|
برنامه نهم: اثر اعتياد جنسی بر روی روابط زوج ها و راه های درمان آن | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در اين برنامه بيشتر روی صحبتمان با افرادی است که در رابطه زناشويی و يا رابطه جنسی متعهد با فردی هستند اما به اعتياد جنسی هم دچار هستند. می خواهيم ببينيم که اعتياد جنسی اين افراد چه اثری روی رابطه شان می گذارد و اينکه بايد چه نکاتی را در مورد رابطه شان در نظر بگيرند و در نهايت درمانهايی را هم برای حل اين مشکل پيشنهاد کنيم. اول اشاره ای می کنيم به اينکه در شرايطی که يکی از طرفين دچار اعتياد جنسی هست بر سر طرف مقابلش چه ميايد چون همانطوری که می دانيم در خيلی از موارد اعتياد جنسی، فرد معتاد اصلا نمی داند و يا نمی تواند درکی از حال شريک جنسی اش داشته باشد. عکس العمل های طرف مقابل: - بی تفاوتی؛ اينکه طرف مقابل فرد معتاد خودش را پس می کشد و ديگر برايش مهم نيست چه در رابطه شان می گذرد. - شريک جنسی ممکن است رابطه جنسی بيشتری برقرار کند که بتواند شريک جنسی اش را از اعتيادش منحرف کرده و دوباره به سمت خودش جذب کند. - رابطه جنسی شان سرد می شود و ممکن است خودش را مقصر بداند و فکر کند که به خاطر مشکلات ازدواجشان بوده که همسرش به سمت آن اعتياد کشيده شده است. يا می ترسد رابطه جنسی داشته باشد که مبادا شريک جنسی اش به خاطر اعتيادش رابطه جنسی پرخطری را تجربه کرده باشد و از او بيماری های مقاربتی بگيرد. - انکار؛ قبول اينکه همسرش دچار اين مشکل شده آسان نيست. - شوک؛ اگر به يکباره متوجه اين عادت شريک جنسی اش بشود ممکن است دچار شوک بشود (مثلا در مورد اعتيادهای اينترنتی). - در مواردی که فرد به بيش خواهی جنسی دچار است. مثلا هر روز طلب رابطه جنسی می کند. همسرش ممکن است احساس کند که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته که اثرات روحی نامطلوب آن را در برنامه های پيش شرح دادم، ممکن است احساس عصبانيت شديد کند و در نهايت ديگر نتواند زندگی با همسرش را تحمل کند. - همسر فرد به نقش والد در می آيد و می خواهد مشکل همسرش را حل کند که اين تعادل رابطه شان را بر هم می زند. چون فردی که به اعتياد جنسی مبتلا است در قالب بچه خطاکار و همسرش در قالب والد سرزنش کننده می شود و مدام به سئوال کردن از او می پردازد که مثلا کجا بودی؟ چکار کردی؟ فلان ساعت خانه باش و غيره. اما زمانی می رسد که فردی که در قالب کارآگاه رفته، متوجه می شود که رودست خورده و همسرش هنوز هم به رفتار جنسی خارج از قائده خود ادامه می دهد و اين می تواند يک بحران شديد در رابطه به وجود بياورد. در اين حالت نه تنها رابطه زناشويی زوج به کل از بين می رود بلکه همسر فرد معتاد هم ممکن است به چک کردن و کنترل وی معتاد شود، يعنی به جای اينکه فرد اول اعتياد جنسی اش مداوا شود فرد دوم هم دچار اعتياد فکری و رفتاری می شود و مشکل دو چندان می شود. مهارتهايی که در رفتار درمانی شناختی به افراد آموخته می شود: - فرد مدتی روی خودش کار می کند که اصلا ريشه مسئله اش را متوجه بشود و بعد تشويق می شود که هر وقت آماده بود با شريک زندگی اش و يا کسی که با او زندگی می کند موضوع را در ميان بگذارد و معمولا اين مرحله اگر زير نظر مشاور روانشناس باشد بهتر است چون بايد همزمان با ناراحتی های روحی که برای شريک جنسی فرد هم پيش مياد مواجه شد و آنها را تحت مشاوره قرار داد وگرنه ممکن است رابطه زوج از هم بپاشد. - به فرد آموزش داده می شود که در زمان های معينی از روز با خودش خلوت کند و اگر جای ساکتی دراز بکشد و يا در موقعيت راحتی بنشيند و تمرين های تمرکز و آرامش بخش انجام دهد مثلا فقط بر روی نفس هايش تمرکز کند. - عوض کردن سبک زندگی فرد به نوعی که فرد کم تر در معرض مواد تحريک کننده باشد و در فعاليت های فيزيکی (ورزشی) و معنوی شرکت کند. مصرف الکل و مواد مخدر يا محرک را کم يا قطع کند. - روش های کنترل عصبانيت (در مواقعی که فرد می خواهد به عادتش برگردد اما می خواهد خودش را کنترل کند). - فراگيری اينکه چه موقع در مقابل خواسته های درونی بايستيد و به طور خلاصه در نه گفتن مهارت پيدا کنيد. نکته هايی که در طول دوره درمان بايد در نظر داشت: - در طول دوره درمان هرچه زودتر شريک زندگی در جريان قرار بگيرد و او را همراهی کند بهتر است، چون نه تنها درمان موثر است بلکه می شود روی رابطه زوج ها هم کار کرد چون مراحل متعددی را از زمان تشخيص