|
مبارزه با 'شانه دار مهاجم' در دريای خزر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مبارزه با جانور مهاجمی که با بر هم زدن تعادل چرخه حيات دريايی در خزر باعث کاهش شديد موجودی ماهی کيلکا در اين دريا شده و حيات ماهيان خاوياری را به خطر انداخته است به زودی آغاز خواهد شد. نام اين جانور ژله مانند و شفاف، که به شانهدار مهاجم معروف شده، Mnemiopsis leidyi يا Comb Jelly fish است که با تغذيه از پلانکتون ها - که خوراک اصلی ماهيان کيلکا را تشکيل می دهد - جمعيت اين ماهيان را به شدت کاهش داده است. شانه دار مهاجم به احتمال زياد ازطريق آب کشتی ها يا از مسير کانال ولگا – دن، يا هر دو طريق وارد خزر شده و ميزان مصرف پلانکتونها توسط آن در حدی بوده که کيلکاها گرسنه مانده و از تعدادشان کاسته شده است.
موسسه مطالعات شيلات ايران تحقيقات گسترده ای را با همکاری پژوهشگران کشورهای ساحلی و کارشناسان خارجی انجام داده و مبارزه با مهاجم شانه دار دريای خزر به تصويب نمايندگان کشورهای ساحلی دريای خزر رسيده است و بعد از توافق نهايی مسوولان بلند پايه سياسی، کار مبارزه آغاز خواهد شد. خسارت شانه دار بر اساس گزارش موسسه تحقيقات شيلات ايران توليد ماهيان کيلکا که در سال ۱۳۷۸ به ۹۵ هزارتن در سال رسيده بود در سال۱۳۸۱ به کمتر از ۲۷ هزار تن تقليل يافته است. در نتيجه، تعداد زيادی از ۲۰۰ فروند لنج ماهيگری که در سواحل ايران مشغول صيد کيلکا بودند بی استفاده مانده و صيادان بيکار شده اند. بخش اعظم فعاليت واحدهای صنعتی که بخش عمده ای از کيلکای صيد شده را به منظور افزودن به خوراک دام و طيور به آرد ماهی تبديل می کردند نيز متوقف شده است. مجله علمی دانشگر، که از سوی مرکز تحقيقات سياست علمی کشور منتشر می شود، با انتشار گزارشی در باره اين جانور مهاجم، می نويسد "در سال ۱۳۷۸ صيادان ايرانی که در ساحل جنوبی خزر مشغول ماهيگيری بودند وقتی تور های خود را بالا کشيدند با جانوران ناشناخته ای رو برو شدند اما کمتر کسی فکر می کرد که اين موجود کوچک که اندازه آن حدود ۵ ميلی متر تا حداکثر ۶ سانتی متر است، بتواند حيات آبزيان خزر را به خطر بيندازد. با تلاش موسسه تحقيقات شيلات ايران اين جانور شناسايی شد.
اين جانور پيش از اين هم در سال ۱۹۸۲ اکوسيستم دريای سياه را برهم زده بود و بعدها در دريای آزوف خسارات فراوانی به جانداران دريايی وارد کرده بود. موسسه تحقيقات شيلات ايران در سال ۱۳۷۴ احتمال ورود شانه دار مهاجم به دريای خزر را به اطلاع مسوولان رسانده بود اما تا سال ۱۳۸۰ که جمعيت ماهيان کليکا به شدت کاهش يافت حضور اين جانور در دريای خزر جدی گرفته نشد. دانشگر در باره فعاليت های پژوهشی ايران برای مبارزه با اين جانور می نويسد "در همين فاصله موسسه تحقيقات شيلات ايران پژوهش های مفصلی را در زمينه پراکنش و فراوانی، تغذيه، شيوه های مبارزه و کنترل آن انجام داد" در سال ۱۳۸۰ کميته ملی نظارت بر مبارزه با شانه دار دريای خزر تشکيل شد و گزارشی از پژوهش های انجام شده را به اجلاس برنامه محيط زيست دريای خزر ارايه داد که با حضور کشورهای حاشيه دريای خزر در باکو پايتخت آذربايجان تشکيل شده بود. به نوشته دانشگر، پژوهشگران ايرانی به اين نتيجه رسيده بودند که Beroe Ovata تنها شانه داری است که می تواند با شانه دار مهاجم مقابله کند زيرا قبلا در دريای سياه و آزوف امتحان خود را پس داده بود. در دريای سياه و آزوف B. Ovata که همراه رقيب خود وارد آنجا شده بود توانست با مصرف شانه دار(M. leidyi) در مدت چند سال اکوسيستم آنجا را به حالت طبيعی برگرداند. سوال اين است که چرا در خزر چنين اتفاقی به طور طبيعی روی نداد و شانه دار مهاجم توانست است بدون مزاحمت توليد مثل کند. ممانعت از ورود دشمن کارشناسان می گويند آب رودخانه ولگا، که بخش عمده آب خزر را تامين می کند، شيرين است و B.Ovata که نسبت به آب شيرين حساس است نمی تواند در آن زندگی کند در حالی که شانه دار M. leidyiخود را با آب شيرين تطبيق داده و توانسته است در بخش شمالی خزر بدون رقيب به تکثير بپردازد. مجله دانشگر به نقل از کارشناسان می نويسد "اگر بپذيريم که هر دو شانه دار از راه ولگا وارد خزر شده اند B.Ovataدر همان نخستين مراحل ورود بر اثر آب شيرين تلف شده اما M. leidyi توانسته زنده بماند و خود را به بخش جنوبی خزر در سواحل ايران برساند." سواحل جنوبی خزر عمق بيشتری دارد، آب آن شورتر و دمای آن برای تکثير مناسب تر است به همين دليل تراکم اين شانه دار در سواحل ايران بسيار بيشتر از کشورهای ديگر حاشيه خزر است.
