|
جنگ عراق و تاثير آن بر سياست خارجی آمريکا | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، روز سه شنبه، 28 ژوئن، در يک سخنرانی خطاب به حضار داخل آمريکا از مردم اين کشور خواست اين موضوع را درک کنند که دولت او مجبور است نيروهای آمريکا را در عراق و افغانستان نگه دارد. به نظر می رسد آمريکا چندين ماه است که بخش اعظم بار امنيتی عراق را بر دوش می کشد و اين موضوع ممکن است مدت ها ادامه داشته باشد. برخی از تحليلگران حتی عراق را با ويتنام مقايسه کرده اند که نيروهای آمريکايی سال ها در باتلاق آن گير افتاده بودند. اما تاثير حضور نيروهای نظامی آمريکا بر سياست خارجی اين کشور چيست؟ مقايسه وضعيت عراق با باتلاق ويتنام چيز جديدی نيست و کمکی به درک بهتر يا حل قضيه نمی کند، اما شکی نيست که نيروهای نظامی آمريکا به دليل تعهداتی که در عراق و افغانستان دارند دچار گرفتاری جدی شده اند. برخی سربازان آمريکا در عراق اکنون سومين دوره ماموريت خود را در آن کشور طی می کنند و وزارت دفاع آمريکا هم به دليل عدم استخدام سربازان جديد به مقدار کافی، به دليل کم بودن انگيزه کافی برای پيوستن به ارتش در ميان جوانان، دچار بحران شده است. فشاری که بر ارتش آمريکا وارد آمده، بر سياست خارجی آن کشور هم بی تاثير نبوده است. آمادگی جورج بوش به تن دادن به شيوه های ديپلماتيک در برخورد با ايران و کره شمالی در خصوص تحقيقات هسته ای آن دو کشور تا حدودی ناشی از اين واقعيت است که وزارت دفاع آمريکا ديگر به اندازه کافی نيروی نظامی ندارد که به جايی ديگر گسيل دارد. البته از سوی ديگر هم توسل به زور در برخورد با کره شمالی يا ايران هم شيوه مقبولی به نظر نمی رسد. بدين ترتيب دولت جورج بوش برای برخورد با مشکلات امنيتی به شيوه های ديگر روی می آورد. اجلاس سران هشت کشور قدرتمند جهان، دو هفته ديگر در اسکاتلند برگزار خواهد شد و مواضع آقای بوش در آن می تواند از چگونگی و ميزان تغيير سياستهای آمريکا حکايت کند. قرار است مسئله آفريقا در صدر فهرست مذاکرات در اجلاس سران قرار گيرد. آفريقا و معضلات آن قاره چنان جايگاهی در معادلات امنيتی آمريکا دارد که کالين پاول وزير امور خارجه سابق آن کشور اخيرا گفت مسئله توسعه در آفريقا يکی از مسايل اصلی مربوط به امنيت ملی آمريکا تلقی می شود. در خاورميانه نيز دولت آمريکا برای رسيدن به اهداف سياست خارجی خود، يعنی گسترش دموکراسی، به اين نتيجه رسيده که استفاده از ابزارهايی چون کمک اقتصادی و اقناع سياسی می تواند موثرتر از نيروی نظامی باشد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||