|
ميناوند، فوتباليست قرمز رنگ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بعد از بازی ايران و کره جنوبی، با مهرداد ميناوند قرار مصاحبه ای داشتم و خدا و خدا می کردم که بازی را ببريم يا حداقل مساوی کنيم تا روی فضای مصاحبه اثر نگذارد. مهراداد ميناوند از اولين فوتباليستهايی است که کار خوانندگی را شروع کرده و آلبوم او با نام «تک ستاره» تا چند ماه ديگر به بازار خواهد آمد.
او بازيکن جوان و پر شوری است که به قول خودش چون در سن هفده سالگی به تيم ملی آمد همه فکر می کنند که سنش برای بازی بالا رفته. او برای مربيگری و انتقال تجربياتش به نسل نوجوان و جوان برنامه هايی دارد. ضمن معرفی خودتان برای خوانندگان، بگوييد الآن مشغول چه کاری هستيد. ابتدا بگويم که بسيار خوشحالم که با بی. بی. سی فارسی مصاحبه می کنم. من هميشه اخبار و مطالب سايت را دنبال می کنم. زمانيکه در اتريش هم بودم با بچه های بی. بی. سی در ارتباط بودم. من مهرداد ميناوند هستم، متولد ۳۰/۱۱/۱۹۷۵ يا ۹/۹/۱۳۵۴. تقريباً يک سالی است که بنا به دلايلی بازی نمی کنم ولی از نيم فصل دوم صد در صد دوباره بازی خواهم کرد. يک مشکل قديمی پا هم داشتم که آن هم برطرف شد. البته دليل اصلی اش اين است که سه چهار تا کار هنری هم داشتم. مثلاً آخرين آهنگی که کار کردم به تازگی تمام شده و اولين آلبومم در دست تهيه است. همچنين به من بازی در يک سريال تلويزيونی پيشنهاد شده که خب تغيير قيافه دادم و در مراحل اوليه تست گريم هستم. پس می خواهيد کار تصويری هم انجام دهيد؟ زمانيکه روی کليپم برای جام جهانی کار می کردم، احساس کردم می توانم جلوی دوربين و بصورت تصويری هم فعال باشم. علاوه بر اين من رفاقت ديرينه ای با بسياری از هنرمندان تلويزيون و سينما دارم. پرويز پرستويی و جواد رضويان دوستان صميمی من هستند.
کار صدا را چطور شروع کرديد؟ هميشه دوستانم می گفتند که صدايم خوب است، من هم به خودم قبولاندم. اما هميشه خواسته ام اين بود که قوی کار کنم. در اتريش که بودم فرصت پيدا کردم تا بيشتر روی سولفژ صدا کار کنم. يعنی بطور حرفه ای کارم را آن زمان شروع کردم. و اولين آهنگ و کليپتان؟ چهار سال پيش آهنگی را در مورد مادر خواندم با نام «تک ستاره». آن زمان کليپم به عنوان بهترين کليپ شناخته شد که واقعاً کار تصويری جالبی داشت. اين آهنگ را برای مادرم خواندم که هميشه تک ستاره من است. اين آهنگ با استقبال خوبی مواجه شد و من تلاش کردم دانش موسيقايی ام را بالا ببرم. در مورد آهنگی که برای جام جهانی با نيما نکيسا و پژمان جمشيدی خوانديد، هم می گوييد؟ ما سه نفر که در تيم ملی حضور نداشتيم، تصميم گرفتيم به بچه ها با زبان آهنگ بگوييم که هرچند در تيم ملی نيستيم اما دلمان با شماست. اين کار که کارگردانی کليپش را سامان مقدم بر عهده داشت، ميان هشت آهنگی که برای جام جهانی تهيه شده بود، از بهترين ها بود. اين کار از دلمان برآمد و بر دل مردم و بچه های تيم ملی هم نشست. آخرين آهنگی که کار کرديد در آلبومتان منتشر می شود؟ بله. اين روزها در دبی آهنگی در دست تهيه دارم که يک کار وطنی است و مضمون اصلی آن غرور ملی ايرانی است، که اميدوارم موفق بوده باشم. آلبومم هم با نام «تک ستاره» در سه چهار ماه آينده بيرون می آيد. البته موازی کارهای صدا، ويدئو موزيکهايی هم برای آهنگهايم توليد شده که کار را قوی تر کرده است.
