|
ظهور 'باشگاه های خودکشی' اينترنتی در ژاپن | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
موجی از خودکشی های جمعی در ژاپن که به نظر می رسد در 'چتروم' ها (گپخانه ها) ترتيب داده شده باشد به گردن اينترنت انداخته شده است. اندرو هاردينگ با يک مرد جوان که در جستجوی کسی برای مردن در کنار او بوده است گفتگو کرده است. نائوکی تاچيوانا در آپارتمانش که در طبقه يازدهم قرار داشت را با لبخند گرم و غيرمنتظره ای گشود و با اشاره سر، ما را به اتاق پذيرايی تميز و دلپذيری هدايت کرد. کامپيوترش که روبروی بالکن قرار داشت روشن بود و گويی به آسمان شب حومه شرقی توکيو خيره شده بود. نائوکی که بار ديگر لبخندی به لب داشت گفت: "ديشب تا صبح بيدار بودم. با زنی که می خواهد - واقعا می خواهد- بميرد صحبت می کردم. از من خواست امروز با هم خودکشی کنيم، اما گفتم نمی توانم چون گروهی تلويزيونی به ديدن من می آيند. اما او گفت پس می توانيم بعد از رفتن آنها خودکشی کنيم." چندين روز جستجوی اينترنتی، مبادله ای ميل و پيام ما را به اتاق اين غريبه کشانده و اکنون رودر روی يکی از اعضای جامعه "خودکشی اينترنتی" ژاپن نشسته بوديم. در ژاپن يک جهان زيرزمينی رو به رشد و بيمارگونه از گپخانه ها و وب سايت ها با نام هايی چون "باشگاه خودکشی" که هزاران نفر (عمدتا جوانان) در آنها ملاقات و مرگ خود را برنامه ريزی می کنند وجود دارد.
طی دو ماه گذشته دست کم 26 نفر به اين شيوه جان باخته اند. آگهی مرگ بوردهای اينترنتی مملو از آگهی های شخصی با مضامينی مثل "من قرص و خاک زغال دارم. دنبال کسی هستم که با او خودکشی کنم" يا "من 23 ساله هستم و می خواهم بميرم. می توانم برای خودکشی هرکجا بگوييد بيايم" است. از نائوکی 34 ساله که برای شش ماه بيکار و تحت فشار روحی بوده است پرسيدم برای چه قصد دارد به يک باشگاه خودکشی بپيوندد. او گفت: "خوب، من افسردگی دارم و اين يک بيماری است. اما راستش را بگويم، فکر می کنم هميشه به کشتن خودم علاقه داشتم." همينطور که حرف می زد گربه بزرگش از يک قفسه پايين پريد و با تنبلی به طرف صفحه نمايش کامپيوتر راه افتاد. نائوکی ادامه داد: "قبلا هرگز به اينکه در يک گروه خودکشی کنم فکر نکرده بودم. اما بعد از ديدن يک وب سايت با خودم فکر کردم اگر به آن ملحق شوم مجبور نيستم به تنهايی دردسر آن را تحمل کنم. مثل اين است که وقتی چراغ عابر پياده قرمز است بخواهيد از خيابان عبور کنيد... اگر با ديگران باشيد آنقدر ترس ندارد." نرخ بالای خودکشی در ماه های اخير، ده ها ژاپنی در کنار يکديگر از اين جاده گذشته اند. تنها در دو هفته گذشته سه گروه سه نفره و دو گروه چهار نفره خودکشی کرده اند. آنها معمولا خود را در جاده های دورافتاده کوهستانی با گاز در داخل اتومبيل ها خفه می کنند.
ژاپن از قبل نيز دارای يکی از بالاترين آمار خودکشی در جهان بوده است و تاکنون مرگ های ترتيب داده شده در اينترنت تنها کسر کوچکی از آن را تشکيل می دهد. يوکيکو نيشيهارا، کارمند يک مرکز تلفنی برای کمک به افسردگان در توکيو، می گويد: "اين گروه های اينترنتی تقريبا مثل فرقه های کجرو هستند. وقتی آدم ها تنها هستند و از جانشان سير شده اند - اما از مرگ می ترسند - اين وب سايت ها را پيدا می کنند که باعث تشويق آنها می شود. عنصری غيرانسانی در اين پديده هست." اما ديگران نگاه کاملا متفاوتی دارند. واتارو تسورومی، نويسنده يک کتاب راهنما درباره خودکشی که آميخته به جزئيات است می گويد: "خودکشی هيچ عيبی ندارد. ما اينجا در ژاپن هيچ مذب يا قانونی نداريم که خلاف آن را بگويد. در مورد خودکشی گروهی - حتی پيش از پيدايش اينترنت هم مردم با نوشتن نامه يا تماس تلفنی چنين می کرده اند...خودکشی هميشه بخشی از فرهنگ ما بوده است." با اينکه بسياری از اين سايت ها - با عکس جمجمه و قطره های درحال چکيدن خون- پليد به نظر می رسند، اما خيلی از صاحبان آنها استدلال می کنند که آنها بيشتر سبب خير می شوند تا شر.
ساعات ديروقت يک شب در يک کافه نت در مرکز توکيو با يک جوان خجالتی 24 ساله که خواست با نام غيرواقعی "اما تراسو" معرفی شود ملاقات کرديم. او به من گفت: "سايت من دارای يک بورد پيام و گپخانه ها و لينک هايی به سايت های ديگر است. اين يک جهان مجازی برای گفتگو درباره موضوع هايی است که نمی توانيد در زندگی واقعی درباره آنها بحث کنيد." 'سايت های شرور' او افزود: "سايت های شروری وجود دارد که مردم را واقعا تشويق به خودکشی می کند و وقتی وارد جمع می شويد نيرويی پديد می آيد که متوقف کردنش مشکل است؛ آدم ها در آن حال عقلشان را کنار می گذارند. اما سايت من اينطور نيست. من سايت را راه انداختم چون دو بار تلاش کرده ام خودم را بکشم." "فکر می کنم زندگی ام را نجات داده است چون به من امکان داده است در اينترنت درد دلم را بگويم و عقيده دارم می تواند به ديگران هم کمک کند." نائوکی در آپارتمانش هنوز مشغول سبک و سنگين کردن گزينه هايش بود. او به من گفت که روز قبل تا آستانه خودکشی با يک نفر ديگر پيش رفته بود، اما آن شخص در لحظه آخر منصرف شده بود. وی افزود: "اين بار اين من هستم که پاهايم سست شده است. به آن خانم که اصرار داشت امروز خودکشی کند گفتم آماده نيستم چنين ناگهانی بميرم." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||