|
نگاهی به 'رفتار سرد' آلمانی ها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مهاجران ساکن آلمان از سردی رفتار آلمانی ها شکوه می کنند. گروهی آن را به حساب رفتار ضد خارجی شان می گذارند و گروهی عقيده دارند که آنها با خودشان هم همينطور هستند. آلمانی ها متفاوت هستند، نه تنها با ايرانی ها که با کشورهای ديگر اروپائی هم تفاوت دارند. تاثير مهاجران در تغيير رفتار آلمانی ها را نمی توان ناديده گرفت و همين طور نسل جديد آلمانی که با آگاهی گوشه هايی از رفتار های فرهنگی خود را درهم می شکند. دکتر "اولريش کان"، مردم شناس آلمانی که بيش از بيست سال است از طريق تدريس زبان آلمانی برای خارجيان با آنها تماس دارد، علت رفتار آلمانی ها را چنين بيان می کند: "جنگ عامل بزرگ رفتار سرد آلمانی هاست. اين دليل مهمی است که نبايد فراموش کرد. شکست آلمان در جنگ تنها شکست نظامی نبود. در هم شکستن آرمانهای آنها بود. بعد از جنگ هيچگاه به درستی درباره آن صحبت نشد. همه چيز در سکوت تحمل شد. انرژی که پيش از آن در جنگ و در راه رسيدن به آرمانها صرف می شد مسير خود را تغيير داد و در خدمت ساختن کشور و جنگ در آمد. اما اثرات روانی جنگ باقی ماند." اين مردم شناس آلمانی در ادامه می گويد: "اين شرايط بر روابط خانواده ها و تربيت بچه ها تاثير جدی گذاشت. روابط سرد و خشکی که خالی از هر گونه بيان عواطف بود. نسلی که در اين دوره رشد کرد از خانواده گريزان شد. طغيان های فرهنگی سالهای ۶۰ ميلادی به در هم ريختگی روابط خانواده ها انجاميد. خشم جوانان نسبت به خانواده به ميزانی که در آلمان بود در هيچ کجای اروپا وجود نداشت. در بررسی رفتار امروزی آلمانی ها نمی توان تاثير آن دوره را نا ديده گرفت." "مينا"، ۲۵ سال است که در آلمان زندگی می کند و رفتار سرد آلمان ها را چنين تعريف می کند: "مدت طولانی لازم است تا آنها با آدم رابطه برقرار کنند. محبت آدم را قبول می کنند اما متقابل نيست. حساب جيبشان هميشه جداست. کمک کردنشان به آدم حسابگرانه است. روحيه شادی ندارند. در مهمانی هايشان آدم احساس کسالت می کند. همه چيز می بايد از قبل برنامه ريزی شده باشد." رفتار آلمانی ها در شهر های بزرگ و کوچک با هم متفاوت است. خود آنها معتقد هستند که کسانی که ساکن شمال آلمان هستند سردترند و ساکنين حاشيه راين گرم تر و بازترند. در چند شهر آلمان، به ويژه در شهر کلن، زمستان هر سال جشن خيابانی برپا می شود که طی آن نه تنها چهره شهر با رنگارنگی لباس مردم عوض می شود بلکه جو عمومی نيز با تغيير رفتار مردم، که گرم و شاد می شود، نيز تغيير می کند. البته بايد گفت که مصرف الکل در اين تغيير روحيه کم تاثير نيست. "دورتئا دوستدار"، يک زن آلمانی است که همسری ايرانی دارد. او در مقايسه روحيه ايرانی ها و آلمانی ها می گويد: "اصولا جنوبی ها گرمتر هستند. ايرانی ها در جشن ها رفتاری شادتر از خود نشان می دهند. احترام به بزرگتر در ميان آنها بيشتر است. اما گاه دشوار است که بتوان به درستی فهميد به چه ميزان اين رفتار اصيل و کجا سطحی است. آلمانی ها سردتر هستند. البته بايد در نظر داشت که در ميان نسل جديد تغييراتی بوجود آمده. مثلا در زمان گذشته به سختی همديگر را تو خطاب می کردند در حاليکه امروزه متداول شده." خانم ذوستدار می گويد تنها زمان کوتاهی بعد از جنگ، در ميان آلمانی ها نزديکی زيادی بوجود آمد که آن هم به دليل شرايط دشوار آن زمان بود: "اما با بهتر شدن شرايط اقتصادی رابطه ها بدتر شد. هر کس می خواست سهم بيشتری داشته باشد. اين دوره به نظر من بدترين دوره رابطه ميان آلمانی ها بود . به نظر من حالا بهتر شده است." در حالی که قضاوت در مورد رفتار آلمانی ها به تجربه شخصی مهاجران نيز بستگی دارد، در نگرش گروهی از آلمانی ها - به ويژه جوان ها - تحول تازه ای ديده می شود. از يک سو آنها از "سرد مزاج" توصيف شدن جامعه شان ناخشنودند و از طرفی ديگر زندگی در کنار فرهنگ متفاوت مهاجران، که حضور خود را به تدريج پررنگ تر می کند، ناگزيرشان کرده تا در رفتار خود تامل کنند. نمونه های ديگر از اروپائيان با رفتار سرد دکتر "فريده جعفری" که سالهاست در پاريس زندگی می کند و همکاران فرانسوی دارد می گويد: "فرانسوی ها در مقايسه با ايرانی ها در مجموع رفتار سردتری دارند. رفتارشان چارچوب مشخصی دارد. در حرف زدن صريح هستند و مثل ايرانی ها با کنايه حرف نمی زنند. همبستگی ميان ايرانی ها بيشتر است. شايد دليلش اين باشد که در ايران چون خدمات اجتماعی کم است مردم خود بار بيشتری را بر دوش می گيرند." دکتر جعفری در ادامه می گويد: "چند سال قبل که حدود ۱۵ هزار نفر از افراد سالخورده در اثر موج شديد گرما در فرانسه مردند، جامعه فرانسه تکان جدی خورد. همان ميزان گرما در ايتاليا و اسپانيا هم بود ولی آمار کسانی که جان خود را از دست دادند، تا اين حد بالا نبود.علتش هم اين بود که توجه خانوادگی به پيران در آن کشورها زيادتر است. در کشورهای اسکانديناوی ميزان کمک های دولتی بالاست و در نتيجه چنين اتفاقاتی روی نمی دهد. فرانسه در اين ميان چون از کمک های هر دو طرف بی بهره بود با چنين مصيبتی روبرو شد. در موارد زيادی، مردم به قدری از حال اطرافيان خود بی اطلاع بودند که حتی از مرگ آنها هم خبردار نشدند. فرانسوی ها به سختی از قالب خود بيرون می آيند." "مسعود"، بعد از ۱۰سال زندگی در آلمان به اسپانيا رفته است و تنها برای تمديد اقامتش به آلمان می آيد به نظر او آلمانی ها و اسپانيا ها اصلا با هم قابل مقايسه نيستند. او با اينکه اقامت اسپانيا را ندارد و زندگی دشواری دارد اما زندگی در آنجا را ترجيح می دهد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||