
دکتر الکساندر کومار که در ایستگاه تحقیقاتی کنکوردیا در قطب جنوب زندگی در سرمای بسیار شدید را تمرین کرده است، در این نوشته این پرسش را مطرح میکند که با توجه به عملکرد ضعیف بشر در مدیریت کره زمین، آیا اعزام فضانورد به سیاره سرخ کار درستی است؟
بخش اول نوشته دکتر کومار
شرایط اقلیمی مریخ، مثل نواحی داخلی جنوبگان (قارهای که قطب جنوب را در برمیگیرد) نامساعد است.
اگر انسان بخواهد برای مدتی طولانی در مریخ زندگی کند، باید آب و هوا، و در کنار آن "سیستمهای حیاتی" را بازیافت کند.
ما در ایستگاه کنکوردیا در قطب جنوب از سیستم "بازیافت آب خاکستری" استفاده میکنیم. در این سیستم، آب به جا مانده از کارهای روزمره، مثل شستن ظروف و لباسها و استحمام، در داخل ایستگاه بازیافت و از آن برای مصارف دیگر استفاده میشود.
این، درست مشابه روشی است که در ایستگاه فضایی بینالمللی پیاده میشود. اما ایدههای جذابتری هم برای طولانیتر کردن زمان اقامت انسان در مریخ وجود دارند.
جدا از اینکه در مریخ حیات یافت شود یا خیر، بشر همواره آرزو داشته است سیاره سرخ را "شبیه زمین" کند. برای این کار باید هوا و سطح این سیاره تغییر داده شود تا انسان بتواند بدون سیستمهای حیاتی کمکی در آن زنده بماند.
کیم استنلی رابینسون، نویسنده رمانهای علمی- تخیلی، در "سهگانه مریخ" به فرآیند مسکونی کردن و کوچ به مریخ پرداخته است. براساس این داستان، در پی یک سلسله اتفاقات، سیاره سرخ ابتدا سبز میشود و بعد به جهانی آبی تبدیل میشود.
حضور بشر در مریخ هم مسلما تغییراتی را در آن ایجاد میکند.
اولینبار هربرت جورج ولز، نویسنده بریتانیایی بود که از احتمال "تخریب" نادانسته سیارات دوردست به دست انسان سخن گفت.
او به احتمال آلودگی بیولوژیک از طریق انتقال باکتریها و دیگر موجودات ذرهبینی همراه فضانوردها اشاره کرد.
من فکر میکنم در یک قرن اخیر علوم و اکتشافات قطبی (بخصوص در قطب جنوب) درسهای بسیار مفیدی به ما آموختهاند. مناطق قطبی سیاره ما آسیبپذیرند و تغییرات اقلیمی به طور مستمر آنها را در معرض تهدید قرار میدهد. به همین دلیل هم این مناطق، نشانه خوبی برای ارزیابی وضعیت حال آینده سیاره ما هستند.
آقای رابینسون میگوید که برای بررسی چالشهای پیشرو در اعزام فضانوردان به مریخ، "شبیهترین محیط به آن قطب جنوب است، نه غرب وحشی یا هر جای دیگر."
آلوده کردن مریخ
جان اَش از موسسه تحقیقات قطبی اسکات میگوید: "در زمینه اکتشافات فضایی مساله آلوده کردن دیگر سیارات عامل مهمی است و کارهایی که روی احتمال آلودگی دریاچههای یخی پنهان قطب جنوب انجام شده، درسهای زیادی به ما میدهد. مساله مهم دیگر، جلوگیری از آلوده شدن نمونههایی است که بعدا ممکن است برای اثبات وجود حیات فرازمینی مورد استفاده قرار گیرند. برخی الزامات حقوقی هم در این زمینه وجود دارد."
اشاره او به "پیمان اصول حاکم بر فعالیت کشورها در اکتشاف و بهرهبرداری از فضا، از جمله ماه و دیگر اجرام آسمانی" است.

در 'شرح وقایع مریخی' اثر ری بردبری، انسانها به مریخ پناه میبرند
ایدههای دیگری هم پیشنهاد شدهاند که برخی از آنها قبلا در اکتشافات قطبی مورد استفاده قرار گرفتهاند. از جمله میتوان به سیستم ایجاد انبارهایی در طول مسیر و میانه برهوت قاره جنوبگان که محیطی خشن و ناشناخته دارد، اشاره کرد.
این روشها را میتوان با برخی تغییرات در سفر به مریخ به کار گرفت و مثلا انبارهایی را در یک مدار بین زمین و مریخ کار گذاشت و بخشی از مواد و تجهیزات را هم محض احتیاط در مدار مریخ یا جایی روی سطح آن گذاشت تا در موقع ضرورت از آن استفاده شود.
این کار مثل سفرهای قطبی آموندسن، اسکات و شکلتون، خطرات سفر را پایین میآورد و باعث اطمینان خاطر مسافران میشود. علاوه بر آن، امکان رفع نیاز و تعمیر در طول مسیر را برای فضانوردان شجاعی که به عرصهای ناشناخته قدم گذاشتهاند، فراهم میکند.
در دهههای آینده ممکن است در فراخوانی از فضانوردان خواسته شود تا به مریخ سفر کنند؛ چیزی شبیه آگهی افسانهای ارنست شکلتون در روزنامهها.
با توجه به کاهش اخیر بودجه ناسا ممکن است آگهی استخدام فضانوردانی که قرار است به سیارات دیگر سفر کنند، به این شکل باشد: "برای سفری پرخطر به داوطلب مرد و زن نیاز است؛ دستمزد کم، هوای بسیار سرد و تاریکی مطلق برای مدتی طولانی."
