|
نقش رسانه ها در انتخابات بريتانيا | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در دنيا هيچ انتخاباتی بدون بررسی و تحليل آزادانه برنامه های احزاب به وسيله رسانه ها، انتخابات آزادی نخواهد بود. گفتگوی رسانه ها با رهبران سياسی و به چالش کشيدن کارنامه های قبلی و وعده های آتی آنها در مقاله و گفتار است که مردم را برای تصميم گيری نهايی آماده می کند. نقش رسانه های چاپی در جريان مبارزات انتخاباتی در بريتانيا پرسابقه و حياتی است و به عقيده بعضی صاحبنظران حتی تعيين کننده است زيرا مطبوعات حق دارند جناحی عمل کنند. چند روز پيش روزنامه عامه پسند "سان" که تيراژی ده ميليونی دارد به شيوه دودکش سقف نمازخانه واتيکان که دود سفيدش انتخاب پاپ جديدی را مژده می دهد، از دودکش سقف اداره اش دودی قرمز رنگ رها کرد. قرمز رنگ حزب کارگر بريتانيا است. روز بعد "سان" به خوانندگانش توصيه کرد برای سومين بار به حزب کارگر رای دهند.
روزنامه "سان" که بخشی از امپراطوری انتشاراتی و تلويزيونی روپرت مرداخ سرمايه دار استراليايی است، در طول دهه های ۷۰ و ۸۰ ميلادی از حزب محافظه کار حمايت می کرد ولی از اوايل دهه ۹۰ تغيير موضع داد و طرفدار تونی بلر رهبر حزب کارگر شد. دليل اين حمايت سياسی را ترور کاونا (Trevor Cavena) سردبير "سان" به اين صورت توضيح داد: "در طول مبارزات انتخاباتی جاری و در حقيقت در جريان فعاليت مجلس قبلی، ما همواره گفته بوديم که تونی بلر، نخست وزير و گوردون براون، وزير دارايی در خور ستايشند، به ويژه در حفظ ثبات اقتصادی. آنها اقتصاد شکوفايی را از دولت قبلی تحويل گرفتند و در اين ۸ سال آنرا گسترش دادند. اصلاحات اين دولت در سيستم رفاه اجتماعی و توليد کار و پيشه و افزايش بودجه نهادهای بهداشت و درمان، همه از کارهای مثبت و موفق اين دولت بوده است که در خور حمايت است." روزنامه های به اصطلاح جدی تر که مدعی اند برای خوانندگانشان احترام و اعتبار بيشتری قائل هستند و توصيه و حکم در کارشان نيست به تجربه نشان داده اند که در آستانه انتخابات لحن سرمقاله هايشان حالت توصيه پيدا می کند، اما لحنی ظريف تر و هوشمندانه تر از رقيبان عامه پسندشان. در مقايسه نهايی، بحث اصلی روزنامه های به اصطلاح معتبر تر آن است که آنها به اصول پای بند هستند. درباره پشتيبانی روزنامه "سان" از حزب کارگر يکی از تحليلگران روزنامه "گاردين"، رسانه ای که خود شهرت طرفداری از اين حزب را دارد، دوباره همان مقايسه دودکش واتيکان و رای کاردينال ها در رم را به ميان کشيد. گاردين نوشت: "در دنيای انتشارات و رسانه ای که روزنامه سان به آن تعلق دارد فقط يک کاردينال وجود دارد و آن روپرت مرداخ، رييس کمپانی News Corporation البته روزنامه های جدی تر هم که تيراژشان به مراتب کمتر از روزنامه هايی مانند "سان" است بدون رنگ و بوی سياسی نيستند. روزنامه هايی مانند "تايمز" و "ديلی تلگراف" به طرفداری از محافظه کاران شهرت دارند و"گاردين" بيشتر طرفدار حزب کارگر شناخته می شود و روزنامه "اينديپندنت" با "ليبرال دموکرات ها" همفکر تر است. ولی دکتر علی محمدی، استاد ارتباطات و رسانه ها در دانشگاه ناتينگهام ترنت می گويد روزنامه های اين کشور ارگان يا سخنگوی احزاب نيستند: "روزنامه ها به دليل سوابق تاريخی شان در هنگام انتخابات بسيار دست به عصا راه می روند. يعنی اکثرا سياست های احزاب را به بحث و انتقاد می گيرند و گاهی اوقات هم خودشان يک رشته تحقيقات در افکار عمومی می کنند تا ببينند مردم بيشتر طرفدار کدام حزب شده اند. ولی خود روزنامه در اين کار پيش قدم نيست، بلکه تحليل کننده و آشکار کننده سياست های احزاب است." در حاليکه رسانه های جديد تر مانند راديو و تلويزيون وقت زيادی به پوشش مبارزات انتخاباتی اختصاص می دهند، ولی بر اساس قانون نمی توانند جناحی عمل کنند. تمام احزاب در راديو و بخصوص تلويزيون برنامه های خود را تبليغ می کنند اما بر اساس جدولی متناسب با تعداد نمايندگانی که در آخرين مجلس داشتند. حزب هايی هم که نماينده نداشتند و يا تازه تاسيس هستند بر اساس فرمولی يکسان وقت تبليغ می گيرند. موضوع مهم ديگر ملی بودن اين تبليغات است. يعنی بر خلاف شيوه تبليغ سياسی در رسانه های آمريکا، احزاب بابت اين تبليغات پولی پرداخت نمی کنند. دکتر محمدی دليل اين محدوديت های قانونی را به اينصورت تشريح می کند: "اولا راديو و تلويزيون در برابر دولت مسئول هستند. از طرف ديگر وابسته به بعضی سازمان های تجارتی يا نيمه دولتی هستند. بنابر اين آنها آزادی عمل مطبوعات را ندارند. نه اينکه آزاد نيستند ولی نمی توانند در تنش هايی که بين حزب ها در فعاليت های انتخاباتی شان وجود دارد، وارد شوند. راديو و تلويزيون نمی تواند طرفداری کند بلکه بايد بيشتر شفاف گويی کند تا مردم بتوانند تصميم بگيرند." رسانه جديد تر از راديو و تلويزيون اينترنت است که هيچ محدوديتی برای فعاليت سياسی آن وجود ندارد. نه تنها تمام احزاب سايت اينترنتی دارند بلکه تمام کانديداها هم وبلاگ نويس شده اند. شايد همين تمايل به رسانه های امروزی تر باشد که شيوه های سنتی تر تبليغات سياسی را به تدريج متنوع کرده است. "شاهد" سردبير روزنامه پاکستانی تباران بريتانيا از اين تغييرات می گويد: "مبارزات انتخاباتی در اين روزها کاملا به وسيله رسانه ها کارگردانی می شود. الان، چند هفته بعد از آغاز مبارزات انتخاباتی، نه کسی در خانه مرا زده تا برای خودش تبليغ کند و نه کانديداهای احزاب به سراغ ما آمده اند. همه چيز يا از طريق مطبوعات تبليغ می شود يا اينترنت." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||