|
دایره بسته خشونت | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سهیل پارسا، کارگردان موفق تئاتر در تورنتو، اخیرا نمایش "بازجویی" نوشته محمد رحمانیان را در جشنواره تئاتر "کارهای تابستانی" به روی صحنه برد. کار او یک بار دیگر با اقبال منتقدان کانادایی روبرو شد. پارسا هم اکنون برای تدریس و اجرای نمایش به بوسنی هرزه گوین، یونان و کلمبیا سفر کرده است. بعد از اجرای "بازجویی" با او گفت و گویی داشتم که می خوانید.
چرا نمایش "بازجویی"؟ من کارهای محمد رحمانیان را دوست دارم اما در میان آنها از این یکی خیلی خوشم آمد. اتفاقا برای همه هم عجیب بود چون سبک کار من فیزیکی و بصری است، ولی کارهای آقای رحمانیان به صدا و نور توجه زیادی دارد. در حالی که این کار خیلی ساده است. فقط دو شخصیت دارد و یک صندلی. اتفاقا من از همین سادگی خوشم آمد. در درون این آدم ها کلی حرکت و رقص وجود دارد. اگر توجه کنید کار پر از ریتم است. اما ریتم درونی است. از طرفی دیگر این نمایشنامه برای جشنواره "کارهای تابستانی"خیلی مناسب بود چون در این جشنواره کار باید زیر 50 دقیقه باشد و عوامل نور و صدا هم باید حداقل باشد تا صحنه در عرض 15 دقیقه برای کار بعدی آماده شود.
قصه درباره دو انقلابی الجزایری است که بعد از پیروزی انقلاب، متهم به قتل شده و به زندان رفته اند. این شخصیت ها را چگونه دیدید؟ دو شخصیت متفاوت هستند. نعیم اختلالات روانی دارد و همین او را طعمه خوبی برای انقلابیون کرده است. او کلماتی را به شکل طوطی وار تکرار می کند: انقلاب، استعمار، امپریالیسم. وقتی از او معنی امپریالیسم را می پرسند نمی فهمد و فحش می دهد. معصومیت او برای من خیلی جذاب است. او دختری که دوست داشت را فقط به این دلیل که فرانسوی بود می کشد. آن هم در لحظه ای که به او گفته او را دوست دارد. . صفیه داستان دیگری دارد. او مهندس و فیزیکدان است، بمب های صوتی درست کرده و مدارس فرانسوی ها را به هوا فرستاده است. او به زندان فرانسوی ها رفته، توسط آنها شکنجه شده و بکارتش را در زندان از دست داده است. آن هم توسط یک بطری. صفیه این همه آدم کشته و کار انقلابی کرده و حالا بعد از انقلاب دچار یک پوچی شده چون می بیند که چیزی تغییر نکرده است. از طرف دیگر او به عنوان یک دختر مسلمان الجزایری با مسائل دیگری هم روبرو است. مادر می خواهد او را شوهر دهد و واستگارها دختر باکره می خواهند. او با عدم درک اجتماع روبرو است. این داستان تنهایی صفیه است. او نمی تواند به مادرش بگوید که شکنجه شده است. عدم درک اجتماع و خانواده او را به جنون می کشاند و سرانجام مادرش را می کشد. نگاه شما به این قصه چیست؟ از نظر من هر نوع خشونتی بد است و توجیه پذیر نیست. مهاتما گاندی خشونت را رد می کند و می تواند انگلیسی های استعمارگر را از هند بیرون می کند. ایران و الجزایر هم انقلاب کردند. حالا ببینید که این دو کشور در کجا قرار دارند و هند در کجاست. هند یک جامعه دموکرات است در حالی که ایران و الجزایر هنوز با خشونت درگیر هستند. این نمایش ضد خشونت و جنگ است. ما یک پسر و یک دختر معصوم را می بینیم که چطور قربانی این خشونت شده اند. کسانی که از نعیم و صفیه سئوال می کنند کی هستند؟ هویت آنها چیست؟ آنها انقلابیون، روانشناسان، و تحصیلکرده های طرفدار انقلاب هستند که می خواهند بدانند چه بلایی بر سر بچه هایشان آمده است. اینها می بینند که انقلاب تمام شده اما خشونت ادامه دارند.
پس این نمایش انقلابیون را قربانیان انقلاب نشان می دهد. به نظر من این نمایش دایره بسته خشونت را نشان می دهد. صفیه اگر فکر می کرد که بمب هایی که گذاشته و آدم هایی که کشته کار موفقی بوده، الان به جنون نمی رسید. بدترین کار این است که با زیباترین ایده آل های انسانی و انقلابی بروی آدم بکشی. یا الان چرا مردم در غرب فکر می کنند که همه مسلمان ها تروریست هستند؟ یا چرا عرب ها فکر می کنند که همه یهودی ها صهیونیست هستند؟ زیبایی کار در این است که به تماشاگر اجازه می دهد که فکر کند و ابعاد دیگری را در آن ببیند. کار شما به عنوان یک کارگردان ایرانی، چه حرفی برای جامعه کانادا دارد؟ بعد از دیدن کار خیلی از تماشاگران پیش من آمدند و گفتند که داستان چقدر شبیه فلسطین بود. یک دختر و پسر اسرائیلی و فلسطینی ممکن است که همدیگر را دوست داشته باشند اما این کار برای آنها ممنوع است. این که این نمایش توسط نویسنده و کارگردان ایرانی نوشته و اجرا شده و در عین حال ضد خشونت است، برای تماشاگر کانادایی جالب است. تماشاگری که منبعهای خبریشان محدود است، برایشان عجیب بودکه یک نمایش نویس ایرانی چقدر انسانی فکر می کند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||