|
حميد رضا صدری، آهنگساز تلويزيون | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حميد رضا صدری يکی از پرکارترين آهنگسازان تلويزيون است که با موسيقی فيلم «رقص در غبار» پا به عرصه سينما گذاشت. کار او در همان اولين تجربه سينمايی مورد توجه قرار گرفته و کانديدای دريافت جايزه از جشنواره فجر شد.
در کارنامه تلويزيونی او کارهای پرشماری در حوزههای مختلف وجود دارد که در اين بين کارهای طنز او بيش از همه به ياد ماندهاند. تحصيلاتتون چيه و در چه رشتهای مدرک گرفتيد؟ سال ۷۳ وارد دانشگاه آزاد شدم،رشتهام موسيقی بود. ۲ سال بيشتر درس نخوندم و به دليل مشکلات مالی درس را رها کردم. . از کی و چطور کار حرفهای موسيقی را آغاز کرديد؟ من موسيقی را از بچگی دوست داشتم ولی به دليل جو مذهبی خانوادهمون نشون داده نمی شد. نمیگم خانواده مخالفت داشتن، ولی تو يه خانواده مذهبی اين جور موارد کمتره. ۱۷ سال بودم که گيتار خريدم، حدود ۴-۵ ماه گيتار میزدم اما چون هيچ کس نبود که بگه گيتار چيه و چه جوريه، حتی من نمیدونستم که گيتار کوک داره، يعنی اگر کسی آکورد «لا دو می لا» میگيره، من فکر میکردم که چند نفر دارن میزنن؛ يکی داره لا میزنه، يکی می و... يعنی من تا اين حد بیسواد بودم. حدود يکی دو سال گيتار زدم. بعد حدود ۲۴-۲۵ سالگی پيانو را به صورت خيلی جدی شروع کردم. اون موقع من وارد داشنگاه شدم. همزان با ورودم به دانشگاه، از طريق يکی از فاميلهای ما، يک نفر اومد به من سفارش کار داد. اون هم به صورتی که فقط قرار بود من اجرا کننده باشم. اما وقتی آکورد را شنيدم، گفتم که اين کار اصلا با سريال ("همهی وصيت من" به کارگردانی خسرو ملکان) جور نيست. که خودم يک ملودی با يک آکورد پيشنهاد کردم و اون شخص هم گفت که خيلی خوبه. بعد اون شخص تموم فيلمها را به من داد و گفت که هرجا که فکر میکنی براش موسيقی بگذار. من خودم زمان گيری کردم و موسيقیهايی ساختم. از اونجا فهمديم که من هم میتونم آهنگ سازی کنم، چون از اولش اصلا تو ذهنم نبود که آهنگ ساز بشم. بعد تصميم گرفتم که خودم آشنا بشم با مثلا تهيهکنندگان يا آهنگ سازان تا بتونم وارد اين وادی بشم.
حميدرضا صدری، يغما گلرويی و اميرحسين مدرس. هر کس که اهل سريال باشه با اين سه اسم آشناست. در مورد اين گروه ۳ نفری توضيح بديد اين يک گروه نيست. ما با هم دوستيم. من با يغما ۱۵ ساله که دوستم - قبل از اينکه يغما کتاب شعرش چاپ بشه - با آقای مدرس هم تقريبا ۴-۵ ساله که همديگه رو میشناسيم. از طرف يکی از دوستان برای خوندن کاری به من معرفی شدن؛ که من صداشون رو شنيدم خيلی خوشم اومد. اولين کاری که به صورت جدی کار کرديم، برای سريال عشق گمشده بود که ترانهاش را يغما گلرويی نوشته بود. اصولا وقتی شعری به من سفارش داده ميشه من اول به يغما زنگ میزنم ولی شده که با شاعرای ديگه هم کار کردم. مواردی بوده که يغما در يک دورهای گرفتار بوده، مثلا يک کاری را انجام نداده - که البته من دلخور شدم - ولی شعر مثل موسيقی هستش؛ بياد و نياد داره. من که نمیتونم به زور بگم که ظرف ۲۴ ساعت يه ترانه بنويس. و کلا از کارای مشترکی که داشتم اصولا راضی بوديم. ولی ديگه قسم نخورديم که همه کارها رو سه نفری انجام بديم. موسيقی فيلم و سريال چه تفاوتی با انواع ديگر موسيقی داره؟ موسيقی فيلم نبايد لايه جدا از فيلم باشه. موسيقی باید به روند ادامه ماجرا کمک کنه آهنگ سازی برای آلبومها را بيشتر دوست داريد يا برای فيلم و سريال؟ برای فيلم و سريال بيشتر دوست دارم. آلبوم هم دوست دارم اما دغدغه اصليم نيست. اما اگر پيشنهاد خيلی خوب بشه قبول میکنم، مثل آلبوم پرنده بی پرنده از رضا يزدانی که تنظيمش با من بود
همونطور که خودتون میدونيد، در ترانه يک سری کلمات ممنوعه وجود داره، آيا برای موسيقی هم همينطوره؟ يعنی مثلاً بگن که اين قسمت از آهنگ مجوز نمیگيره؟ اين ممنوعه همه جا هست. اينجا هم وجود داره اما نه به اون شکل. اگر شما آلبومهايی که تو اين يک ساله مجوز گرفته هيچ فرقی نداره؛ تنها مورد اينه که خواننده زن نداريم. که اون هم بخاطر شرع هستش. در مورد موسيقی من به اون شکل نديدم. يه وقت شنيده بودم که میگفتن ساکسيفون ممنونه - البته هيچ کس به من اعلام نکرده بود؛ فقط گوش به گوش به من رسيده بود - يه زمانی میگفتن که گيتار يه ساز غربی هست و نبايد باشه. به عنوان يک آهنگ ساز، وضعيت موسيقی داخلی را چطور میبينيد؟ بلبشو ! برای اينکه تغييراتی که در سيستمهای مديريتی مثل ارشاد پيش مياد، هر دفعه چيزايی که الان قانون هست، ممکنه بعدا قانون نباشه! البته به نظر من همه دارن کاريی که میخوان میکنن. آهنگ سازان و خوانندهها؛ نمونهاش هم آلبومهای مجازی هست که اومده بيرون ولی به نظر من قانون بندی مشخصی نداره. اما چيزی که در اين ۱۰ ساله مشخص شده اينه که اصولا موسيقی مقولهای نيست که وزارت ارشاد و حکومت از طريق موسيقی يک سری محدوديتهايی را اعمال کنه. نمونهاش هم آلبوم بنيامين که مجوز هم گرفته.