ری بردبری، نویسنده فقید داستانهای علمی- تخیلی، در داستان شرح وقایع مریخی، هشداری تلخ و رسا به ما میدهد؛ در این داستان، مهاجرت به مریخ برای بقای بشر اجتنابناپذیر میشود و انسانها از سیاره پریشان و ویرانشان که بهخاطر انفجارهای اتمی نابود شده است، فرار میکنند.
اگر بشر رویه فعلیاش را ادامه دهد، امکان وقوع فاجعهای آخرالزمانی دور از ذهن نیست.
خطر انقراض
تیم پیک درباره احتمال اینکه روزی خودش روی سطح مریخ بایستد، به من میگوید: "این اتفاق احتمالا خوشحالکنندهترین چیزیست که میتوان تصورش را کرد. در آیندهای که امیدوارم به این زودیها نباشد، اتفاقی در زمین روی خواهد داد که ادامه حیات بشر را غیرممکن خواهد کرد و باعث انقراض نسل آن خواهد شد."
او میگوید: "برای نجات انسان، بهعنوان یک گونه حیاتی، آینده درازمدت ما به مهاجرت به دیگر سیارات یا قمرها گره خورده است. من فکر میکنم این کار شدنی است، ولی پیش از آنکه بتوانیم در جرم آسمانی دیگری سکونت کنیم، باید سالها به طور تدریجی پیشرفت کنیم. ما روی سیارهای آسیبپذیر و در جهانی پویا و پرجنب و جوش زندگی میکنیم. در نتیجه، هدف از فرستادن فضانوردان به فضا صرفا کسب علم و دانش نیست. این کار آینده ما را هم بیمه خواهد کرد."

تحقیقاتی که در ایستگاههای دورافتادهای مثل کنکوردیا انجام میشود، ممکن است درسهایی برای سفرهای آینده به مریخ به ما بدهد
بدون شک افراد بسیاری خواهند گفت که در حالی که در سیاره خودمان مشکلات بزرگ زیادی نظیر ایدز، مالاریا و فقر حلنشده باقی ماندهاند، چرا باید کشوری در طرحهای اکتشاف فضایی آینده، از جمله فرستادن فضانورد به مریخ سرمایهگذاری کند؟
آنها درست میگویند. به من به عنوان یک پزشک اعتماد کنید؛ من به سراسر جهان سفر کردهام و آثار مخرب فقر، بیماری و جنگ را به چشم دیدهام.
آخرین کلماتی که کاپیتان رابرت اسکات (کاشف بریتانیایی که در مسیر بازگشت از قطب جنوب جانش را از دست داد) در دفتر خاطراتش نوشت، هنوز در گوشم زنگ میزند: "بهخاطر خدا مواظب مردممان باشید."
هماکنون که نزدیک به صد سال بعد از او، در قطب جنوب نشستهام و رویای سفر به مریخ را در سر دارم، اگر میخواستم جمله کاپیتان اسکات را بازنویسی کنم، تاثیر کارهای بشر در یک قرن اخیر بر کره زمین را وارد معادله میکردم و مینوشتم: "بهخاطر خدا، مواظب مردممان باشید ... و البته مواظب سیارهمان."
زیادهخواهی بشر
اما آیا نباید حواسمان به زیادهخواهی ذاتی بشر باشد؟
آیا میتوانیم به خودمان اعتماد کنیم و برای سکونت راهی سیاره دیگری شویم؟ آنهم در حالی که نشان دادهایم چقدر در حفظ و نگهداری سیاره خودمان ناتوان هستیم.
همین فقدان توجه به سیاره خودمان و مردمانش میتواند روزی به دلیل ترک همیشگی آن تبدیل شود.
اما در کنار تجربیاتم بهعنوان یک پزشک، من در قالب اکتشافات علمی هم به نقاط مختلف جهان سفر میکنم. روی تپهای در جنوبگان، صلیب چوبی بزرگی قرار دارد که بر مسیر رفتن به قطب جنوب مشرف است. روی این صلیب نوشته شده است: "تلاش، جستجو، یافتن و تسلیم نشدن."
تنها با فراتر رفتن از مرز تواناییهای فعلی بشر و سر کشیدن به اعماق اقیانوسها و فضاست که میتوانیم به اکتشافات علمی و فناوری بزرگ برسیم و با استفاده از آنها کیفیت زندگی روی زمین را بهتر کنیم
این کلمات از شعر اولیس سر آلفرد تنیسون، شاعر نامدار بریتانیایی، به عاریه گرفته شدهاند و اعضای گروهی که چادر کاپیتان اسکات را پیدا کردند، این کلمات را برای یادبود گروه اکتشافی او روی صلیب حک کردند. یکی از آنها، قهرمان مورد علاقه من، دکتر ادوارد ویلسون بود که رویاهایش الهامبخش نسلهای آینده و جزئی از میراث علم شد.
تنها با فراتر رفتن از مرز تواناییهای فعلی بشر و سر کشیدن به اعماق اقیانوسها و فضاست که میتوانیم به اکتشافات علمی و فناوری بزرگ برسیم و با استفاده از آنها کیفیت زندگی روی زمین را بهتر کنیم.
اگر منشاء حیات، مهبانگی باشد که در جایی دوردست در کیهان روی داده، شاید راهحل مشکلات زمینی ما هم در همان دوردستها باشد.
خودداری از تلاش، جستجو و یافتن، تراژدی بزرگتریست، و برای بشر جهشی بزرگ به عقب به شمار میآید.





