سهراب رضوانی، رييس موسسه تحقيقات شيلات ايران می گويد "متاسفانه در فصل گرما آبهای دريای خزر در بسياری از نقاط وضع بحرانی دارد." اين جانور دو جنسی است و به سرعت تکثير می شود يعنی می تواند هر هفته ۶۰۰۰ تخم بگذارد که در عرض دو هفته به شانه دار بالغ تبديل می شوند و به نوبه خود توليد مثل می کنند. کليکا ماهيان اولين قربانی اين جانور هستند، اما فوک ها و برخی گونه های ماهيان خاوياری که از کليکا تغذيه می کنند نيز در معرض خطر قرار دارند. تحقيقات اوليه نشان می دهد با کاهش کليکا ماهيان، نرخ رشد و نرخ چاقی ماهيان خاوياری نيز کاهش يافته است. بررسی ها برای روشن تر شدن تاثير و نقش اين شانه دار در ذخاير ديگر دريای خزر در دست انجام است و هنوز به نتايج قطعی نرسيده است. تلاش ايران ايران به منظور مبارزه با اين جانور مهاجم، که بقای آبزيان خزر را به خطر انداخته، کميته ملی نظارت بر مبارزه با شانه دار دريای خزر تشکيل داده است که نمايندگانی از دفتر رياست جمهوری، سازمان محيط زيست، سازمان مديريت و برنامه ريزی، سازمان بنادر وکشتيرانی و وزارت خانه های جهاد کشاورزی، علوم و امور خارجه عضويت دارند. آقای رضوانی می گويد "بعد از توافق کشورهای ساحلی در زمينه پيوند زدن شانه دار B.Ovata ايران ماموريت يافت تا اثرات احتمالی اين کار را مورد بررسی قرار دهد و دولت هم ۶۰۰ ميليون تومان به اين کار اختصاص داد." يک تيم پژوهشی بين المللی مرکب از شش نفر از دانشمندان و کارشناسان ترکيه، روسيه، اکراين و ۲۰ نفر از کارشناسان ايرانی به مطالعات مشترک در مورد نحوه مقابله با شانه دار مهاجم پرداخته اند. آزمايشگاهی نيز در ترکيه که در مبارزه با شانه دار مهاجم تجربياتی داشت تجهيز شد و مقداری از آب خزر به آنجا منتقل شد تا دانشمندان در مورد تکثير B.Ovata تحقيق کنند.
اين تيم پژوهشی سرانجام به اين نتيجه رسيد که برای نجات آبزيان خزر بايد از B.Ovata کمک گرفت و با انتقال آن به دريای خزر مشکل را حل کرد اما چگونه بايد اين کار انجام شود. به گفته حسين نگارستان، دبير ستاد ملی مبارزه با شانه دار مهاجم، "برای انتقال B.Ovata از دريای سياه به خزر بايد اين جانور را صيد کنيم و با ظرف های ده ليتری به وسيله هواپيما، به دريای خزر برسانيم. در هر ظرف می توان پنجاه B.Ovata را منتقل کرد." اوايل اسفند ماه سال گذشته گزارش تحقيقاتی موسسه تحقيقات شيلات ايران در تهران به اطلاع نمايندگان کشورهای حاشيه خزر رسيد و همه کشورهای حاشيه خزر پيوند B.Ovata به دريای خزر را تاييد کردند و قرار است با توافق نهايی مسوولان کشورهای ساحلی کار پيوند انجام شود. آقای رضوانی می گويد "هر چه زودتر بايد توافق مسئولان کشورهای ساحلی را به دست آوريم و دست به کار شويم. برای انجام اقدامات عملی و دسترسی به B.Ovata در دريای سياه تا آخر شهريور فرصت داريم و گرنه مجبوريم يک سال ديگر هم صبر کنيم." پيش بينی می شود با ورود B.Ovataبه دريای خزر اکوسيستم اين دريا طی پنج تا هشت سال آينده به وضع سابق خود برگردد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||