شما هم آهنگ ساز هستيد و هم تنظيم کننده. به نظر شما کار کدوم آسونتره؟ آسونتری نداره؛ اما شايد آهنگ سازی آسونتر باشه. چون آهنگ سازی چيزيه که به وجود و روح آدم بستگی داره. خيلی تحصصی نيست. يعنی بدون داشتن تخصص بالا، ميشه يک آهنگی را ساخت. ولی تنظيم کننده بايد ارکست بشناسه، ملودی بشناسه و بدونه که برای يک ملودی چه جوری بنويسه و تنظيم کنه. اصولا تنظيم بسيار سختتره. چون آهنگ سازی چيزيه که امکان داره بداهه و در يک لحظه بياد. و کدوم کار اصلی را انجام میده؟ بدون همديگه هيچ کدوم هيچی نيستن. تقريبا ميشه گفت ۵۰-۵۰. شما بهترين ملودی را داشته باشی ولی بدترين تنظيم رو داشته باشی هيچی نيست. اما تنظيم میتونه خيلی از عيبهای ملودی را بپوشونه. اما اين قضيه خيلی نسبی هستش. خودتون کدوم را بيشتر دوست داريد؟ من هر دو را دوست دارم
شايد بعضی از خوانندگان، هنوز فرق بين آهنگ ساز و تنظيم کننده را ندون. ميشه در اين مورد هم توضيح بديد که فرق بين آهنگ ساز و تنظيم کننده چيه؟ آهنگ ساز به کسی میگن که بتونه يک خط ملودی را بنويسه؛ که همون چيزی هست که بعضی وقتا آدم با خودش زمزمه میکنه! به اين میگن آهنگ ساز و نه بيشتر. البته ممکنه که آهنگ ساز يک آکوردی را هم براش بگه. تنظيم کننده به کسی میگن که اون ملودی را برای سازهای مختلف پالايش و آناليز میکنه. مثلا ميشه فرض کرد که ملودی قلب يک آدمه که اگر به تنهايی يک قلب داشته باشی - حتی اگر اين قلب تپش داشته باشه - به هيچ دردی نمیخوره. تنظيم کننده به کسی میگن که برای اين قلب يک کاراکتر آدم بسازه و خلق کنه تا اين قلب تو اون وجود داشته باشه و تبديل به يک آدم بشه. آيا خواننده هم بايد با موسيقی آشنا باشه؟ يقينا اگر آشنا باشه خيلی بهتر میخونه.
حداقل آشنايی خواننده با موسيقی بايد چقدر باشه؟ حداقل آشناييش هم بايد يک سازی را مثل پيانو يا گيتار بلد باشه به صورت آماتور بزنه. تا آکوردها رو بلد باشه و بدونه که هر آکوردی چه فواصلی منطقی هست. که متاسفانه معمولا خوانندهها اينجوری نيستند. مگر اينکه دورههای آواز گذرونده باشن. آيا به اون چيزی که میخواستيد - در موسيقی - رسيديد؟ من نمیدونستم که چی میخواستم. من يه زمانی - قبل از دوره آهنگ سازی - میخواستم پيانيست بشم که به اون نرسيدم. من دوست داشتم که با موسيقی زندگی کنم که زندگی کردم و زندگی میکنم! و با اينکه زياد کار کردم از موسيقی زده نشدم. اما به اون چيزی رسيدم که اگر موسيقی را از من بگيرن هيچی ندارم. بهترين کاری که ساختيد کدوم کار بوده؟ رقص در غبار. شايد موسيقیهايی ساخته باشم که از لحاظ قوت و ساخت قوی بود ولی رقص در غبار رو چون خود فيلم رو هم دوست داشتم به نظرم خيلی با فيلم جور شده بود. خودتون کدوم سبک از موسيقی را دوست داريد؟ در سن ۱۹-۲۰ سالگی هوی متال خيلی دوست داشتم. البته هوی متال اون زمان! گروههای راک قديمی گروه ۷۰ اما دورهی بعد شروع کردم موسيقی کلاسيک گوش کردن. اما هنوز راک رو بيشتر دوست دارم. بعد از راک، کلاسيک قرن ۱۷-۱۸ رو دوست دارم.
درباره آخرين کارهايی که انجام دادهايد، توضيحی میديد؟ آخرين کارها سريال نرگس بود که تموم شد و اولين شب آرامش که الان روی آنتن هست که اين هم داره تموم ميشه. و يه سری کار برای گروه کودک شبکه اول. الان پروژهی بزرگ ندارم که بخوام راجع بهش حرف بزنم. بزرگترين آرزوتون چيه؟ بزرگترين آرزوی من اينه که در تهران - و کلا در ايران - صفی را ببنيم که کس جا نمیزنه و از کسی جلو نمیزنه!!! اون روز تهران ميشه بهشت. روزی که همه مردم به هم احترام میذارن. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||