|
'از نو زندگی را ساختن': نگاهی به مشکلات روانی شکنجه شدگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
امسال، بيست و پنجمين سالگرد تاسيس صندوق سازمان ملل متحد در حمايت از قربانيان شکنجه است. سازمان ملل به همين مناسبت کتابی را چاپ کرده تحت عنوان "از نو ساختن زندگی ها" که محور آن آثار شکنجه بر زندگی قربانيان آن و راه های کمک به آنهاست. در مراسمی که برای معرفی اين کتاب در شهر ژنو سوئيس برپا شد "لوئيز آربور"، کميسر حقوق بشر سازمان ملل، گفت بايد به کشورهای جهان يادآوری کنيم که طبق قوانين بين المللی شکنجه کردن ممنوع است و در هيچ شرايطی مجاز نيست. 142 کشور جهان کنوانسيون منع شکنجه را امضا کرده اند اما اين بدان معنا نيست که شکنجه صورت نمی گيرد. گروه های مدافع حقوق بشر می گويند شکنجه و رفتار غيرانسانی همچنان گسترده است. در اين کتاب از جمله از کشورهای بوسنی، روندا، افغانستان و شيلی نام برده شده است. سازمان ملل می گويد شکنجه هم برای قربانی و هم برای شکنجه گر تجربه ای خفت بار است. کتاب "از نو ساختن زندگی ها" به روشنی نشان می دهد که شکنجه، تجربه ای نيست که به راحتی بتوان آن را فراموش کرد. قربانيان شکنجه غالبا برای سال های متمادی به حمايت پزشکی و روان درمانی نياز دارند. ناهيد کشاورز نگاهی دارد به برخی از اين حمايت ها در آلمان: در يک گروه روان درمانی مرکز قربانيان شکنجه که از نقاشی به عنوان شيوه درمان استفاده می شود، رنگ های سياه و خاکستری رنگ غالب است. در اينجا همه رنج ها و دردهايی که بيان نشده است در شکل ها و رنگ ها تصوير می شوند. در ميان مهاجران، کسانی که تجربه دردناک شکنجه را پشت سر گذاشته اند می توانند از امکانات ويژه درمانی استفاده کنند. مراکزی که درمان شکنجه شدگان را برعهده گرفته اند، می کوشند عليرغم دشواری هايی مانند کمبود کادر تخصصی و مشکلات فرهنگی و تفاوت زبان، آنها را کمک کنند. يکی از اين مراکز در شهر کلن آلمان است. "مرکز روان درمانی برای قربانيان شکنجه کاريتاس" مدت ۲۰ سال است که به مهاجرين از کشورهای مختلف کمک می کند.
کمک های اين مرکز در دو بخش خدمات اجتماعی و روان درمانی صورت می گيرد. بخش خدمات اجتماعی می کوشد به قربانيان شکنجه از طريق مشاوره های حقوقی، اجتماعی و رسيدگی به مشکلات اداری آنها (که بيشتر با وضعيت اقامتی آنها مرتبط است)، به امنيت اجتماعی آنها کمک کند. بخش روان درمانی ضمن استفاده از شيوه های گوناگون درمانی چه به شکل فردی و چه گروه درمانی در ارائه نظريه کارشناسانه به دادگاه ها هم فعال است. در کنار مشکلات مالی، اين مرکز با کمبود متخصص و فهرستی طولانی از مراجعه کنندگان منتظر درمان روبروست. "برگيته برانت ويلهلمی "، روانشناس و روانکاو بالينی، مسئول اين مرکز است. او از بدو تاسيس اين مرکز تا کنون برای گسترش و فعاليت بيشتر اين مرکز تلاش کرده است. او در مورد نشانه های بيماری که قربانيان شکنجه از آن رنج می برند، می گويد: "مرور مدام تجارب دردناک، احساس بی تفاوتی و بی حوصلگی، ترس و وحشت که به شکل های مختلف خود را نشان می دهد، بی خوابی و کابوس های مداوم، افسردگی، تمايل به خودکشی، ناآرامی و مشکلات جنسی، از جمله مشکلات قربانيان شکنجه است." او در رابطه با درمان اين گروه می گويد: "ما با شيوه های متفاوت تلاش می کنيم آنها را به وضعيت تعادل روانی باز گردانيم. مثلا گفتار درمانی با استفاده از تمرين های فکری و بدنی، که بيماران می توانند به تنهايی هم انجام دهند، به آرامش آنها کمک می کند." "برگیته برانت ويلهلمی" دشواری های درمان اين گروه از مهاجران را چنين توصيف می کند: "اين بيماران اغلب دير به ما مراجعه می کنند و يا به دليل محدود بودن امکانات