|
ترانه سياسی از مشروطه تا بعدا... | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عبدالحسین مختاباد یکی از چهره های شناخته شده موسیقی ایرانی بین ایرانی های لندنه. مختاباد سالهای ساله که در لندن در رشته موسیقی تحصیل می کنه ( با اینکه در رشته خودش استاده) ولی در سالهای اقامتش در لندن چند آلبوم ساخته و ضبط کرده. یکی از کارهای مشخص مختاباد، آلبوم " بهشت من"، آمیزشی است از دف و پیانو و آواز.
اخیرا مختاباد نامه سرگشاده ای خطاب به محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران، درباره وضعیت موسیقی ایران نوشته و پیشنهاداتی را در جهت بهبود آن ارائه کرد. روز سه شنبه 11 ژوئیه کنسرت پایان نامه او در لندن خواهد بود که نگاهی است به موسیقی سیاسی ایران از مشروطه تا امروز. آقای سيد عبدالحسين مختاباد. ميدونم خبر خوبی برای جمعيت هنردوست لندن داريد و اينه که قراره به زودی يک کنسرت، اون هم از نوع اصيل اجرا کنيد. يکی از کارهای شما به وسيله دف و پيانو اجرا شده که شما حدود يک سال پيش کرديد. درباره اش برامون توضيح ميديد؟ بله. نام اين اثر "بهشت من" است. برخی از اين آهنگها رو من خودم ساختم و برخی هم بازسازی آهنگ های قديمی مرحوم "بنان". اين اثر تقريباً آميزشی است از موسيقی اصيل ايرانی با پيانو. من هميشه پيانوی ايرانی رو دوست داشتم. دوست من هم آقای احتشامی از نوازنده های خوب پيانوست که اين کار رو اجرا کردند. اين کار رو در کجا ضبط کردين؟ در تهران. اتفاقاً من کار شما رو در سالهای گذشته دنبال می کردم و چند تا از کنسرت های شما رو هم در لندن رفتم. به نظر من اون چيزی که کار شما رو قشنگ می کنه نوگرايی و در عين حال نواختن موسيقی اصيله. يعنی محتوای اصالت رو داره اما هضم اون راحت تره. مردم ميتونند بشينند و با لبخند به موسيقی شما گوش کنند. برعکس موسيقی های سنتی ديگه که خواننده ها دوست دارند مردم بشينن، حرف نزنند، اخم کنند و به موسيقی گوش کنند! طبيعتاً هر موسيقيدان رنگ، بو و طعم خودش رو در موسيقيش خلق ميکنه. ايده من هم اينه که موسيقی ايرانی يک موسيقی شاد و زنده هست. هر چيزی که ريشه در سنت ايرانی داره شادی و شادکامی ازش ميباره. لذا پناه بردن به غم و اندوه در موسيقی فضای خوبی نيست. من يادم نميره استاد آغازم آقای "عظيمی" از مرحوم "آذر" نقل می کرد که "ما ايرانی ها غم هايمان را هم با غرور بيان می کنيم".
شما خارج از کشور با چه گروهی کار می کنيد؟ قبلاً با گروه "هم نوا" اجرا داشتيم. اين بار به خاطر اينکه اين اجرا پايان نامه دکترای من هست، به اجبار نميتونم از موسيقيدانان زيادی استفاده بکنم. اين برنامه يک کنسرت خداحافظی است با دانشگاه. پايان نامه دکترای شما درباره چيه؟ در مورد موسيقی معاصر هنری ايران. افت و خيزهايی که موسيقی ايران در قرن گذشته داشته و عوامل اجتماعی، سياسی، اقتصادی و فرهنگی که تاثير گذاشته بر رشد يا افول موسيقی ايرانی. خصوصاً آثاری که در اين مدت از بعد سياسی تاثير داشته اند رو بررسی کردم.
پس چه پستی بلندی هايی ما در موسيقی خودمون داشتيم! بله. وقتی که نهضت مشروطه ميشه، برای اولين بار "عارف قزوينی" موسيقی رو با سياست آشتی ميده و با ساختن ترانه هايی توجه مردم رو به خيلی چيزها جلب ميکنه. خودش هم در کتابش نوشته که "من زمانی در ترانه های خودم از وطن صحبت می کردم که از هر ده ايرانی، نه نفر نمی دانست وطن يعنی چی!" يا مثلاً در کودتای ۲۸ مرداد می بينيم که موسيقی ساکته اما شعر به کار خودش ادامه ميده. اين تصنيفی است که بار سياسی و اجتماعی داره و در عين حال فضا، فضای موسيقی ايرانيست. همين طور شرايط اوايل انقلاب باعث شد تا سرودهايی مثل "ايران، ای سرای من" ساخته بشه. اتفاقاً همين آهنگ باعث شد من سه تار ياد بگيرم! البته شايد قيافم به ارگ و گيتار بخوره! اما زمانی من خودم سه تار ميزدم! بله. موسيقی ايرانی قدرت جذب جوانان رو در هر زمانی داره. کسی که ميگه "موسيقی ايرانی موسيقی قرن گذشته است و به درد نميخوره" اطلاع زيادی از موسيقی ايرانی نداره. شما اخيراً يک نامه هم به آقای احمدی نژاد نوشتيد، درسته؟ بله. علت نوشتن اين نامه بر ميگرده به بخش نامه ای که آقای رئيس جمهور قبل از عيد به ارگان های فرهنگی داد که شما بايد موسيقی فاخر رو هدايت و حمايت کنيد. من هم در اين نامه توجه ايشون رو به آسيب هايی که موسيقی فاخر در ايران ديده جلب کردم. همين طور من در اين نامه نوشتم ما فقر شديدی در سالن کنسرت موسيقی داريم. موسيقی ايرانی متاسفانه مثل ماهی پرورشی شده و فقط ما در استوديوها کار می کنيم. در حالی که اگر موسيقی بخواد رشد بکنه، بايد در کنسرت اين کار انجام بشه. نوازنده ايرانی به خاطر کمی کنسرت، کم کم مهارت خودش رو از دست ميده.
شما چه پيشنهادی کرديد؟ پيشنهاد من ساخت سالن های موسيقی در سطح تهران و مراکز استان ها بود. البته دولت به موسيقی کمکی نميکنه و بخش خصوصی اين کار رو ميکنه. البته يک ويژگی خوب داره و اونم اينه که دولت از اين کار جلوگيری نميکنه! بله. درسته. مثلاً نوشتم که مديران فرهنگی اختيار کافی ندارند يا اينکه علاقه ندارند اين اختيارات رو داشته باشند. اينها همه لطمه به من موسيقيدان ميزنه! آقای رئيس جمهور گفته بودند که دولتی عملگرا دارند. اميدوارم که در اين زمينه هم بتوانند مواردی رو انجام بدن که ما بتونيم در سال های آينده شاهد درخشش موسيقی خوبمون باشيم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||