|
"نجوم بر نگاه فلسفی بشريت تاثير مثبت دارد" | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تصور کنيد شغل شما تحقيق درباره امکان حيات در ديگر سيارات فضا باشد. اين شغل پروفسور فيروز نادری، از مديران سازمان فضائی آمريکاست. او در طول بيست و هشت سال کار در ناسا، مديريت طرح هائی ديگر مانند فرستادن و فرود آوردن سفينه فضا پيما بر خاک کره مريخ را بر عهده داشته است. از فيروز نادری سوال کردم، "در ديگر نقاط فضا زندگی وجود دارد يا نه؟" او توضيح داد که از لحاط آماری اين احتمال وجود دارد اما هنوز نشانه ای از اين امر مشاهده نشده است. از فيروز نادری خواستم که پاسخگوی اين انتقادها باشد که چگونه می توان اختصاص بودجه ای به بزرگی بودجه ناسا را در حالی توجيه کرد که اين پول می تواند به دردهای امروزی بشر برسد. دکتر نادری به کاربردهای نجوم در علم پزشکی و ارتباطات پرداخت و تغييراتی که شناخت فضا می تواند در نگاه بشر به مسائل مورد اختلافش ايجاد کند. يکی از شنوندگان برنامه از دکتر نادری پرسيد که آيا او معتقد به وجود اجرام ناشناخته پرنده است يا نه؟ پاسخ او البته منفی بود. توانائی بشر در ساختن سفينه های فضا پيما و يا مشاهده فعل و انفعالات فضا از ميليونها سال نوری آنسو تر موضوعات ديگر مورد بحث بود. طبعا اين موضوع بحث را به فرضيه های علمی هستی شناسی می کشاند. از اين رو دکتر نادری اشاراتی هم به فرضيه انفجار بزرگ داشت و تلاش فيزيکدانان برای يافتن فرضيه ای فراگيرتر که بتواند تمامی نقاط ابهام در شناخت مبداء جهان هستی را تبيين کند. تا آنجا که به خودش مربوط می شد فيروز نادری از سابقه فعاليتهای علمی اش گفت با اين توضيح که اشتغال او در سازمان ناسا ارتباطی به انقلاب نداشت زيرا به هر حال کاری که او در پی آن بود تنها در آمريکا فراهم است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||