محمد حامد زينلی
|  |
بيش از ششصد سال پيش، وقتی ابن بطوطه جهانگرد، سفر تاريخی اش را آغاز کرد، هيچ کس و نه خود او فکرش را هم نمی کرد که روزی در ميان بيابانهای خشک دبی، در امارات عربی، ساختمان بزرگ و وسيعی بسازند و به نام او کنند. شبها و روزها، در فاصله ای نه چندان نزديک از شهر دبی، بنای معمارانه ای ساخته شده و شب و روز ميزبان مردمی است که برای خريد و گشت و گذار از يکی از وروديهای زيبای آن، پا در مسير يکی از سفرهای پرماجرای تاريخ می گذارند. نام اين مجموعه مرکز خريد ابن بطوطه است.
 | نقاشی بر روی سقف صحن آندولس سرپوشيده است ولی با نقاشی آسمان روی سقفش و چراغهای کوچکی که مثل ستاره های دم غروب سوسو می زنند و نسيم خنکی که از سيستم تهويه می وزد، فضای بسته را از ياد رهگذران می برد. |
نمای بيرونی مجموعه چندان مجلل و باشکوه نيست، هر چند که بزرگی و سبک طراحی نمای آن صميمی و آشنا است. از هر يک از وروديها که وارد می شوی، انگار که پا به شهر جديدی گذاشته ای که در سالهای دور، در مسير سفر يک جهانگرد بوده. کل مجموعه شامل يک زنجيره از شش کشور است که ابن بطوطه، جهانگرد مغربی، از سال ۱۳۲۵ ميلادی سفر به آنها را شروع کرده. آندولس، تونس، مصر، ايران، هند و چين، به سبک بازارهای سنتی در امتداد هم، با دالانهايی که پيوند ميان اين کشورها است، به هم وصل شده اند. از هر کدام از دالانها که عبور می کنی، به صحن اصلی يکی از اين سزرمينها می رسی.
در راست و چپ مسير اين بازار، مغازه ها مثل همه مراکز خريد ديگر، در کنار هم هستند ولی همه مغازه های مدرن در چارچوبی از طراحی سنتی جاگرفته اند. اين طراحی ها همگی برگرفته از نمادهای رايج در معماری همان کشور يا منطقه خاصی است که از قضا، ابن بطوطه هم به آنجا سفر کرده.  | ورودی ها از هر يک از وروديهای ابن بطوطه که وارد می شوی، انگار پا به شهر جديدی گذاشته ای که در سالهای دور، در مسير سفر يک جهانگرد بوده. |
بايد گفت که صحنهای اصلی هر کدام، از ديد مردم به يک ويژگی معروفند. مثلا صحن چين، سالن بزرگی است با سقفی بلند با آن کشتی چوبی بزرگ و بادبانهايش که روی يک صخره قرار گرفته و ورودی سينما که مثل دروازه معابد چينی است. صحن آندولس، مثل بازارهای قديمی، تنگ و باريک است، با مغازه های سر نبش دوراهی.
قسمت آندولس و تونس، مثل بقيه جاهای ساختمان، سرپوشيده است، ولی با نقاشی آسمان روی سقفش، با رنگ آبی آسمانی و چراغهای کوچکی که بر سقف مثل ستاره های دم غروب سوسو می زنند و نسيم خنکی که از سيستم تهويه می وزد و شبيه نسيم سواحل اسپانيا است، فضای بسته را از ياد رهگذران می برد. وقتی می خواهی به صحن تونس وارد شوی، ابن بطوطه را هم می بينی که برای خودش بال ساخته و در هوا معلق است.
اما در بلاد پرشيا يا صحن ايران، ديوارها و سقف کاشی کاری شده است. طرح کاشيهای ايرانی، الهامی از بناهای تاريخی اصفهان است که بر ديوارهای آجری نقش زده شده. گنبد ايران هم طرحی است از گنبد مسجد شيخ لطف الله. مهندس معماری که در پروژه ساخت ابن بطوطه همکاری کرده می گويد، الگوی کاشی کاری گنبد با کامپيوتر طراحی و بازسازی شده و با همه آن محاسباتی که برای مقياس بندی آن انجام شد، کار خيلی دشواری بوده.
طرح را يک بار تکه تکه چاپ کردند و روی زمين چيدند، بعد همه الگو را روی سقف گنبدی پياده کردند. جالب نيست؟ طرح کاشيکاريها چاپی است در حالی که در آن دوران طلايی ايران، همه اين کارهای سخت، با کاشی و دست معمار روی سقفها و ديوارها ساخته شده. در صحن هند هم، ديوارها و سقف با سفيد تاج محلی رنگ شده و پيکره فيل و فيل بان، در ميانه صحن، جای خوبی برای گرفتن عکس يادگاری است.
ايستگاههای کوچکی در مسير هستند که می توانی توقفی کنی و مسير واقعی سفر ابن بطوطه را روی مانيتور مرور کنی. ابن بطوطه در رشته حقوق تحصيل کرد اما برای کسب دانش بيشتر و ديدن مردم و سرزمينهای ناديده، تصميم به سفر بزرگی گرفت که حدود سی سال طول کشيد.
او در اين سالها مشغول گشت و گذار در نيمکره شرقی بود و از شهرهای زيادی گذشت. سفر پرماجرايی که او شروع کرد از مکه آغاز شد و در طول سفر، مسير جاده ابريشم را هم طی کرد. شش کشوری که در مجموعه ابن بطوطه ساخته شده، نماينده مناطق اصلی است که او از آنها گذر کرده و در خاطراتش از آنها ياد کرده است.
به هر حال، مردم اينجا از همه طرف در گذرند و به خريد و تماشا مشغولند و شايد بيشتر آدمهايی که در شهر، در خانه نشسته اند يا در خيابانها می روند و می آيند، خبر ندارند از اين همه آدمی که در شهر نيستند و وسط بيابان و شنهای داغ، دارند با فيلی عکس می گيرند، در يک بازار چينی به سينما می روند يا زير گنبد مينای ايرانی قهوه می نوشند. |