|
آثار نقاشان ایرانی در دبی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نمايشگاهی از آثار نقاشان گروه دنا و شهرزاد اصولی در موزه بگاش شهر دبی که یکی از معتبرترين موزه های امارات است در روز پنجشنبه ۹ نوامبر ماه ۲۰۰۶ با حضور مسوولان فرهنگی و هنری اين شهر گشايش يافت.
اين نمايشگاه با بيش از سی اثر از زنان نقاش ايران: گيزلا وارگاسينايی، فريده لاشايی، معصومه مظفری، شهرزاد اصولی، مريم شيرينلو، پاتريشيا ميلمز و ميترا کاويان شروع به کار کرده و تا ۱۴نوامبر ۲۰۰۶ ادامه خواهد داشت.
لازم به يادآوری است که گروه دنا از سال ۱۳۸۰ با حضور زنان نقاش تشکيل شده و تاکنون ۲۴ نمايشگاه در ايران و کشورهای ايتاليا، اسپانيا، سوييس، مجارستان، هلند، بلژیک، فنلاند، فرانسه، نروژ، چين، دبی و آلمان برگزار کرده است. در همین زمینه گفتگويی داشتیم با خانم شهرزاد اصولی. شهرزاد اصولی نقاشی را در هنرستان هنرهای زيبای دختران ايران (بهزاد) فرا گرفت و پس از اخذ مدرک کارشناسی در دانشکده هنرهای تزئينی در رشته نقاشی به کشور کانادا رفت و سالها در آن کشور مشغول به تدريس بود تا اين که به ايران بازگشت و شهری را که در آن بزرگ شده بود برای زندگی برگزيد. او اينک در شهر زنجان گروهی از بانوان تشکيل داده و خود عهده دار تدريس آنها است.
هفده نمايشگاه خارجی و داخلی حاصل کار گروهی او به همراه ديگر اعضای گروه دنا است و پنج نمايشگاه انفرادی را در نقاط مختلف ايران و جهان برپا کرده است. در نمايشگاهی که به عنوان "تصاوير بی پرده" به همراه چند هنرمند ديگر از گروه دنا در موزه بگاش برپا کرده بود با او به صحبت نشستیم. فکر تاسيس گروه دنا از کجا نشات گرفت و چرا سه نسل متفاوت در این گروه حضور دارند؟ اولين فکرش، فکر خواهر من فرح بود. ايشان فکر کردند که من و ايشان و يکی از دوستانشان خانم گيزلا – که جاری هستند و سال ها است که در ايران زندگی می کنند گروهی سه نفره تشکيل دهيم. بعد ها قرار شد که گروهی بزرگتر باشد و فکر کرديم اگر از سه نسل باشد با سه ديدگاه و سه دنيای متفاوت بهتر است.
انتخاب نقاشان هم به اين شکل بودکه هر کسی سبک جداگانه ای داشته باشد. مثلا تفاوت سبک من با خواهرم خيلی زياد است يا کسی که انتزاعی کار می کند با من، در واقع نگاه دو نسل عقب تر از من است ديدگاهش، جهان بينی اش و همه چيزش به زندگی يک جور ديگر است. مجموعه را اين گونه شکل داديم و خيلی به طور جدی فعاليت می کنيم. همين چند ماه پيش به کشور چين دعوت شديم که من و يکی از هم گروهی هامان رفتيم. دائم در حال برقراری ارتباط هستيم و خيلی هم از گروه مان استقبال می شود.
به رغم اينکه خانم هستيم ولی می رويم و خيلی از نمايشگاه هايمان راضی هستيم و با آنها تبادل نظر هم داريم مثلا ما به کشور فنلاند رفتيم و از آنها دعوت کرديم که به ايران بيايند من سعی می کنم و در کردستان هم گفتم که اگر بتوانمگروهی آماده کنم و به زنجان بيايند کار ی را که ما با گروهمان(دنا) در خارج از ايران انجام می دهيم با اين بچه ها در دور ايران انجام دهيم.
در اين مدت که با گروه دنا همکاری کرده ايد و سه نسل متفاوت را در آنجا ديده ايد چه تفاوتهايی بين نسل اول و سوم و در حتی نسل دوم می بينيد؟ تفاوت خيلی زياد است. شايد بر اثر تجربه و سنمان است که من اين گونه می گويم، من فکر می کنم ما آرام تر هستيم، آدم هايی هستيم که خشم مان به دنيا کمتر است و با مهربانی خيلی چيزها را می بينيم. به نظر من نسل آخری که ما الان با آنها کار ميکنيم عاصی ترند، مشکلات بيشتری دارند و شايد اينها به خاطر لازمه سن شان است. در کارهايشان هم همين احساس وجود دارد. به نظر شما يک نقاش چگونه می تواند همسو و همراه اهداف فرهنگی- هنری جامعه اش حرکت کند؟ با خلق آثار در خور و اشاعه هنر از طريق تدريس بخصوص برای جوانها يک نقاش |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||