|
در انديجان چه گذشت | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در پی يک هفته نا آرامی سياسی در ازبکستان و تلاش دولت اين کشور برای متقاعد کردن جهانيان براينکه سبب ساز اين نا آرامی ها گروه های تندرو اسلامی بوده اند که خيال سر نگونی حکومت اين کشور و بر پایی حکومت اسلامی را داشته اند، جهانيان توانستند با يکی از رهبران اين "تندروان اسلامی" آشنا شوند. بختار رحيموف، کشاورز دامدار خرده پای قره سو - شهری مرزی با جمعيتی 20 هزار نفره است که سالهاست به برکت سياست های حکومت مرکزی از بيکاری رو به رشد و اقتصاد ويران رنج می برد. آنچه که در چهره بختار رحيموف اما بيشتر هويدا بود ساده لوحی و درماندگی يک انسان بود تا رهبری فرهمند با روابط پيچيده با شبکه های تروريستی اسلامی. ازبکستان از جمله پنج کشور آسيای ميانه است که در پی فروپاشی اتحاد شوروی در 1991 به هيات کشورهای مستقل مشترک المنافع (همسود) درآمد. در آن روزها اميد جهانی بر اين بود که در اين جمهوری ها به برکت منابع بزرگ طبيعی و نيروی انسانی نسبتا ماهر - در قياس با همسايگان - اصلاحات اقتصادی و سياسی در مدتی کوتاه به شکل گيری نظام های دمکراتيک و شايسته سالار منتهی شود. اما خيلی زود چنين اميدی به ياس انجاميد. ميراث بر جای مانده از دوران شوروی سابق بويژه در عرصه سياسی سخت جانتر از آن بود که گمان می رفت. از سوی ديگر رهبران اين سرزمينها خيلی زود جامه کمونيسم را از تن در آوردند و رخت ناسيوناليسم غرب گرايی را به تن کردند و بدنبال رفراندوم های پياپی که هميشه با اقبال 99 درصد جمعيت روبرو بود، اين رهبران به هيات مردان سياسی برای تمام فصول درآمدند. قانون اساسی خود نوشته در اين کشورها، اينان را قادر کرد تا کرسی رياست را برای تمام عمر به نام خود کنند. تمرکز قدرت در دست گروهی محدود، نبود شايسته سالاری و فساد روبه رشد رفته رفته مردم اين کشورها را از دولتهايشان رويگردان کرد. اختناق گسترده ، امکان سازمان يابی سياسی دمکراتيک را از مردم گرفت و يگانه بديلی که در اختيارشان ماند پيوستن به گروه های تندرو زيرزمينی شد.
در فرهنگ سياسی اين کشورها، گفتگو با مخالفان به معنای ضعف حکومت تعبير می شود و از اين رو تنها انتخاب برای دولت تکيه بر اهرم سرکوب است و بس که البته آن را نيز نمی توان بی نهايت بکار برد. در عرصه اقتصادی نيز طرح بر پائی اقتصادی آزاد مبتکی بر بازار سرانجام به انحصار دولت و گروهی کوچک محدود شد که توانسته بودند در روزهای پايانی حکومت شوروی با زده بندهای قومی - قبيله ای بيشترين ميراث را از آن نظام به ارث ببرند. آنچه که امروزه در بسياری از اين کشورها شاهد آنيم، قطبی شدن جامعه و از بين رفتن تدريجی طبقه متوسط است. در سوئی گروهی نوکيسه که از امکانات رفاهی نجومی بر خوردارند و در سوی ديگر توده فقير درمانده. چهره اين توده فقير را در روزهای گذشته بارها در خيابان های انديجان و قره سو و يا در چادرهای پناهندگان آن سوی مرز ديديم. انقلاب های رنگارنگ از سرخ گرفته تا بنفش و نارنجی در جمهوری های ديگر شوروی سابق همه نشانه هائی از اين داشت که 14 سال پس از فروپاشی شوروی، مردم اين کشورها به جد خواهان اصلاحات عميق سياسی - اقتصادی اند و حضور خيابانی يا سياست خيابانی را عاملی تعيين کننده برای تغيير وضع موجود می بينند. در گرجستان، اوکرائين و قرقيزستان جنبش سياست خيابانی با پيروزی همراه بود. در ازبکستان اما گويآ چنين به نظر می آيد که جنبش سرکوب شده است. اما اين شتاب زده ترين نتيجه گيری است که می توان از فرجام اعتراض انديجان و قره سو گرفت. نخست اينکه هر چند دامنه اعتراض در ازبکستان به خاطر سرکوب گسترده حکومت محدود شد اما نبايد فراموش کرد که اين اعتراض ها اعتبار و کارائی حکومت را به زير سئوال برد و سبب ايجاد نگرانی جدی در اهل قدرت شد. نگرانی از آينده ای نه چندان روشن. نکته دوم اين که عملکرد دولت ازبکستان و صف بندی بين المللی چندان هم به زيان نيروهای مخالف نبود. اتحاديه اروپا و سپس با کاهلی چشم گير دولت آمريکا به نقد عملکرد دولت ازبکستان نشستند. حتی روسيه نيز که همواره تلاش داشت تا از آنچه که می توان آنرا "وضع موجود" ناميد حمايت کند، مجبور شد تا در برابر اعمال سرکوب گسترده ازر سوی دولت ازبکستان اظهار نگرانی کند. و سر آخر سازمان ملل از دولت ازبکستان خواست تا با انجام تحقيقات بين المللی درباره کشتار انديجان موافقت کند. پس سياست جهانی چندان بی اعتنا نماند. نکته سوم هم اينکه برای نخستين بار در تاريخ آسيای ميانه اعتراض های مردمی در منطقه ای بسيار دور و پرت افتاده که حتی بسياری نام آن را هم نشنيده بودند، برای چند روزی در راس خبر های جهان درامد و کار کرد حکومتی طرفدار غرب را زير سئوال برد. همه اين عوامل به گمان من خواب خوش بسياری از اهل قدرت را در اين نقطه بهم می زند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||