|
تنگنای جوانان خارجی در آلمان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جوانان خارجی در آلمان را می توان به دو گروه تقسيم کرد: گروهی که سالهاست در اينجا زندگی می کنند و يا در اين کشور به دنيا آمده اند و گروهی که بطور موقت در آلمان هستند و وضع اقامتی محکمی ندارند. گروه اول، عمدتا شامل نسل دوم و نسل سوم ترک های مهاجر در آلمان می شوند که در اين کشور به دنيا آمده اند. داشتن اقامت و يا حتی تابعیت آلمان الزاما به معنای جذب کامل در جامعه نيست . اين موضوع طبعا با توجه به عوامل مختلفی مثل داشتن کار و يا امکان تحصيل و وضعيت خانوادگی تغيير می کند. "ناموک"، ۱۸ سال دارد، در خانواده ای ترک بدنيا آمده و مدرسه می رود. در درسش موفق است و در مدرسه احساس تبعيض نمی کند. اما در اوقات فراغت دچار مشکل می شود. او می گويد: "ما را به ديسکو راه نمی دهند. بعضی وقتها با وقاحت می گويند که چون خارجی هستيم، نمی توانيم به آنجا برويم. اين رفتار غرور ما را جريحه دار می کند. من بارها شاهد بوده ام که دوستانم وقتی دعوا را شروع کرده اند که آلمانی ها آنها را تحريک کرده باشند. اما در آخر خارجی ها هستند که به عنوان خشن و اهل دعوا معرفی می شوند." "فاطمه" مادر ترکی است که می گويد: "ما از دو طرف تحت فشار هستيم از يک سو با بچه هايمان مشکل داريم چون نمی توانيم آنها را مطابق سنن ترکی تربيت کنيم از طرف ديگر مدرسه و جامعه به ما فشار می آورد که کمک نمی کنيم تا بچه هايمان طبق شرايط اينجا تربيت شوند. بچه بزرگ کردن در اينجا جدا کار دشواری است." گروه دوم، جوانان خارجی هستند که وضعيت اقامتی محکمی در آلمان ندارند و از امکانات زيادی محرومند. نداشتن اجازه کار آنها را مجبور به ماندن در خانه و يا اقدام به کارهايی می کند که با ارزش های جامعه همخوانی ندارد. در يک پروژه در شهر کلن، که توسط اتحاديه اروپا بودجه آن تامين می شود، ۲۵ جوان از ۸کشور آفريقايی و آسيايی شرکت دارند. اين جوانان، که اقامت و اجازه کار ندارند، با گذراندن دوره ای يک ساله اين امکان را پيدا می کنند که ضمن يادگيری زبان آلمانی و کارآموزی در مراکز مختلف، درصورت بازگردانده شدن به کشورشان مدرکی در دست داشته باشند. "عبدالناصر"، اهل سومالی است. سه سال است در آلمان زندگی می کند و فکر می کند که مسلمان بودنش باعث شده که در اينجا به چشم ديگری نگاهش کنند. "دوريس کولش"، مسئول اين پروژه می گويد: "اين اقدامات در برابر نيازهائی که جوانان خارجی در آلمان دارند هيچ است. اينکه جوانی در بهترين سالهای عمرش مجبورباشد در اتاقی در يک اردوگاه پناهندگان تنها بنشيند و هيچ آينده کاری هم نداشته باشد، اگر او را افسرده نکند می توان تصور کرد که او را به سردرگمی و در مواردی به خلافکاری بکشاند." تغيير قوانين به نفع خارجيان همراه با تسهيلات اجتماعی بيشتر می تواند برای حل مشکل جوانان خارجی راه گشا باشد. اما برخورد و نگاه توده مردم را با برنامه های آموزشی و کار فرهنگی دراز مدت می توان حل کرد. "ايرج اسکندری"، از مادری آلمانی و پدری ايرانی متولد شده است،۲۳ سال دارد و دوره آموزشی پليس را به پايان رسانده و سرگرم کار است. او می گويد: "من رسما به عنوان يک خارجی مشکلی ندارم اما همواره شرايطی پيش می آيد که من احساس کنم بيشتر از ديگران کنترل می شوم و يا نسبت به کار من حساسيت بيشتری وجود دارد. در برخورد همکارانم با خارجيان هم اين تفاوت برخورد را می بينم. اما هيچ دستور العمل رسمی در اين زمينه برای ما وجود ندارد." بحث هايی که در مورد اسلام و مسلمان در می گيرد در برخورد با خارجيان مسلمان هم بی تاثير نيست. گروه های مسلمان و مساجد ترک ها در آلمان تلاش دارند تا در برخوردشان با اتفاقاتی مانند گروگانگيری آلمانی ها در عراق و يا محکوم کردن عمليات تروريستی، افکار عمومی در مورد مسلمانان را تعديل کنند. "فرزاد حکيمی"، در شهر "برانشوايگ " درس می خواند. او می گويد که آلمانی ها در برخورد به مسئله فرهنگی اولين چيزی که به ذهنشان می رسد موضوع مذهب و اسلام است و پيش داوری هايی که در اين زمينه دارند، ارتباط با آنها را سخت می کند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||