|
نظرات شما در باره گفتگو با دکتر رضا منصوری | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
... چند نکته: ۱- به نظر من اجرا، حذف، اصلاح و استمرار هر برنامه ای در کشور بايد با پشتوانه پژوهش انجام شود اما آنچه که امروز ما شاهد آن هستيم بی توجهی به پژوهش به عنوان پله اول و مهم برنامه ريزی و نظارت و ارزيابی کيفی برنامه ست. ۲- اين بی توجهی دلايل متعددی دارد از جمله آنها می توان به انتخاب موضوعات نامناسب و تکراری و ... تحقيقات اشاره کرد.اما مهمترين دليل آن به اين مسئله بر می گردد که بسياری از مديران که تصميم گيرنده هستند خود الفبای تحقيق را نمی شناسند و به همين دليل اعتقادی هم به تحقيقات ندارند. ۳- نکته ديگر اين که در تصويب طرح های تحقيقاتی در بسياری از دستگاه های اجرايی ارتباط يا مسئولين آن دستگاه ها ضروری و مهم و بهتر اين که اصل است نه تدوين طرح خوب و کاربردی و شايد همين مسئله موجب شد تا بسياری از پژوهشگران هنگام تصويب طرح به دنبال پارتی و آشنا باشند و حتی برخی نگران هستند که مبادا طرح ارسالی آنها با اسامی ديگران به عنوان مجری تصويب شود که اين مسئله در کار علمی سرقت علمی است که بسيار نا پسند است. ۴- انجام پژوهش ها و استفاده از آنها برای نمايش و قرار دادن در ويترين ها و کمدهای مديران و مسئوولين و صرف هزينه کردن اعتبارات پژوهش ها با اين قصد که اعتبارات به خزانه بر نگردد مشکل ديگری است که در اين زمينه وجود دارد. من ۱۱کتاب ،۱۷ تحقيق و بيش از ۶۰ مقاله دارم و در سال گذشته هم به عنوان پژوهش گر برگزيده انتخاب شدم اما معتقدم که در کشور کارهای علمی و فکری جايی ندارد يعنی در دستگاه های اجرايی کسانی که کارعلمی می کنند کمتر مورد توجه هستند و اين مسئله انگيزه آنان را کمتر نيز کرده است. به نظر من مشکل سازمان مديريت و امثال آن نيست بلکه مشکل در توجه به يافته های پژوهشی در برنامه ريزی است.در حالی که طرح ها و لوايح کمتر پشتوانه پژوهش دارند چگونه می توان با اصلاح يک سازمان مشکل پژوهش کشور را حل کرد و يا کمتر کرد. قصد من دفاع از يک سازمان نيست که برخی از مطالب شما درد من و امثال من هم هست. حسن موسوی چلک - تهران می خواستين اون موقع که بر موضع قدرت بوديد کاری بکنيد همه چيز که دست شما بود ديگه چی ميخواستين حالا هم لطف کنيد به جای ... برای بچه های شريف کاری کنيد که همين ها هم از دستتان نرود. علی - تهران تا راهکارهای جديدی که در پذيرش آرا و نظرات نسل سوم و جديدتر ايجاد نگردد اين چرخه ای که بنام زندگی شماها برای ملت درست کرده ايد به بن بست خواهد رسيد در اينجا نميتوانم دلايل خود را بياورم ولی ميدانيد که به ياس رسيدن جامعه ای که شما در راس آن هستيد برايتان لذت بخش نخواهد بود ! کمال همنشين در خصوص آسيب شناسی " سرمايه فکری وپژوهش در ايران "، قبل ازهرچيز بايد پرسشهای اساسی زير رامورد چالش جدی قرار داد : ۱-چرا ايران ازنظر فرار مغزها در بين ۹۱ کشورجهان درحال توسعه وتوسعه نيافته درمقام اول قرار گرفته است ؟علل اصلی مهاجرت نيروهای متخصص ايرانی به کشورهای پيشرفته چيست ؟ در مقايسه با درآمدهای صادراتی کشور(بويژه نفت )، خروج سرمايه فکری ازکشور به چه ميزان برآورد شده است ؟ چرا ساختار پژوهشی کشور از وضيعت مطلوبی برخوردار نيست ؟ درمقايسه با دو گروه کشورهای پيشرفته و درحال توسعه ، سهم بودجه تحقيقاتی ايران ازتوليد ناخالص ملی ، چند درصد و همچنين تعداد دست اندرکاران تحقيق و توسعه ( به ازای هر ۱۰۰۰۰ نفر ) ، چند نفر است ؟ بررسيهای موجود نشان دهنده آن است که ، ايران ازنظر هزينه تحقيق و توسعه و آمار دست اندرکاران تحقيق و توسعه در مقايسه با کشورهای پيشرفته و در حال توسعه از جايگاه مناسبی برخودار نيست ؛ بطوريکه بودجه تحقيقاتی کشور از حد استاندارد کشورهای توسعه نيافته پايين تر ، وتعداد نيروهای تحقيق وتوسعه ( به ازای هر ۱۰۰۰۰ نفر ) درايران ۱/۱ نفر درصورتيکه درکره جنوبی ۲۲ ، کوبا ۸/۱۹ ، ترکيه ۴ نفر می باشد. بديهی است که اصلاح ساختار پژوهشی کشور نه تنها ازسوی سازمان مديريت ، بلکه طيف گسترده ای از نخبگان ، پژوهشگران ، انديشمندان ودست اندرکاران تحقيق و توسعه را درهم انديشی می طلبد. مجتبی انوری - تهران در ايران بيشتر مديران به تحجر اهميت می دهند تا پژوهش من در چندين ارگان دولتی تا کنون کار کرده ام و دقيقا می دانم که کار کارشناسی يعنی چه . مدير به ما می گفت يک گزارش می خواهم که چنين نتيجه ای داشته باشد . يعنی نظر مديريت نه کار کارشناسی آنها که نمی توانند تحمل کنند زود اخراج می شوند .