ما، دير وقت ملاقات به آنها داده می شود و در نتيجه آنها مدت ها ی طولانی اين مشکلات را با خود حمل می کنند. اين وضعيت به عواقب ديگری از جمله در روابط خانوادگی آنها منجر می شود." اين روانشناس در ارتباط با تفاوت فرهنگی شکنجه شدگان می گويد: "بطور مثال زنی که قربانی تجاوز شده حرف زدن درباره آن برای او دشوار است و اين موضوع معمولا در خانواده پنهان می ماند. با توجه به طيف گسترده فرهنگی که ما در اين مرکز با آن روبرو می شويم، شناختن حد و حريم مراجعه کنندگان برای ما يک دغدغه فکری هميشگی است. نابسامانی های زندگی در اينجا هم کار درمان را مشکل تر می کند." شکنجه شده و شکنجه گر دو سوی يک سکه؟ اما در بررسی مسئله روانی شکنجه دو سو وجود دارد: شکنجه شده و شکنجه گر. چه عواملی يک فرد را به يک شکنجه گر تبديل می کند؟
"رضا کاظم زاده"، روانشناس بالينی که در مرکز روان درمانی قربانيان شکنجه در بروکسل کار می کند، در پاسخ به اين سوال می گويد: "در علم روانشناسی، در يک مورد از افرادی صحبت می شود که انحراف روحی يا جسمی دارند. در بررسی شخصيت روانی، مثلا از "هيتلر" يا "استالين" به عنوان نمونه هايی که دارای منش ساديسمی بوده اند، ياد شده است. نکته ديگری که در روانشناسی برای تحليل شخصيت شکنجه گر به آن می پردازند شخصيتی است که در دوران کودکی به کمبود های عاطفی و تربيتی دچار بوده است. اما در دهه ۹۰ نظريه تازه ای در روانشناسی مطرح شد. اين نظريه بر اين اعتقاد است که افراد، شکنجه گر بدنيا نمی آيند بلکه شکنجه گر ساخته می شوند." دکتر کاظم زاده، مراحل متعدد آموزش افراد برای انجام عمل شکنجه را چنين توضيح می دهد: "در مرحله اول بر خصوصيت فردی تاکيد می شود. فرد از ديگران متفاوت می شود و در عين حال تمرينات سخت جسمی انجام می شود. در مرحله دوم هويت قبلی درهم شکسته می شود. اين کار با ايجاد وحشت مثل بيدار کردن ناگهانی از خواب انجام می شود. فرايند فرهنگ زدايی نيز در اين مرحله انجام می شود. در عين حال تعليم دهندگان شکنجه، رفتارهای غير قابل پيش بينی از خود نشان می دهند . در اين مرحله رابطه فرد با گذشته و خانواده قطع می شود و خواسته های هدفمند ايجاد می شود. مرحله سوم، ايجاد هويت جديد براساس مجموعه ای از ارزش های جديد است. حس تعلق گروهی بالا می رود. در مرحله آخردادن نشانه و درجه و يا لباس خاصی است که علامت عضويت فرد است در گروه جديد. نکته مهم اين است که در مکانيزم روانی به آنها اين احساس داده می شود که آنها برای ارزش های بزرگی مبارزه می کنند يعنی آنها می توانند قوانين و ارزش های آدم های معمولی را زير پا بگذارند. در مورد اين افراد به محض اينکه اين گروه اجتماعی از بين برود شخصيت و هويت فرد از هم می پاشد." ... با بهبود روانی قربانيان شکنجه رنگ ها و موضوع نقاشی ها عوض ميشود؛ خورشيد، آسمان و روشنايی دوباره در نقاشيهای آنها جان می گيرند و آنها با وجود تجربه های متفاوت در حسی مشترک خورشيد را نقاشی می کنند. | مطالب مرتبط تصويب توافقنامه تازه برای منع شکنجه22 ژوئن، 2006 | صفحه نخست صدام: 'آمريکايی ها مرا شکنجه کردند'21 دسامبر، 2005 | صفحه نخست منع کاربرد شواهد به دست آمده زیر شکنجه در بریتانیا08 دسامبر، 2005 | صفحه نخست رايس: آمريکا پيمان منع شکنجه را رعايت می کند07 دسامبر، 2005 | صفحه نخست مفهوم شکنجه در جنگ آمريکا عليه تروريسم06 دسامبر، 2005 | صفحه نخست رايس ادعای شکنجه زندانيان را رد کرد05 دسامبر، 2005 | صفحه نخست 'شکنجه در چين رواج گسترده دارد'02 دسامبر، 2005 | صفحه نخست وزارت کشور عراق، در کانون اتهام آزار زندانيان عراقی 16 نوامبر، 2005 | صفحه نخست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||