیم ملی ملحق شد. در مرحله گروهی برای ایران سه گل زد و مهره اصلی صعود ایران بود. اما در بازی حذفی مقابل کره جنوبی، قیچی عجیبش در محوطه شش قدم خودی، موجب حذف ایران شد. این آخرین حضور علی دایی به عنوان لژیونر در جام ملتهای آسیا بود. یک فراز و یک فرود. سال ۲۰۰۴ او با پیراهن پرسپولیس به تیم ملی ایران دعوت شد.
مهدی مهدویکیا دومین ستاره ایران است که دوران ملیاش را با جام ملتهای ۱۹۹۶ آغاز کرد، اما سال ۲۰۰۰ به عنوان لژیونر، از باشگاه هامبورگ به لبنان رفت. او در دور مقدماتی و حذفی، با انتقادهای زیادی روبرو شد. مهدی مهدویکیا یک هفته پس از بازگشت از لبنان با پیراهن هامبورگ مقابل یوونتوس در لیگ قهرمانان اروپا درخشید و این هم آتش نقدها نسبت به عملکرد ضعیف او در لبنان را تیزتر کرد. اما چهار سال بعد، وقتی باز هم او از هامبورگ راهی تیم ملی شد، عملکردی درخشان داشت.
او در جام ملتهای ۲۰۰۴ چین شش پاس گل داد و یکی از مهمترین ارکان موفقیت فوتبال ایران بود. سال ۲۰۰۷ ولی داستان به این خوبی پیش نرفت. این بار مهدی مهدوی کیا از تیم اینتراخت فرانکفورت به تیم ملی آمد. روزنامه "جهان فوتبال" پس از بازی با چین در گزارشی مدعی شد که امیر قلعهنویی سرمربی وقت تیم ملی ایران پس از بازی در رختکن از عملکرد وحید هاشمیان و مهدی مهدویکیا انتقاد کرده و لژیونر بودن این دو بازیکن را به تمسخر گرفته است. با این حال تاثیرگذاری مهدویکیا در جام ملتهای ۲۰۰۴ یکی از برگهای برنده تاریخ لژیونرهای فوتبال ایران به شمار میرود.
علی کریمی چهار بار طعم حضور در جام ملتهای آسیا را چشیده و در دو دوره به عنوان لژیونر حضور داشت. سال ۲۰۰۴ علی کریمی ستاره تیم ملی ایران بود که از باشگاه الاهلی امارات به چین رفت. در آن مسابقات ۵ گل زد، دو پنالتی گرفت، دو پاس گل داد و به صورت مشترک با اعلا هوبیل از بحرین عنوان آقای گلی رقابتها را به دست آورد.
در حقیقت علی کریمی و مهدی مهدویکیا زوج ویرانگر ایران در جام ملتهای چین بودند. اما "جادوگر" فوتبال ایران وقتی سال ۲۰۰۷ از باشگاه بایرن مونیخ به تیم ملی ملحق شد، نتوانست آن درخشش دوره قبل را تکرار کند. نه تنها هیچ دروازهای را باز نکرد که حتی تاثیرگذاری مثبتی هم روی گلهای معدود ایران نداشت.
نسل معما

منبع تصویر، Getty Images
سیاهه لژیونرهایی که طی ادوار اخیر در تیم ملی حضور داشتند کم تعداد نیست. مهرداد میناوند در جام ملتهای ۲۰۰۰ لبنان بازیکن اشتروم گراتس اتریش بود. او هم یکی از ناکامان تیم جلال طالبی شد. درست مانند خداداد عزیزی که از تیم سنخوزه ارثکوئیکز آمریکا به لبنان سفر کرد. خداداد دوره بعد به تیم برانکو ایوانکوویچ دعوت نشد. این ناکامی به نوعی دیگر در سال ۲۰۰۷ گریبان وحید هاشمیان را گرفت که از هانوفر آلمان همراه تیم ملی به جام ملتهای آسیا رفت.
اما آنچه شاید کمتر در خاطر میماند، دو لژیونر ایران در جام ملتهای ۱۹۹۶ امارات است. محمد خاکپور و حمید استیلی از باشگاه گِیلانگ سنگاپور به تیم ملی ملحق شده بودند. هر دو بازیکن، پس از جدایی علی پروین از پرسپولیس رفتند. خاکپور سالها بعد جدایی خود از پرسپولیس و سفر به سنگاپور را "تبعید خودخواسته" نامید. سطح هر دو بازیکن از لیگ سنگاپور بالاتر بود.
