|
هالووين، جشن ارواح | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"سلت" ها يا انسان های اوليه غربی، ۲۰۰۰ سال پيش در جايی که امروزه انگلستان، ايرلند و شمال فرانسه است، زندگی می کردند. اونها اول نوامبر، مصادف با دهم آبان را به عنوان سال نو خودشون جشن می گرفتند. چون اين روز حد فاصل فصل گرما و سرما بوده است. برای این مردمان ۳۱ اکتبر شبی بود که مرز بين جهان زنده و عالم مرده ها از بين می رفت و مرده ها به زمين می اومدند. مردم فکر می کردند اومدن ارواح به زمين، به پيشگويی پيشگوها کمک می کنه و البته اين پيشگويی ها برای همه مردم خيلی مهم بود، از آنجایی که اونها را توی زمستان طولانی و سرد، دلگرم و اميدوار نگه می داشت. برای اين مراسم پيشگوها اجاقهای بزرگی درست می کردند، که آنها را مقدس می دونستند. مردم در حالی که لباسهايی از پوست حيوانات می پوشيدن و سر حيوان ها رو روی سرشون می گذاشتن، آتشی درست می کردند و قربانی هايشان را توی اين اجاق ها می سوزاندند. بعدها که رومی ها بر اين سرزمين ها پيروز شدند اين سنت قديمی با دوجشن رومی دیگر ترکيب شد. يکی مراسم عبور مرده و ديگری بزرگداشت خدای درخت ها و ميوه ها. بعد ها با آمدن مسيحيت کشيش ها خواستند تا سنت اين روز را عوض کنند. بنابراين اين روز تبديل شد به روز بزرگداشت ارواح قديسين و شهدا.
در آن زمان اسم اين روز رو All saints day ( روز همه قديسين ) می ناميدند. اين روز کم کم شب شد و قديسين هم به ارواح تبديل شدند. بنابراين اسم اين روز شد ( All hallows eve ) و بعدها کم کم شد هالووين ( Halloween ). بعدها همين مراسم با مهاجرت ايرلندی ها به آمريکا، به اونجا رفت. توی اين جشن برای ترسوندن ارواح خبيس لباس ترسناک می پوشند. اين روزها هالووين بيشتر مال بچه هاست. اونها ماسک های ترسناک و عجيب غريب می زنن و برای گرفتن شيرينی و شکلات به در خونه همسايه ها ميرن. بعضی وقت ها هم قصه های ترسناک برای هم تعريف می کنن. يک داستان ترسناک
"در زمان های قديم می گفتند که پيرزنی بوده که سر تا پا قرمز لباس می پوشيده و قيافه ترسناکی داشته. توی شب ها چشم هايش هم می درخشيده. اين پيرزن در جوانی عاشق پسری بوده. با هم قرار گذاشته بودن که همديگر رو ببينند. اين پسر سر قرار نمياد و اين دختر انقدر دلشکسته ميشه که سالهای سال مدام با لباس قرمز سر قرار می رفته. اما پسر بر نميگرده. در طی ساليان اين عشق تبديل به نفرت ميشه. خلاصه در افسانه ها اومده که اين دختر به يک موجود عجيب غريب تبديل شده بوده که روی خونه ها پرواز می کرده و از روی هر خونه ای که رد ميشده پسر بزرگ اون خانواده مفقود ميشده!" مراسم هالووين، با آتش و در خانه ها رفتن و گرفتن شيرينی و سال نو ما رو به ياد چهارشنبه سوری ميندازه. اگر هاووين شروع انقلاب زمستانيه، چهارشنبه سوری هم انقلاب بهاريه. اين همه شباهت نشون ميده که آدم ها همه يک جوری با هم فاميل هستن! ماجرای قاشق زنی
"شباهت هايی که بين سنت ها و مراسم مختلف کشورها و ملل مختلف در جهان هست کم نيست. از جمله قاشق زنی که در چهارشنبه سوری برگزار ميشه، به يک صورتی در مراسم هالووين هم هست. در اين مراسم بچه ها در خونه ها رو می زنن و ميگن يا يه چيزی بدين يا می ترسونيمتون. يک روايت هست که دخترها در مراسم قاشق زنی بايد چادر به سر می کردن و پنهان می کردن. با زدن قاشق به کاسه سر و صدا ايجاد می کرن تا از صاحبخونه چيزی بگيرن. من می دونم که در برخی مناطق اين مراسم در حال برگزاری هست. حتی توی خونه های قديمی که در سقف اونها يک سوراخ برای هواکش وجود داره، شب ها وقتی افراد خانواده در حال شام خوردن هستن می ديدين که از اون سوراخ يک طناب سفيد مياد پايين و تکون می خورد. بايد توی کاسه ای که از اين طناب آويزان بود چيزی می گذاشتی." | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||