برگرديم به فوتبال. شما در بسياری از مصاحبه هايتان گفته ايد که روی پرسپوليس تعصب خاصی داريد، هنوز هم اين تعصب را داريد؟ من عاشق پرسپوليس هستم. من واقعاً پرسپوليس را مثل بچه ام دوست دارم. به رنگ قرمز و تيم عشق می ورزم چون هرچه دارم از اين تيم است. اگر به تيم ملی رسيدم، اگر توانستم به اروپا بروم و افتخاراتی را برای خودم کسب کنم، اگر توانستم جلوی تيمهای منچستر يونايتد، رئال مادريد و والنسيا بازی کنم همه به تيم پرسپوليس بر میگردد. من هميشه خودم را نماينده تيم پرسپوليس می دانم و از آرزوهايم اين است که حتی يک فصل هم که شده برای پرسپوليس بازی کنم. اين را در توان خودم می بينم. روزنامه گلف نيوز چاپ امارات به تازگی گزارشی از بازيکنان ايرانی در ليگ امارات چاپ کرده و نام شما را جزو اولين بازيکنان ايرانی آورده که در تيمهای اماراتی بازی کرده است. آمدنتان را از اروپا به امارات را چطور می بينيد؟ من و علی دايی از اروپا به امارات (دبی) آمديم. آمدن من از اروپا به دبی - هرچند برای تيمی که در آن بازی میکردم ارزش بسياری قائلم – عقب گرد بزرگی بود. من می توانستم از ايران به اينجا بيايم و بعد از امارات به اروپا می رفتم. ولی من مستقيم از ايران به اروپا رفتم و باز دوباره به آسيا برگشتم. اين عقب گرد و شايد اشتباه به خاطر واسطه ها و دلالها بود. در فوتبال خيلی مهم است که بازيکن مدير برنامه حرفه ای داشته باشد. مديری که نوک دماغش را نبيند، فقط يک قدم جلو تر را نبيدند. مدير برنامه بايد روی بازيکن سرمايه گذاری کند که بتواند او را به تيمهای بهتری ببرد. مشکل فوتبال ما هميشه اين واسطه ها بودند. متأسفانه واسطه هايی هم که سر راه من قرار گرفتند به فکر جيبشان بيشتر بودند تا خود من. هدفشان کوتاه مدت بود که فقط پولی بدست بياورند. فوتباليستها از اين واسطه ها ضربه می خورند. فوتبال امروز ايران را با توجه به مربيگری امير قلعه نويی چگونه می بينيد؟ امير قلعه نويی سه سال مربی تيم استقلال بوده، با اينکه من پرسپوليسی هستم اما برای او احترام خاصی قائلم. بعد از جام جهانی کمترين کاری که فدراسيون می توانست انجام بده همين بود که مربی خارجی را کنار بگذاره و از مربی های داخلی استفاده کند. امير قلعه نويی توانايی های بسياری دارد و می تواند بهتر از اينها عمل کند ولی بايد به او زمان داد. در اين سالها مربی ها، رئيس فدراسيون و رؤسای باشگاهها بارها عوض شدند و اين امنيت شغلی را در اين حرفه کم می کند. هميشه برای اينها ترس از اين هست که با اولين باخت عوض شوند.
از طرف ديگر فوتبال در ايران از پايه با مشکلات بسياری مواجه است. فوتبال ايران پتانسيل اين را دارد که در دنيا بدرخشد ولی به نظر من بی نظمی، کمبود امکانات و بوجود آمدن شبکه های واسطه ای مشکل اصلی فوتبال است. چيزی که من را هميشه ناراحت می کند امکانات کم در ايران است. من چهار سال در اروپا بازی کردم، در امارات هم بازی کردم. در اروپا برای زندگی بازيکن همه چيز برنامه ريزی می شود، حتی کوچکترين و جزيی ترين مسايل. در ايران متأسفانه هميشه حاشيه فوتبال هدف اصلی قرار می گيرد. حاشيه ها هم تيشه می زنند به ريشه. به نظر شما بازيکنانی که در اروپا بازی کرده اند و به قول شما طمع نظم و امکانات را چشيده اند، در تيم ملی بی انگيزه نمی شوند؟ نه، اين بی انگيزگی نيست. در فوتبال امروز ما هنوز خيلی ها هستند که قديمی فکر می کنند و برای نسلهای گذشته هستند. به روز فکر نمی کنند و به افراد اعتماد. اما در فوتبال اروپا مثلاً کلينزمن تنها کسی است که کلاسهای مربيگری را هم نگذرانده بود اما تيم ملی آلمان را به او سپردند و او توانست اين تيم را متحول کند. دنبال مربيگری نيستيد؟ اتفاقاً چرا. سه ماه ديگر در سوئيس می خواهم دوره مربيگری بگذرانم. دوست دارم دانش مربيگری را با تجربياتی که حاصل اين چند سال بوده است را به ديگران منتقل کنم. بهترين گلی که زديد و خيلی دوستش داريد کدام بوده؟ من بيشتر گل ساز بودم. در آرشيو گلهای علی دايی من هم نقش داشتم و به او در بسياری از گلهايی که زده پاس دادم. ولی گلی که به تايلند در جام ملتهای آسيا زدم و گلی که در ابوظبی به امارات زدم را بهترين گلهايم می دانم. کجا زندگی می کنيد؟ در اتريش با همسرم که ايرانی الاصل هستند ازدواج کردم که حاصل آن پسری چهار ساله به نام آريا است. به همين خاطر در اتريش زندگی دارم. الآن برای آرامش بيشتر و انجام کارهای هنری ام مدتی است در دبی هستم. در ايران و آمريکا هم زندگی می کنم. من تنوع را دوست دارم و نمی توانم يکجا زندگی کنم. به قول معروف يک جا بند نمی شوم. الآن مهرداد ميناوند چه آرزويی دارد؟ من ايران را با تمام وجودم دوست دارم و آرزو دارم يک روزی بتوانم تجربياتی که دارم را با هزينه خودم به نوجوانان و جوانان منتقل کنم. آنها را تربيت کنم و به سمت تيم ملی راهنمايی اشان کنم. کار جالبی را نيز با يک شرکت تبليغاتی شروع کردم که با استفاده از تجربياتی که دارم بتوانيم کمپهای تمرين فوتبال را در جزيره کيش راه اندازی کنيم تا در فصلهايی که در اروپا هوا سرد می شود بازيکنان بتوانند در گرمای کيش تمرينات خودشان را ادامه دهند. اميدواريم که اين فرصت برای شما و تمام بازيکنان با تجربه ايران فراهم شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||