|
شب عيد يک بازيگر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مجيد مظفری بازيگر و هنرمند سينما، تئاتر و تلويزيون ايران است که گفته می شود از ميان چهل کار سينمايی اش، سی اثر آن در تاريخ سينمای ايران ثبت شده است. بازی جاودانه او در فيلمهايی چون مسافران و سگ کشی به کارگردانی بهرام بيضايی و همچنين جنگ نفتکشها و کشتی آنجليکا به کارگردانی محمد رضا بزرگ نيا ستودنی است. او که به تازگی برای اجرای نمايش حسن سنتوری به دبی سفر کرده بود، فرصت خوبی را برای من فراهم کرد تا با او گفت و گوی کوتاهی داشته باشم. آقای مظفری چه کار جديدی از شما خواهيم ديد؟ يکی دو کار به من پيشنهاد شده که نتوانستم در آنها بازی کنم. چون اين روزها اينقدر سناريوها بد هستند که آدم رويش نمی شود جلوی دوربين برود. خيلی خوشحال بودم که آقای بيضايی کار جديدی را شروع کردند که متأسفانه در حادثه ای پايشان شکست و کار عقب افتاد. آقای بزرگ نيا هم می خواهند کار جديدی را شروع کنند. البته معلوم نيست ولی امکان دارد من در آن بازی کنم. خودم هم می خواهم کاری را در بهمن ماه در ترکمن صحرا کليد بزنم. چه جالب، در مورد آن بيشتر برايمان توضيح می دهيد؟ در ترکمن صحرا آيين های بسيار زيبايی است که يکی از اين آيين ها اين است که اگر در دهی، روستايی يا شهری خشم طبيعت مثل سيل يا زلزله اتفاق بيفتد، مردم معتقد هستند که آن سال را بايد جشن گرفت؛ جشنی به نام آق قويون. اين جشن وابسته به شخصی است که ۶۳ سال سن داشته باشد؛ بدليل ۶۳ سالگی پيامبر. در اين جشن شما متوجه می شويد که مردم دور هم جمع می شوند، هم پيمان می شوند و مشکلات همديگر را حل می کنند. وقتی جشنی نباشد همه از هم جدا و بی خبرند ولی وقتی جشن می شود با هم جمع می شوند و خيلی از مشکلاتشان حل می شود. اگر آن فرد ۶۳ ساله بضاعت خرج جشن را داشته باشد اين جشن را می گيرد اما اگر نداشته باشد، تمام مردم ده يا روستا جمع می شوند و اين جشن را می گيرند. داستان فيلم سه چهارتا مسأله درهم تنيده شده است. مشکلاتی برای دهی پيش آمده و بعد کسی يادش می افتد که دو سالی است که جشن آق قويون گرفته نشده. سرانجام با جمع شدن مردم يک سری مشکلات حل می شود. پس فيلم به نوعی مستند خواهد بود و به نظر می آيد که رگه های مذهبی و آيينی در داستان آن پررنگ تر باشد. درست است؟ کاملاً.
اجرای نمايش حسن سنتوری در دبی چگونه بود؟ يکی از دلايلی که آمدم و در اين نمايش بازی کردم «ايرونی» بودن آن بود. در هر نمايشی که ريشه در نمايش «ايرونی» داشته باشد، بازی خواهم کرد. در دبی هم که به نظر من شهر ۷۲ ملت است، هنر هنوز کامل جا باز نکرده است و به خصوص تئاترهای ايرانی. خيلی از هموطنان ما اينجا زندگی می کنند و بخاطر همين دبی الآن بازار خوبی برای اجرای تئاترهای ايرانی است. چرا هنر ما وارد اين بازار نشود و از اين سکو برای پرواز استفاده نکند. پيش از اين شوهای کمدی موزيکال از ايرانيان خارج از کشور به دبی آمده است اما تئاتر ايران فقط اينها نيست. من بسيار خوشحال شدم وقتی فهميدم در دبی تئاترهای فنز و اپرای عروسکی رستم و سهراب اجرا شده. ايرانيها در اينجا می توانند دور هم جمع شوند، از تئاتر ايرانی حمايت کنند و با کارهای ماندگار تئاتر ايران آشنا شوند. نبايد اينظور باشد که تنها موزيکالهای کمدی را هنر نمايش «ايرونی» بشناسند. اين فرصتی است که ايرانيان ساکن دبی با تئاترهای جدی و سنتی بيشتر آشنا شوند. اجرای تئاترهای ايرانی در خارج از کشور حرکت پويايی است و اميدوارم در دبی و ساير کشورها ادامه پيدا کند. با حمايت از هنر نمايشی ايرانی از سوی ايرانيان خارج از کشور می توانيم اين هنر را به مرزهای ديگری هم بکشانيم. پيش از اين اجرايی در خارج از کشور داشته ايد؟ قبل از انقلاب در برخی از جشنواره ها و کارگاههای نمايشی شرکت کرده بودم. به نظرتان اجرا در داخل ايران و خارج از آن تفاوتی دارد؟
در اجرای خارج از کشور مسؤوليت ديگری هم حس می شود. اينکه در حين اجرا احساس می کنی تئاتر کشورت را به خارجی ها معرفی می کنی. اين کار را سخت تر می کند. ولی وقتی صداقت در کار باشد و روی صحنه بيايد تماشاگر اين حس را می گيرد و راضی از سالن بيرون می رود. به نظر من يک بازيگر وقتی روی صحنه است کاری می کند که مردم لذت ببرند. آن شب و آن اجرا شب عيد بازيگر است و می تواند به يک شب به ياد ماندنی تبديل شود. و همين باعث می شود که کار تئاتر با سينما تفاوت داشته باشد. دقيقاً. همين حس باعث می شود که تئاتر ارزش پيدا کند. وقتی روی صحنه هستی نفس به نفس تماشاگر جلو می روی و جوابت را می گيری، چيزی که جلوی دوربين نيست. در تئاتر عکس العملها را می گيری و می توانی به عنوان يک آدم زنده با يک آدم زنده ديگر در ارتباط باشی. تئاتر يادآور لذتی است که آن شب در برخورد با تماشاگران برای هنرمند به وجود می آيد. وضعيت تئاتر و سينما در اين سالها در ايران چگونه بوده؟ يکی از مشکلات ما مدون نبودن هيچ چيز در وزارت ارشاد است. در اصل اگر بخواهيم حساب کنيم در هر چهار سال ما يک سال کار می کنيم. می دانيد چرا؟ برای اينکه اگر امسال فيلمبرداری می کنيد، سال بعد پخش می کنيد. يک سال مونده به انتخابات هم صبر می کنيد تا ببينيد که می آيد. يک سال می گذرد تا بفهميم چه می خواهد. دوباره يک سال کار می کنيم، يک سال پخش می کنيم، باز يک سال صبر می کنيم تا ببينيم که می آيد، يک سال می گذرد تا بفهميم چه می خواهد. البته آمارهايی که می دهند که در يک سال ۶۰ تا ۸۰ فيلم ساخته می شود، درست است برای اينکه هنرمند را هر چه بيشتر در منگنه بگذاريد هنرش بيشتر می شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||