در کل در کشور ما هر که بی مغز تر باشد آدم مفيدتری به نظر می رسد . اين واژه های مثل بسيجی لشکر بی ترمز و غير منطقی بودن چيزی است که سياست کشور را پيش می برد نه تفکر و پژوهش . در مواردی که نتيجه پژوهش مطابق خواسته ها نباشد پژوهشگر کافر تلقی شده و او را مخل نظام و سياست های دولت می دانند. در کل همه چيز همين طور است فيلم - موسيقی - شعر - انواع هنر - کتب درسی بچه ها - کتب دانشگاهی همه و همه از يک فيلتر مذهبی و سنتی اسلامی می گذرد بعد در جامعه وارد می شود . قتلهای زنجيره ای نخبگان و بستن روزنامه ها را ببينيد و کتب دبيرستان و دانشگاه را . من کتابی در مورد نقاشی می خواندم بدليل اينکه در هنر نقاشی مورد بحث زنی نيمه عريان بود کتاب عکس نقاشی را حذف کرده بود . ساز علوم از ژنتيک گرفته تا تاريخ می بينيد که مطالبی که محتمل است با فلسفه اسلامی تداخل داشته به شدت حذف می شوند . يکی نيست بگويد پژوهش چه ربطی به اسلام دارد ولی ببينيد هم ه چيز در ايران با مذهب در ارتباط است و پ ژوهشگر در ايران حکم گاليله و برونو در اروپای گذشته را دارد . امير - شيراز ... ايشان دکتر فيزيک است و فکر می کند که اين صلاحيت را دارد که برای جامعه علمی ايران برنامه ريزی کند در حاليکه اين نوع برنامه ريزيها در حوزه علوم اجتماعی است. رضا پورجوادی - برلين به نظر من يکی از مواردی که در اين گفتگو ناگفته مانده بررسی نقش عرضه و تقاضا در امر پژوهش است. صرف نظر از بالا رفتن تعداد مقاله های نوشته شده، نتايج پژوهشها چه نوع مصرفی دارند؟ منظورم اين است که امر پژوهش در ايران يک لنگ اساسی دارد و آن نبود يک ساختار اقتصادی و تکنولوژيکی پويا برای مصرف حاصل پژوهش است. اين امر باعث ميشود "پژوهش" بدون پشتوانه باشد. آيا صرفن برای داشتن ! سهم در توليد علم (چاپ مقاله) ميتوان پژوهش را به سمت ساماندهی پيش برد؟ فرهاد تقی بخش - کرمان در يک سازمانی که مدير وبرنامه ريز و ناظر مديريت يک مملکت ۷۰ ميليونی است چند نفر از يک دانشگاه آبرومند فارغ التحصيل شده اند؟ مرکز آموزش مديريت دولتی به موضوع طنز تبديل شده است. اين آدم ها چگونه نخبه پروری ومحقق پروری می کنند. تنها باسوادان را کنار می زنند که جايگزين آنها نشوند. دانشمندان اولين کارشان کنار نهادن بی سوادان وافراد غير کارآمد خواهد بود. حقوق يک کارمند جديدالاستخدام اين سازمان را با يک معلم زحمتکش بسنجيد. ب. س. - همدان متاسفانه مشکلات ما در مراکز پژوهشی فقط مسائل اقتصادی نيست بلکه مشکلات اجتماعی نبود محيط کار با شرايط مناسب بهداشت روانی ، اختلال در کا ديگران و سنگ اندازی در مسير کار ديگران. مهمترين عضو يک محقق مغزش است که توی اين مملکت ضايع ميشود استعدادها به تباهی کشانده مشود بعضی ها توسط مقامات بالاتر از خودشان استثمار ميشوند بعضی جاها باندبازی اجازه فعاليت ديگری را ميگيرد، نداشتن معيار درست تصميم گيری و دخالت مسائل اخلاقی زشت و رشک به ديگران و قوانين اداری بيخود وقط تلف کن عدم توجه به نظرات منتقدين و در نهايت ضايع کردن فرد، مديران مراکز و واحد های تحقيقاتی اشتباهات خودشان را توجيح ميکنند چرا که مدير بالاتر آتو نداشته باشد و همينکه مدير بالاتر دنبال موضوعی ميگردد تا آتو از فرد پايين تر از خودش داشته باشد و صدها مشکل ديگر اجتماعی در نهايت منجر ميشود به اينکه يه کسی که در مقطع تحصيلات تکميلی تحصيل کرده در خارج از موضوع تحقيقش دوباره کار تحقيقی در زمينه ديگری را شروع کند در جايی که به رشته اش ارتباط ندارد کار کند و در منزل با اموال شخصی کار مورد علاقه اش را دنبال کند به عبارت ديگر سيستم موجود استعدادها، انرژی جوانی ، علم و تجربه کسب شده و ثروتهای مملکت و عمر آدمها رو را به تباهی می کشاند. بهرنگ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||