|
سياستمداران ايران و فوتبال | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
با قهرمانی ساپيا در ليگ برتر فوتبال ايران، يکبار ديگر هواداران دو تيم بزرگ استقلال و پرسپوليس ناکام ماندند. بسياری از آنها مشکلات مديريت باشگاه های دولتی خود را مقصر می دانند، بخصوص در پرسپوليس اختلافات اعضای هيات مديره بر سر انتصابهای دولتی بيشتر خبرساز شد. در اين ميان، برخی می پرسند آيا واقعا حضور مديران منتصب دولت در باشگاه های فوتبال مفيد است؟ شورآفرينی فوتبال، چند سالی است که به سرمايه اجتماعی قابل توجهی برای گروه های سياسی ايران تبديل شده، زيرا اکثر طرفداران تيمها، از جمله پرسپوليس و استقلال، جوانانی تاثيرپذير هستند. سعيد مدنی، کارشناس مسائل اجتماعی، دليل توجه سياستمداران را تغيير گروه های مرجع قدرت می داند، يعنی بعد از دو دهه، ورزشکاران، بيشتر از رهبران سياسی و روحانی، در جهت گيری جريانهای سياسی و اجتماعی تاثير می گذارند. آقای مدنی می گويد سياستمداران، مخصوصا طبقه حاکم، فکر می کنند با گماردن مهره ای در تيمهای فوتبال می توانند در موارد لزوم، انبوه تماشاگران را بسيج کنند. کارشناسان ديگر انگيزه های شخصيتهای سياسی برای حضور در کادر مديريت تيمهايی مانند پرسپوليس و استقلال را شهرت طلبی و فرصت طلبی می دانند. اما اين حضور واکنشهای متفاوتی برانگيخته. برخی می گويند دولت حق دارد نمايندگانی جهت نظارت بر حسن اجرای امور در باشگاه های دولتی داشته باشد. هيوا يوسفی خبرنگار ورزشی می گويد هنگام انتصاب اين شخصيتها برای مديريت باشگاه ها، اغلب در محافل خصوصی عنوان می شود که آنها می توانند منابع مالی تازه ای بهمراه بياورند.
با اين حال، منتقدان می گويند اگر دولت توان ارايه امکانات به باشگاه های فوتبال را دارد، بايد آن را شفاف و قانونی در اختيار همه بگذارد. اما جواد زرينچه، بازيکن و مربی پيشين استقلال، اين گونه امکانات را تنها در حد وعده و وعيد می داند و می گويد چهره های سياسی فقط نام سنگين خود را بر هيات مديره باشگاه می اندازند. دست اندر کاران فوتبال همچنين می گويند تجربه نشان داده مديران منتصب دولت در باشگاه ها عمدتا دست بسته کار می کنند زيرا نگران اعتراض دستگاه های نظارتی هستند. امير عابدينی، مدير عامل سابق باشگاه پرسپوليس، يکی از کسانی است که درباره کارآمدی مردان سياسی در اداره باشگاه ها ترديد دارد، زيرا مديريت باشگاه را به دليل احساسات خام و گاه طغيانگر طرفداران با ساير نهادها و ادارات دولتی متفاوت می داند. يکی از انتقادها اين است که مديران برگزيده دولت، با وجود نفوذ ظاهری، نتوانسته اند صدا و سيما را ملزم کنند که حق پخش مسابقات تلويزيونی را به باشگاه ها منصفانه بدهد. آنها همچنين به افزايش سرسام آور بدهی های دو باشگاه پرسپوليس و استقلال اشاره می کنند. برخی ناظران می گويند دولت بجای گماردن مهره های مورد تاييد خود بايد کمک کند تا باشگاه ها به سوددهی برسند تا بتوانند خصوصی شوند. پس چرا دولت ايران از خصوصی کردن باشگاه های استقلال و پرسپوليس اکراه دارد؟ آقای عابدينی می گويد بدليل بالا بودن شمار هواداران اين دو تيم، دولت نگرانی های امنيتی دارد. اختلاف اخير محمد حسن انصاری فرد، مدير عامل پرسپوليس با مديران منتصب دولت اين سوال را مطرح کرد که وقتی چشم انداز خصوصی شدن پرسپوليس و استقلال در آينده نزديک قابل تصور نيست، چگونه می توان ميان شخصيتهای دولتی و پيشکسوتان فوتبال همکاری سازنده برقرار کرد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||