تا ترک کامل بايد طی کنند که روی رابطه شان اثر می گذارد و همسر فرد هم به حمايت احتياج دارد. - زمانی که فرد در دوران ترک است ممکن است از رابطه جنسی مشمئز بشود و يا در بر قراری رابطه جنسی حالت عصبانيت داشته باشد که با رابطه جنسی شان تداخل کند. - مهم اين است که همسر فرد بداند که نمی تواند او را تحت کنترل دربياورد. در سال ۱۹۹۲ پژوهشی انجام شد که نشان می دهد که در بين خانمها و آقايان تفاوتهايی از اين نظرها وجود دارد. مردها بيشتر ناراحت می شوند که زن ها در رابطه جنسی باشند تا عاطفی، ولی زن ها بيشتر از اينکه همسرشان در رابطه عاطفی با زن ديگری باشد ناراحت می شوند تا اينکه صرفا رابطه جنسی داشته باشد. مراحلی که زوج ها در دوران ترک تجربه می کنند: 1- الگوهای قبلی دعواها و کدورتها بر می گردد و اختلافات زوج ها بالا می گيرد. بايد روی رابطه شان هم کار کنند نه اينکه فقط بر روی فرد معتاد تمرکز کنند. 2- هنگامی که مشکل اعتياد فرد حل می شود، مشکلات ديگر جنسی زوج ها رو می شود. 3- برگشت رابطه زوج ها به صورت عادی مدتی زمان می برد، چون مدت ها بوده که روی موضوع سومی که اعتياد فرد مقابل بوده تمرکز کرده بودند و حالا دوباره بايد بر روی رابطه شان تمرکز کنند مثل کسی که مدتی است راه نرفته و دوباره راه رفتن تا مدتی برايش سخت است. 4- طرفين در زمان های متفاوت به نقطه ای می رسند که بتوانند به رابطه شان متعهد باشند. ۵- حلقه دوستانشان متفاوت می شود و ممکن است در طول اين زمان تعدادی از دوستانشان را از دست بدهند. ۶- در برخی موارد وقتی که مشکل اعتياد جنسی حل می شود اعتيادها و وسواسهای فکری و رفتاری ديگر از جمله خوردن و خريد کردن و غيره ممکن است در هر کدام از طرفين ظهور پيدا کند که در واقع وجود داشته اما به واسطه مهم تر بودن اعتياد جنسی به چشم نمی آمده است. ۷- بعضی اوقات افراد در دوران ترک دورابه به عادت خود بر می گردند و دعواها و حالت شک همسر هم بر می گردد و باز قضيه از اول تکرار می شود تا فرد دوباره به مرحله ترک برسد که اين فرايند می تواند خيلی خسته کننده و مايوس کننده باشد برای هر دو طرف. در اين هنگام بودن يک نفر سوم و يا يک حلقه حمايتی می تواند به زوج در پشت سر گذاشتن اين دوران کمک کند. ۸- در بين بعضی زوج ها آنقدر فرد ترک می کند و دوباره آن عمل را تکرار می کند که نه تنها شريک جنسی فرد اطمينانش را از دست می دهد بلکه خود فرد هم از خودش نا اميد می شود که آيا اصلا می تواند اين اعتياد را ترک کند يا خير. اما با کمی اعتقاد و خودباوری زوجها نه تنها می توانند اطمينان و اعتمادشان را نسبت به هم و رابطه شان بدست بياورند و حتی رابطه شان به سطحی عميق تر وارد می شود و زوج زندگی صميمانه تری را تجربه خواهند کرد چون مرحله به اين سختی را به کمک هم پشت سر گذاشته اند و موفق شده اند. يک موردی را هم در آخر اشاره کنم که بعضی از اعتيادهای جنسی مثل داشتن رابطه مکرر و پرخطر با افراد خيابانی را می شود برای هميشه کنار گذاشت اما در بعضی موارد ديگر مثل اعتياد به خودارضايی کردن، فرد بايد ياد بگيرد که اين عمل را چطور در حد اعتدال نگهدارد وگرنه ترک کردن خودارضايی بطور دائم خيلی عملی نيست و برای افرادی که در رابطه جنسی هم نيستند خيلی توصيه نمی شود، به خصوص برای مردها به دليل اينکه نياز به خارج کردن مايع منی ساخته شده در بدن وجود دارد. ما معمولا توصيه ميکنيم حداقل تا ۶ ماه از داشتن رابطه جنسی خود داری کنيد که کنترل فکر و رفتارتان را بدست بياوريد و بعد کم کم در حد ۱ يا ۲ بار در هفته لمس آلت را به آهستگی شروع کنيد که به حساسيت اعصاب اين منطقه عادت کنيد و بدون فشار زياد و دفعات غيرقابل کنترل هم بتوانيد به لذت جنسی برسيد. اگر شما در رابطه جنسی باشيد می توانيد دوران ۱ تا ۳ ماه را بدون رابطه جنسی طی کنيد (البته با موافقت شريک جنسی تان) و بعد از اين دوران رابطه جنسی را به صورت دخول با شريک جنسی تان داشته باشيد اما از هرگونه تحريک جنسی ديگر مثل خودارضايی متقابل و غيره خود داری کنيد تا به الگوی جديد رفتاری عادت کنيد. با سپاس از آقای دکترآدرخش مکری، روانپزشک و عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران که در تهيه برنامه ما را همراهی کردند. هفته بعد در مورد روابط جنسی و عاطفی افراد با معلوليت های مختلف و بيماريهای خاص صحبت می کنيم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||