اما جواد نکونام، دو روایت مجزا را تجربه کرد. او سال ۲۰۰۴ نه به عنوان لژیونر که از باشگاه پاس تهران به جام ملتهای آسیا رفت. سال ۲۰۰۷ بازیکن اوساسونا بود که همراه تیمی با مربیگری امیر قلعه نویی طعم حذف در یکچهارم نهایی را چشید. سال ۲۰۱۱ باز هم به عنوان بازیکن اوساسونا در جام ملتهای آسیا ناکام ماند. سال ۲۰۱۵ هم البته به عنوان بازیکن استقلال به استرالیا و جام ملتها سفر کرد، نه یک لژیونر. او تنها افتخارش در جام ملتهای آسیا را با پیراهن پاس تهران به دست آورد. باشگاهی که دیگر در فوتبال ایران وجود خارجی ندارد.
نسل وسوسهانگیز

منبع تصویر، Getty Images
کارلوس کیروش در هشت سال اخیر، واضح و مشخص سیاست خود را به بازیکنان فوتبال ایران تفهیم کرده است. او بازیکنانی را میپسندد که خارج از لیگ ایران بازی میکنند. کشور مقصد هم چندان مهم نیست؛ لیگ کرواسی، قطر، لهستان، ترکیه یا آلمان و انگلیس. هرجا، بجز ایران. میان بازیکنانی که او با خود به امارات برده، نام مسعود شجاعی چشمنوازی میکند.
شجاعی با حضور در جام ملتهای آسیا ۲۰۱۵ به جمع بازیکنانی میپیوندد که چهار حضور در این تورنمنت را تجربه کردهاند. مهدی مهدویکیا، جواد نکونام و مسعود شجاعی تنها بازیکنانی هستند که به این موفقیت رسیدهاند.
مسعود شجاعی نخستین بار سال ۲۰۰۷ وقتی بازیکن تیم شارجه امارات بود به جام ملتهای آسیا رسید، ناکام ماند و بازگشت. سپس با پیراهن اوساسونا راهی جام ملتهای ۲۰۱۱ شد که البته انتقادهایی را هم از شیوه بازیاش به همراه داشت. افشین قطبی پس از بازی او را متهم کرده بود که تمایلی برای حضور در زمین به عنوان بازیکن تعویضی نداشت. سال ۲۰۱۵ بازیکن الغرافه قطر بود که با تیم کیروش راهی استرالیا شد و باز هم طعم حذف در یکچهارم نهایی را برای سومین بار چشید. او حالا بازیکن تراکتورسازی تبریز است و کاپیتان تیم ملی ایران.
سعید عزتالهی و علی قلیزاده میتوانستند به ترتیب از باشگاههای ردینگ انگلستان و شارلوای بلژیک مسافران تیم کارلوس کیروش در امارات باشند. اما هر دو به دلیل مصدومیت این مسابقات را از دست دادند. اما تیم ملی فوتبال ایران لبریز از لژیونرهای مورد پسند سرمربی پرتغالی است.
امیر عابدزاده از ماریتیمو پرتغال، رامین رضاییان از الشحانیه قطر، مرتضی پورعلیگنجی از یوپن بلژیک، میلاد محمدی از احمدگروژنی روسیه، امید ابراهیمی از الاهلی قطر، وحید امیری و مجید حسینی از ترابوزان اسپور ترکیه، مهدی طارمی از الغرافه قطر، سامان قدوس از آمیان فرانسه، علیرضا جهانبخش از برایتون انگلیس و سردار آزمون از روبین کازان روسیه لژیونرهای تیم کیروش در امارات خواهند بود.
بحث اینجا است که آیا نسل کنونی لژیونرهای فوتبال ایران در مقایسه با نسلهای گذشته درخشانتر هستند؟ شاید این تنها دورهای از تاریخ فوتبال ایران باشد که تیم ملی با ده لژیونر وارد این مسابقات میشود. گستردگی جغرافیایی این دوره لژیونرهای ایران هم قابل توجه است. از حوزه خلیج فارس تا شرق و مرکز اروپا و حتی انگلستان.
شاید همین، اهرمی برای بالا رفتن منطقی توقعات از تیم ملی هم باشد، هر چند تجربه ادوار گذشته نشان میدهد که حضور لژیونرها، ضامن قطعی موفقیت در جام ملتهای آسیا نیست.











